کد خبر:۱۹۰۷۵۲
بررسی استراتژیک کشور اردن
در اردن با شکلگیری نخستین جرقههای اعتراضات و شکلگیری تجمعات اعتراضی، اسلامگرایان این کشور بسیار محتاط عمل کردند تا از مسالمتآمیز بودن این انقلاب اطمینان حاصل کنند و پس از آن که ...
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»؛ بی گمان توازن و ساختار قدرت در حوزه عربی-اسلامی خاورمیانه و شمال آفریقا به گونهای است که هر نوع تغییر و تحول ساختاری در آن، ضمن تأثیرات گسترده درون حوزهای، سبب لرزشهای ژئوپلیتیکی نوینی در سطوح گوناگون بینالمللی میشود، بنابراین با اوجگیری قیامهای مردمی و گسترش موج بیداری اسلامی در این حوزه و سقوط زودهنگام برخی از دیکتاتورها، نه تنها تاج و تخت بیشتر حکومتهای عربی لرزان شده است، بلکه همگام با سرعت تغییر و تحولات در خاورمیانه و شمال آفریقا و نیز ضعف شدید جایگاه و عمق استراتژیک رژیم اشغالگر قدس، شرایط کنونی حاکی از اضطراب و دگرگونیهای گسترده در نگرشهای استراتژیکی قدرتهای ذی نفوذ نسبت به روند و چشمانداز این تحولات است، بویژه آن که فرآیند قیامهای کنونی، بیانگر شکلگیری موج سومی از بیداری اسلامی در این حوزه است، لذا برای این حوزه پيشبيني، باید موقعیت استراتژیک کشورها و به تبع آن میزان قدرت آنها مورد بررسی قرار گیرد.
در این مقاله سعی خواهد شد موقعیت استراتژیک اردن از زوایای متعدد مورد بررسی قرار گیرد.
از دیرباز واژه اردن رایج بوده و گاه نیز به صورت کنعان به کار رفته است. روزگاری بدان مملکت موآب، مملکت ادوم و مملکت جلعاد نیز میگفته اند. در دوره جنگ های صلیبی بدان نام ولایتهای مونترال، کرک و مملکت لاتینی اورشلیم نیز داده شده است. نام رسمی این کشور اُردُن هاشمی به عربی (اَلمَمْلَکَة اَلأُرْدُنِیَّة اَلهَاشِمِیَّة) است و نام بینالمللی آن اردن است.
سابقه تاریخی اردن
نگاهی به سابقه تاریخی اردن نشان می دهد که این کشور از لحاظ تاریخی سابقه طولانی ندارد. در پایان جنگ جهانی اول پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، جامعه ملل کشور سوریه را تحت قیومیت فرانسه و فلسطین را تحت قیومیت انگلیس تشکیل داد.
۸۰ درصد از منطقه فلسطین تحت قیومیت انگلیس در ناحیه خاور رود اردن یا «فرا-اُردن» واقع شده بود. در سال ۱۹۲۱، بریتانیا کنترل نیمهخودگردان فرا-اردن را به خاندان هاشمی که در جنگ داخلی برای کنترل مکه و مدینه از خاندان سعود شکست خورده بودند، واگذار کرد.
هاشمیها تا پایان جنگ جهانی دوم بر فرااردن حکومت کردند. در سال ۱۹۴۶ بریتانیاییها از سازمان ملل متحد خواستند تا به قیومیت فلسطین در فلسطین فرااردن خاتمه دهد. با تصویب این درخواست توسط سازمان ملل، پارلمان عبدالله بن الحسین امیر فرا اردن و فرزند حکمران سابق حجاز، عربستان را اولین حاکم «پادشاهی اردن هاشمی» اعلام کرد.
اردن یکی از دو کشوری است که نامشان برگرفته از نام یک خاندان است؛ کشور دیگر عربستان است که وجه تسمیه آن خاندان سعود است.
در سال ۱۹۵0 فرااردن، کرانه باختری را که بهدنبال آتشبس پس از جنگ مجمع اعراب و اسرائیل و اعلام استقلال در سال ۱۹۴۸ تحت کنترل داشت، به خود ملحق کرد؛ البته تنها انگلستان این الحاق را به رسمیت شناخت، بنابراین در روزگار اخیر بواسطه استعمار بریتانیا سرنوشت اردن با فلسطین توأم بوده است؛ بدین جهت بریتانیا سرزمین شرقی رود اردن را فرااُردن نامگذاری کرد.
کشور اردن مدتی تحتالحمایه انگلستان بود تا آن که مستقل و خودپا شد؛ حکومتی که در اردن بر سر کار آمد از خاندان شریف حسین الهاشمی بود، از این رو از سال 1949 کشور اردن به نام اردن هاشمی شناخته شد. پس از استقلال اردن از بریتانیا، شاه عبدالله اول بر این کشور حکمرانی میکرد. پس از ترور شاه عبدالله اول در سال۱۹۵۱در اورشلیم، پسرش طلال ابن عبدالله برای دورهای کوتاه پادشاه شد.
بزرگترین موفقیت شاه طلال تصویب قانون اساسی اردن بود. وی در سال۱۹۵۲به دلیل بیمار اسکیزوفرنی از سلطنت برکنار شد. در آن زمان پسرش حسین برای پادشاه شدن بسیار جوان بود و بنابراین یک کمیته ویژه، اردن را اداره میکرد.
پس از اینکه حسین به سن ۱۸ سالگی رسید، از سال ۱۹۵۳تا ۱۹۹۹بر اردن حکومت کرد و در این مدت بر بسیاری از چالشهای سلطنتش از جمله جلب وفاداری ارتش و تبدیل شدن به نماد وحدت و ثبات هم برای بادیهنشینان و هم برای جوامع فلسطینی اردن، فائق آمد.
در سال ۱۹۹۱شاه حسین به حکومت نظامی پایان داد و در سال ۱۹۹۲به قانونی سازی تأسیس احزاب سیاسی اقدام کرد. در سال های ۱۹۸۹و ۱۹۹۳انتخابات پارلمانی در اردن برگزار شد. ایجاد تغییرات بحث برانگیز در قانون انتخابات باعث شد اسلام گرایان انتخابات سال ۱۹۹۷ را تحریم کنند. ملک عبدالله دوم پس از فوت پدرش در فوریه ۱۹۹۹ جانشین وی شد. عبدالله بسرعت به تأیید مجدد پیمان صلح اردن-اسرائیل با اسرائیل و تقویت روابط اردن با ایالات متحده آمریکا پرداخت. عبدالله در اولین سال حکومتش ایجاد اصلاحات اقتصادی را در دستور کار خود قرار داد. تداوم مشکلات ساختاری اقتصاد اردن، جمعیت رو به رشد و بازتر شدن فضای سیاسی باعث شد احزاب سیاسی مختلفی در این کشور تشکیل شود. در عین حال که شاه عبدالله همچنان قدرت مطلقه را در اردن در اختیار دارد، پارلمان نیز در این کشور نقش مهمی ایفا میکند.
موقعیت ژئوپلتیک و جغرافیایی اردن
پادشاهی اردن هاشمی کشوری در منطقه خاورمیانه است. این کشور از شمال با سوریه، از شمال شرق با فلسطین اشغالی، از غرب با کرانه باختری رود اردن و از جنوب و شرق با عربستان سعودی همسایه است.
بخش زیادی از خاک این کشور را بیابان پوشانده است، اما در بخش غربی آن ارتفاعات به چشم میخورد. بلندترین نقطه اردن جبل رم با ارتفاع ۱۷۳۴ متر از سطح دریا است و پستترین نقطه آن بحرالمیت مي باشد که ۴۲۰ متر پایینتر از سطح دریا قرار دارد.
مساحت کشور اردن به طور عمده از صحراهای خشک و بایر تشکیل شده است، اما در قسمتهای غربی ارتفاعاتی نیز وجود دارد. در نوار مرز غربی اردن، رود اردن جاری است که این کشور را از رژيم صهيونيستي جدا میکند. بلندترین نقطه اردن، قله جبل رم (۱۷۳۴ متر) است و پستترین نقطه آن دریای مرده (البحر المیت) مي باشد.
سرزمین اردن کنونی را بخشی از گهواره تمدن بشریت دانستهاند. شهرهای عمده اردن امان (پایتخت) در شمال غربی و شهرهای اربد و الزرقا در شمال هستند. از آنجا که قسمت اعظم اردن صحراست، آب و هوای آن نیز خشک و بیابانی است؛ این در حالی است که قسمت غربی کشور در طول دوران بارندگی سالیانه، (از نوامبر تا آوریل) شاهد بارش نسبی مي باشد.
اردن دارای 89 هزار و 206 کيلومترمربع مساحت است. اين کشور شامل فلاتي وسيع و بياباني است که ارتفاعش از شرق به غرب کاهش مي يابد. تنها بخشي از شمال غربي آن حالت جلگه اي دارد. نواحي مجاور بحرالميت در غرب آن که 400 متر پايين تر از سطح دريا است، گودترين ناحيه جهان به شمار مي آيد.
اردن در واقع بخشي از دشت هاي وسيع گوشه شمال غربي شبه جزيره عربستان محسوب مي شود. مهم ترين رود آن با 300 کيلومتر طول، رود اردن يا نهر الاردن است که از ارتفاعات شرقي سرچشمه مي گيرد و به دريا مي ريزد. اين کشور، آب و هواي معتدل مديترانه اي دارد. اردن به 13 ناحيه تقسيم مي شود و مرکز حکومت آن شهر امان است. اين کشور به عنوان کشوري مستقل، پديده اي متعلق به قرن بيستم ميلادي است و قبل از آن هيچ گاه موجوديت مستقلي نداشته است.
بزرگ ترين گروه قومي آن، اعراب بدوي هستند که در ابتداي تأسيس اميرنشين اردن 40 درصد سکنه آن را تشکيل مي دادند، ولي امروزه هفت درصد مردم اردن از اين قوم هستند. آنها به رغم کمي جمعيت، نقش عمده اي در رژيم سياسي دارند. اقليت هاي ديگر، چرکس ها و شيشاني ها (چچن ها) هستند که اولي سني مذهب و دومي شيعه مي باشند. زبان رسمي اردن عربي است. جمعيت اردن به حدود چهار ميليون نفر بالغ مي گردد که نيمي از آنها را فلسطينيان تشکيل مي دهند. اردن در سياست خارجي وابسته به غرب است و در مناسبات با کشورها از اين الگو پيروي مي کند.
موقعیت اقتصادی اردن
اردن کشوري کوچک با منابع طبيعي محدود است. اين کشور در حال حاضر راه هايي براي گسترش تأمين منابع محدود خود مييابد و بويژه از طريق همکاريهاي منطقهاي از منابع موجود خود استفاده بهتري ميبرد. همچنين اردن در تأمين قسمت اعظمي از نيازهاي انرژي خود به منابع خارجي وابستهاست.
در خلال دهه 90، نيازهاي نفت خام اين کشور از وارداتي که از عراق و ديگر کشورهاي همسايه ميشد تأمين ميگرديد. از اوایل سال 2003، نفت مورد نياز اردن توسط کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج تأمين ميشد؛ علاوه بر آن، خط لوله انتقال گاز عرب از مصر به شهر بندري عقبه واقع در جنوب اردن در سال 2003 تکميل شد. دولت اردن در نظر دارد اين خط انتقال گاز را به شمال و تا منطقه امان و مناطق وراي آن گسترش دهد.
از سال 2000 به اين سو، صادرات محصولات توليدي سبک، که عمدتاً شامل منسوجات و پوشاک توليد شده در مناطق صنعتي استاندارد که بدون تعرفه و سهميه وارد آمريکا ميشود، نيروي پيش برنده رشد اقتصاد اين کشور بوده است.
اردن در سال 1997 که ميزان تجارت دو جانبه 395 ميليون دلار بود، 6.9 ميليون دلار کالا صادر کرد و در سال 2002 در حالي که ميزان تجارت دوجانبه اين کشور به 5.1 ميليارد دلار رسيده بود، صادرات کالاي آن به 661 ميليون دلار رسيد؛ رشد مشابهي که در صادرات اردن به آمريکا با قرارداد تجارت آزاد آمريکا- اردن که دوجانبه ميباشد و در دسامبر سال 2001 به اجرا درآمد، در صادرات اردن به اروپا به موجب قرارداد دوجانبه انجمني و صادرات اردن به ديگر کشورهاي منطقه مشاهده ميشود. اقتصاد اردن از حالت سنتي آن که وابستگي به صادرات فسفات و پتاس، پول هاي خارجي و کمک هاي ديگر کشورها بوده است، فاصله گرفته است. دولت وعده داده است که فناوري اطلاعات (IT) و گردشگري نيز به بخشهايي تبديل خواهند شد که رشد نويدبخشي در آنها به وجود خواهد آمد.
منطقه اقتصادي ويژه عقبه که ماليات کمي به آن تعلق ميگيرد و مقررات سهل گيرانهاي بر آن حاکم است به عنوان چارچوبي که توسط دولت براي رشد اقتصادي تحت هدايت بخش خصوصي تأمين شده، در نظر گرفته ميشود. قرارداد تجارت آزاد (FTA) بين اردن و آمريکا که در دسامبر 2001 نافذ شد، تا سال 2010 تقريباً تمامي عوارض متعلق به کالا و خدمات را بتدريج حذف کرد. اين قرارداد همچنين زمینه را براي بازار آزاد بيشتر در زمينه ارتباطات، ساختماني، مالي، بهداشت، حمل و نقل، خدمات و اعمال سختگيرانه استانداردهاي بين المللي با هدف حمايت از مالکيت معنوي فراهم ميآورد.
در سال 1996 آمريکا و اردن قرارداد هواپيمايي درون مرزي امضا کردند که زمينه را براي هواي آزاد بين دو کشور فراهم آورد و معاهده آمريکا-اردن به منظور حمايت و تشويق سرمايه گذاري دو جانبه در سال 2003 به اجرا درآمد. اردن از سال 2003 به عضويت سازمان تجارت جهاني درآمده است، پس از به کارگيري FTA، صادرات صنايع نساجي و پوشاک اردن از سال 2000 تا 2005 رشدي معادل 2000 درصد داشته است.
بنا به اعلام کميته کار ملي، که يک NGO مستقر در آمريکاست، اردن در زمينه فروش شکلات بخش توليدات صادرات- محور رشد سريع و قابل توجهي داشته است. در طبقه بندي بانک جهاني، اردن در رديف کشورهاي با درآمد متوسط رو به پايين قرار ميگيرد. سرانه توليد ناخالص ملي اردن براي سال 2003 تقريباً1، 817 دلار بوده و به طور ميانگين 14.5 درصد از جمعيت اين کشور که از لحاظ اقتصادي فعال محسوب ميشوند در سال 2003 بيکار بودهاند. سرانه توليد ناخالص ملي اردن در سال 2005 به 200.4 دلار آمريکا رسيده است. سطح آموزش و ادبيات و ميزان رفاه اجتماعي اردن در مقايسه با کشورهايي که داراي درآمدي مشابهي هستند، بالاست.
طیفهاي جمعیتی اردن
جمعیت اردن 5.8 میلیون نفر است. اغلب جمعیت اردن از نسل اعراب بدوی هستند، یا اصلیت قومی نژادی دارند که ۴۰ درصد جمعیت اردن را به خود اختصاص میدهد. با وجود این، ۵۵ درصد جمعیت اردن از اصل و تبار فلسطینی هستند که پس از جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ و جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷ از فلسطین گریخته یا به عنوان پناهنده به اردن وارد شده و در آنجا تابعیت اردن را پذیرفتهاند.
آن طور که ثبت شده است، حدود سه میلیون نفر به عنوان پناهنده فلسطینی و آواره در اردن ساکن هستند که بيشتر آنها شهروند این کشور شدهاند. از سال ۲۰۰۳ م. به اینسو نیز شمار زیادی از عراقیهایی که از جنگ عراق گریختهاند در اردن اقامت داشتهاند، که تا کنون اقدامی برای شمارش و احصای آنها صورت نگرفته است. پنج درصد باقی مانده جمعیت اردن را اقلیتهای نژادی مختلفی تشکیل میدهند که شامل سوریها، چچنیها، قرقیزستانیها، آشوریها، ارمنیها و اکراد میشود که برخی از آنها خود را با فرهنگ عرب وفق دادهاند.
شمار لبنانیهایی که از زمان درگیری اسرائیل و لبنان در سال ۲۰۰۶ اقامت دائم در اردن داشتهاند ثبت نشده است، اما چنین برآورد میشود که شمار این افراد بسیار کم باشد.
زبان رسمی اردن عربی است، اما انگلیسی نیز تا حد زیادی در امور تجاری و دولتی و نیز میان مردم تحصیلکرده مورد استفاده قرارمی گیرد. آموزش زبان عربی و انگلیسی در مدارس دولتی و خصوصی اجباری است. زبان فرانسوی نیز در برخی از مدارس دولتی تدریس میشود، اما آموزش آن اجباری نیست. بعد اجتماعی و اقتصادی، ناپایدار و متزلزل است.
وضعیت سیاسی
حكومت اردن سلطنت مشروطه است. پادشاه 30 عضو مجلس سنا – يكي از دو مجلس مجمع ملي – را انتصاب، و كساني را براي پست هاي نخست وزيري و وزراي كابينه نامزد ميكند. دوره خدمت سناتورها هشت سال است و هر چهار سال نيمي از آنها بازنشسته ميشوند. 80 عضو مجلس نمايندگان هر چهار سال با رأي تمامي افراد بالغ انتخاب ميگردند.
حزب عمده سياسي اخوان المسلين است. اردن يک کشور پادشاهي مشروطهاست که قانون اساسي آن در 8 ژانويه 1952 به تصويب رسيده است. قوه مجريه در اختيار پادشاه اردن و هيئت وزيران وي است. شاه کليه قانون ها را امضا و تصويب ميکند. دوسوم از هر دو مجلس ملي اردن ميتوانند رأي وتو پادشاه را لغو کنند. پادشاه ميتواند با ارائه حکم، کليه قضات را نصب و خلع کند، اصلاحيه قانون اساسي را تصويب کند، اعلام جنگ نمايد و به نيروهاي مسلح فرمان بدهد. تصميمات کابينه، احکام دادگاه ها و واحد پول ملي به نام وي صادر ميشود. هيئت وزيران به رياست نخست وزير، توسط شاه تعيين ميشود، او همچنين ميتواند بنا به درخواست نخستوزير هر کدام از اعضاي کابينه را اخراج کند. کابينه بايد در مورد موضوعات مربوط به سياست کلي، در برابر مجلس نمايندگان اردن پاسخگو باشد و اين مرجع ميتواند با رأي «عدم اعتماد» دوسوم از اعضايش، کابينه را مجبور به استعفا کند.
در قانون اساسي سه دسته دادگاه پيشبيني شده است؛ دادگاه مدني، مذهبي و ويژه. اردن از نظر اجرايي به 13 حوزه فرمانداري تقسيم ميشود که هر يک از اين حوزهها توسط يک فرماندار منصوب از طرف پادشاه اداره ميشوند. آنها در کليه ادارات دولتي و طرحهاي توسعه مناطق تحت اختيار خود، قدرت انحصاري دارند. نيروهاي مسلح سلطنتي و اداره کل اطلاعات اردن تحت کنترل پادشاه هستند.
عبدالله پس از مرگ پدرش ملک حسین در ۷ فوریه ۱۹۹۹ به پادشاهی رسید. حسین در ۲۴ ژانویه وی را ولیعهد خواند و وی را جایگزین برادرش شاهزاده حسن کرد که سالهای زیادی این منصب را در اختیار داشت. این تصمیم وی چندان مطلوب عموم واقع نشد؛ چرا که مادر عبدالله، شاهزاده مونا الحسین آنتونیت آوریل گاردینر (که عموماً از وی تحت عنوان تونی آوریل گاردینر نام برده میشد) در اصل، زاده انگلیس بود. امری که بحث بسیاری را به راه انداخت، این مسئله است که وی تنها پادشاه اردن است که از دودمان انگلیسی و عربی است.
در ۲۸ نوامبر ۲۰۰۴، عبدالله عنوان ولیعهد را از برادر ناتنی خود شاهزاده حمزه پس گرفت - وی در ۷ فوریه ۱۹۹۹ برادرش را طبق خواسته پدرش به این مقام منصوب کرده بود - عبدالله در نامهای که خطاب به برادرش نوشته بود و در تلویزیون دولتی اردن متن آن قرائت شد به وی گفت: «در اختیار داشتن این مقام نمادین آزادی تو را سلب کرده و مانع از آن میشود که بتوانیم مسئولیتهای خاصی را که تو دارای شایستگی آن هستی به تو واگذار کنیم.» از آن زمان هنوز جانشین ولیعهدی اردن مشخص نشده است، اما برخی تحلیلگران معتقدند عبدالله احتمالاً قصد دارد پسرش، شاهزاده حسین بن العبدالله شاهزاده حسین را در آینده به این مقام منصوب کند. بعد از تحولات بیداری اسلامی در منطقه عربی خاورمیانه، پادشاهی اردن نیز در خطر سقوط قرار گرفته؛ به طوری که حکومت عبدالله با خطر جدی مواجه شده است.
جریانهای سیاسی در اردن
جریان های داخلی سیاسی اردن نیز به نحوی تحت تأثیر موج انقلاب ها قرار گرفتند؛ از یک سو، جریان های محافظه کار قرار دارند که پایه اصلی قدرت موجود را تشکیل می دهند. این جریان به عنوان حامی اصلی رژیم تحت تأثیر سیاست قبیله ای قبایل کرانه شرقی رود اردن است و از مخالفان اصلاحات سیاسی در کشور می باشد.
نگاه این گروه ها به عرصه سیاسی از منظر منافع قبیله ای و بر نوعی کلاینتلیسم استوار است؛ به طوری که قدرت حاکم، وفاداری قبیله را از طریق اعطای زمین، پول و نفوذ بدست می آورد. نگرانی اصلی این گروه ها ترس از به قدرت رسیدن اردنی های فلسطینی تبار ساکن حاشیه غربی رود اردن است، بنابراین همواره در مقابل اصلاحات سیاسی مقاومت کرده اند؛ زیرا این اصلاحات می تواند منجر به نفوذ و تأثیرگذاری بیشتر فسطینی الاصل های اردنی شود.
از سوی دیگر جریان های سیاسی اصلاح طلب قرار دارند. این جریان ها را می توان به دو دسته عمده تقسیم کرد.
نخست، اسلام گرایان که از میان آنها اخوان المسلمین اردن با عنوان جبهه عمل اسلامی سازماندهی شده ترین این احزاب هستند. اعتراض عمده این گروه ها به دلیل تبعیضاتی است که در زمینه رأی علیه اردنی های فلسطینی تبار اعمال می شود.
دوم، فعالان لیبرال و دموکراسی خواه جوان که می توان آنها را موتور محرکه انقلاب های عربی دانست؛ آنها اگر چه به طور تاکتیکی همراه اسلام گرایان هستند، اما اهداف استراتژیک کاملاً متفاوتی با اسلام گرایان را دنبال می کنند.
مشخصه اصلی جریان های اصلاح طلب در اردن، عدم وجود نگاه بنیان افکنانه و ضد رژیم در آنهاست. اسلام گرایان اخوان المسلمین در قالب جبهه عمل اسلامی اگر چه خواهان اصلاحات هستند، اما راضی به کناره گیری شاه عبدالله دوم یا سرنگونی کلیت نظام نمی باشند.
خواسته های آنها بیشتر در چارچوب از بین رفتن فساد اقتصادی و اصلاح قوانین انتخاباتی است؛ از سوی دیگر به دلیل سابقه های اصلاح طلبانه عبدالله دوم، فعالان دموکراسی خواه جوان نیز خواهان کنار زدن وی نیستند؛ در واقع کلیت گروه های اصلاح طلب به دلیل ترسی که از گروه های محافظه کار افراطی و ملی گرای کرانه شرقی دارند، خواهان سرنگونی پادشاه اردن نیستند.
جریان_شناسی گروههای اسلامی در اردن
در اردن با شکل گیری نخستین جرقه های اعتراضات و شکل گیری تجمعات اعتراضی، اسلامگرایان این کشور بسیار محتاط عمل کردند تا از مسالمت آمیز بودن این انقلاب اطمینان حاصل کنند و پس از آن که نسبت به این مسئله مطمئن شدند، فعالیتهای اصلاحاتی خود را همگام با سایر احزاب و اقشار کشور آغاز کردند.
اسلامگرایان اردن با صراحت اعلام کردند که قوانین اسلامی باید در کشور اجرا و هویت اسلامی اردن حفظ شود؛ جنبش اسلامگرای اردن همچنین اعلام کرد که اجرایی شدن قوانین اسلام زمینه ساز تحقق دموکراسی حقیقی و رسیدن به ثبات و آرامش در کشور خواهد بود.
با شروع جریانات اعتراضی نسبت به وضعیت موجود در جامعه اردن، این کشور نیز همانند دیگر کشورهای منطقه که با موج بیداری اسلامی روبرو شده بودند، با تحولات و ایجاد جریاناتی که در تضاد با حکومت بودند، همراه شد و دسته بندی هایی به وجود آمد.
گروه های معترض در اردن به سه دسته تقسیم می شوند:
گروه نخست جریان اسلامی است که اخوان المسلمین نماینده آن است و جبهه عمل اسلامی، شاخه سیاسی آن به شمار می رود و منسجم ترین گروه در این کشور است.
گروه دوم سندیکاهای صنفی هستند مانند سندیكاهای روزنامه نگاران، حقوقدانان، پزشكان، معلمان، صنعت کاران و غيره که مسئولیت بسیاری از این سندیكاها، در دست طرفداران اخوان المسلمین است؛ مثلاً حقوقدان ها و سندیكای مهندسین به صورت سنتی همیشه از جریان اخوان بوده اند و البته سندیكاهایی مانند سندیكای روزنامه نگاران نیز بیشتر لائیك هستند و دولت روی آنها تأثیر گذاشته است.
گروه سوم احزاب چپ هستند که تعدادشان زیاد نیست و جاذبه زیادی در اردن ندارند، بنابراین تعیین کننده نيستند. آنها شامل 10 تا 15 حزب هستند که همیشه گرایش مخالف با دولت اردن را داشته و قدرت جذب هر کدامشان صرفاً در حد همان تعریف حزبی خودشان، یعنی حدود 500 تا 700 نفر است.
معمولاً این احزاب چپ قدرت اخوان المسلمین را به رسمیت شناخته و پشت سر آنان حرکت می کنند و حتی مرجعیت فکری اخوان هم پذیرفته اند.
در واقع خط اصلی اعتراض در اردن را اخوان المسلمین پیش می برد و گروه های دیگر چون در حال سازماندهی انقلابی هستند، معمولاً قدرت اخوان را به رسمیت شناخته و پشت سر آن حرکت می کنند.
حتی به لحاظ جایگاه رهبری و از نظر فكری، رهبران اخوان به مراتب قوی تر، شاخص تر و باسابقه تر از بقیه گروه ها هستند و قدرت جذب بسیاری دارند.
باید به این نکته توجه داشت که احزاب در اردن از جایگاه مهمی برخوردار نیستند و حکومت اردن تمایل چندانی به فعالیت احزاب ندارد و حتی در پاره ای از اوقات به سرکوب آنها همت می گمارند.
اسلام گرایان در اردن بدون اخوان المسلمین شناخته شده نیستند؛ چرا که اغلب آنها اخوان را پدر معنوی و خود را فرزندان اخوان می دانند؛ از این رو جریان اسلامی در اردن تقریباً یکپارچه بوده و از یک حزب بزرگ یعنی جبهه عمل اسلامی و در کنار آن حزب کوچک اسلامی و لیبرال به نام حزب دعاء و اخیراً حزب جدیدی به نام حزب میانه اسلامی تشکیل شده است.
جنبش اسلامگرای اردن جماعتی میانه روست که همواره شعارهای اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سرمیدهد و مشکلاتی همچون بیکاری، فقر، افزایش ظلم و گسترش مواد مخدر را محکوم کرده و اصلاح نظام را اصلی ترین خواست خود و شهروندان می داند و معتقد است که شیوه مدیریتی کشور غلط است و باید اصلاح شود، بنابراین شعار «اسلام تنها راه حل است» را سرلوحه اعمال خویش قرار می دهد.
نمونه چنین تفکری را میتوان در سخنان همام سعید، رهبر اخوان المسلمین اردن مشاهده کرد که اعلام می کند، جنبش اسلامی اردن از زمان شکل گیری آن همواره به دنبال پیاده کردن احکام و قوانین اسلامی در کشور بوده و در این زمینه با تمام اسلامگرایان جهان همکاری کرده است.
همان گونه که از سخنان وي نیز قابل درک است، اجرایی کردن احکام و قوانین اسلامی و نیز تشکیل دولت پارلمانی منتخب شهروندان در کشور از اهداف اصولی جنبش اسلامی در اردن بوده است.
حال برای اینکه گروه های اسلامی و در مقابل آنها گروه های غیر اسلامی در اردن که بعضی در قالب احزاب ظهور پیدا کرده اند را شناخت، باید گروه ها و احزاب مخالف دولت در اردن را به چند گروه مشخص تقسیم كرد، از جمله اخوان المسلمین، جبهه عمل اسلامی اردن، جنبش توحید اردن، سازمان چپ های سوسیالیست، جنبش سلفی و جریان ملی اردن.
1- جنبش اخوان المسلمین:
اخوان المسلمين اردن در سال 1946م در شهر امان با همان انگيزه هايى كه در تولد اخوان در مصر و سودان مؤثر بوده اند، تشكيل شد، اما برخلاف كشورهاى مذكور، بسرعت رو به گسترش گذاشت.
اين گسترش سريع ناشى از دو علت بود: اول اين كه تعداد زيادى فلسطينى رانده شده به اردن كه به اخوان المسلمين آن كشور براى آزادى فلسطين دل بسته بودند، به عضويت اخوان المسلمين اردن درآمدند؛ دوم فعاليت هاى اسلامى احزابى چون حزب التحرير اردن در ارتقاي آگاهي هاى سياسى و مذهبى مردم اردن و در نتيجه جذب آنان به اخوان مؤثر بود.
اخوان المسلمين اردن در نيل به اساسى ترين هدفش يعنى اسلامى كردن جامعه از آغاز راه مماشات و سازش با دولت و حكومت اردن را در پيش گرفت؛ زيرا پيروى از اين شيوه را با توجه به وجود آزادي هاى نسبى سياسى در اردن، برخلاف مصر، بهترين راه حل براى تحقق هدف خويش تشخيص داد.
بر اين اساس همواره در تلاش است كه با به كارگيرى تبليغ ، ارشاد، ورود يا نفوذ در مؤسسات دولتى، شركت در انتخابات و بدست آوردن كرسي هايى در مجلس نمايندگان، زمينه هاى تهيه، تدوين و تصويب قوانين اسلامى كه به اسلامى شدن جامعه مدد مى رساند، فراهم آورد؛ این در حالی است که همواره نگاه دولت عبدالله دوم به اخوان المسلمین نگاهی امنیتی بوده و آنها را مسئله ای امنیتی به شمار می آورد.
2- جبهه عمل اسلامی اردن:
این گروه شاخه سیاسی اخوان المسلمین اردن به شمار می رود که در سال ۱۹۴۵ میلادی تأسیس شد و بزگ ترین حزب موجود در کشور اردن می باشد و دارای مجلس شورا، دبیرکل و ساختار بزرگی است که در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۷ توانست شش کرسی از کرسی های پارلمان این کشور را نیز در اختیار بگیرد.
تعداد نمایندگان این حزب در پارلمان چهاردهم اردن (۲۰۰۳-۲۰۰۷)، 17 نماینده بود كه به دلیل کاهش شدید نمایندگان راه یافته از این حزب به پارلمان، جنجال سیاسی بزرگی در اردن صورت گرفت و اعضای حزب، دولت و دیگر احزاب را متهم به تقلب در انتخابات و خرید رأی کردند.
جبهه عمل اسلامی اردن بزرگ ترین طیف مخالف دولت است که همواره سیاست های ضد صهیونیستی را در دستور کار خود دارد و بزرگ ترین تنش میان این حزب و دولت اردن بر سر پیمان صلح با رژیم صهیونیستی موسوم به وادی عربه می باشد.
حزب جبهه عمل اسلامی در میان مردم اردن بیشترین محبوبیت و در میان دولتمردان کمترین محبوبیت را دارد؛ این جبهه از سال های آخر دهه 1980 به بعد با محکوم کردن خشونت به نام دین اسلام و با در پیش گرفتن سیاست اعتدال و میانه روی در فرآیند سیاسی اردن مشارکت و تلاش کرده است اسلام گرایان را نیروهایی طرفدار دموکراسی و گسترس جامعه مدنی معرفی کند؛ به گونه ای که استراتژی اسلام گرایان اردن بیانگر خط مشی جدید جنبش های اسلامی در خاورمیانه است.
حمزه منصور در حال حاضر به عنوان دبیرکل این جبهه است که در مخالفت با اصلاحات ظاهری در اردن گفته است: «اصلاح قوانین انتخاباتی اردن محصول کار عوامل و اشخاصی است که از داشتن پارلمانی قوی در اردن که منعکسکننده صدای مردم است، نگران هستند.»
3- جنبش توحید اردن:
گروه فلسطینی ساکن اردن که بشدت مخالف پادشاه اردن و سیاست های آمریکایی هستند که بدست او انجام می شود. این گروه هم اکنون داخل اسرائیل و آمریکا نیز فعالیت مخفیانه دارند.
از اصول اعتقادی آنها این است که باید سیاست همراه و همسو با مذهب و دیانت حرکت کند و توجه به مسائل سیاسی و فعالیت در میدان سیاست نباید در لابلای تعصبات خشک مذهبی نادیده گرفته شود.
از اهداف مهم این جنبش بازگشت به اصل قرآن و سنت رسول خدا و نابودی و انحلال حرکت های غیر اسلامی در منطقه بوده است.
4- سازمان چپ های سوسیالیست:
این سازمان از گروه های مخالف اردنی تشکیل شده است. مارکسیست هایی که از حزب کمونیست منشعب شده اند، هنرمندان، موزیکدانان، روشنفکران، دانشجویان، روزنامه نگاران منتقد، فعالان اتحادیه های کارگری مستقل تا آنارشیست ها عضو آن هستند.
در طی چند دهه فعالیت حزب کمونیست، افراد زیادی تحت تأثیر شعارهای موجود جذب آن شدند، ولی در سال ۲۰۰۵ میلادی بیشتر اعضای این حزب از جمله جوانان و دانشجویان از عضویت در آن استعفا دادند و اعلام کردند واقعیت موجود در حزب آن چیزی نبود که آنان به دنبالش بودند و بنابراین دیگر مشروعیت لازم را ندارد و تنها راه ممکن، انصراف از ادامه همکاری در آن است.
هر چند در سال ۲۰۰۵ بیشتر اعضای این حزب جدا شدند، ولی رهبران آن همچنان به دنبال ادامه راهکاری جهت جذب افراد جدید هستند.
5- جنبش سلفی:
از ميان رفتن هر اميدي به راه حل مسالمت آميز براي پاسخگویی به خواسته های مردم معترض و دلسردي هر چه بيشتر از دولت اردن توانسته است راديکاليسم را بخصوص در ميان جريانات سياسي مسلمانان در اردن تقويت کند.
یکی از دلایل ظهور سلفی گرایی در اردن، ضعف اخوان المسلمين در ایجاد رویکردی مناسب برای اتحاد گروه هاست.
اسامه شحاده، محقق و از فعالان سلفي سنت گرا معتقد است که اختلافات ميان مقامات اردن و اخوان المسلمين، احتمال ظهور سلفي ها را ايجاد کرده است، اما مي افزايد: «سلفي هاي اردن فاقد نيروي سازمان يافته براي بهره مندي از فرصت ها هستند.»
6- جریان ملی اردن:
جریان ملی اردن هنوز به طور رسمی تبدیل به حزب نشده و فقط صرف یک هم پیمانی میان احزاب و شخصیت های بارز سیاسی اردن است که می خواهد نقشه حزبی این کشور را که در اختیار اخوان المسلمین می باشد، تغییر دهد. بنابراین گروهی هستند که کاملاً از لحاظ دینی و سیاسی در تقابل با اخوان المسلمین قرار می گیرند.
رهبری این حزب را سیاستمداران بزرگ و کهنه کار اردن بر عهده دارند و از معروف ترین این شخصیت ها می توان به فایز طراونه، عبدالهادی المجالی و تعدادی از وزرای بانفوذ پیشین اشاره کرد.
استراتژی فراروی گروهها و احزاب اردن
در اردن نیز همچون دیگر کشورهای اسلامی که با تحولات بیداری اسلامی روبرو شده اند، گروه های اسلامی طلایه دار این حرکت می باشند، ولی در عین حال پراکندگی ها و محدودیت های پیش روی آنها موجبات گسست در بین احزاب و گروه ها را فراهم آورده و چند دستگی را ايجاد مي كند.
هر چند تحولاتی که امروز در اردن شاهد آنیم بخشی از آن ریشه در تحولات منطقه دارد، اما نکته قابل توجه در اعتراضات مردم اردن این است که برخلاف سایر کشورهای درگیر بحران، از خشونت به عنوان ابزار مطلق سرکوب استفاده نشده و این کشور در مقایسه با سایر انقلاب های عربی تظاهرات آرام تری دارد.
پادشاه این کشور با توجه به سرنوشت حاکمان کشورهای اطراف خود، راهنماییهای ارائه شده از سوی کارکشتگان غربی را در برنامههای خود قرار داده تا پس از کنترل خشم و نارضایتی عمومی، به اصلاحاتی آرام دست بزند که نه فقط پایههای حکومتی وی را متزلزل نکند، بلکه منافع حامیان غربی خود را نیز تأمین کند.
حکومت اردن که بسیار میکوشد تا بقای خود را در این کشور حفظ کند و به سرنوشت حکومتهای مصر و تونس دچار نشود، استراتژیهای مختلفی را جهت ادامه بقای خود اتخاذ کرده است.
دولت اردن از زمان آغاز انقلاب این کشور به رهبری اسلامگرایان، به طرق مختلف از جمله تطمیع، تهدید، اعمال فشار و اتخاذ سیاست تخریب چهره کوشیده تا نقش اسلامگرایان در جنبش انقلابی این کشور را کمرنگ جلوه دهد، اما پس از آن که این سیاستهای نظام اردن نتیجه نداد، حکومت این کشور با دریافتن اهمیت نقش این طیف در جریان اعتراضات مردمی در تلاش است تا رضایت آنان را بدست آورد؛ زیرا حفظ بقای نظام اردن در گرو جلب رضایت اسلامگرایان است.
نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که جنبش اخوان المسلمین بیشترین پتانسیل را برای جلب رضایت دیگر احزاب اسلامی و حتی غیر اسلامی برای به کنترل درآوردن دوران اعتراضات و دوران پس از آن را دارا می باشد.
بنابراین به طور خلاصه باید گفت که احزاب و گروه های اسلامی با توجه به نقش حساس و فعالشان در آینده اردن و همچنین با توجه به نقش محوری اخوان المسلمین در این حوزه، باید به اتحاد و دوری از تفرقه توجه وافری داشته باشند؛ زیرا در ميان جنبش ها و گروه هاي مختلف مردمي، تنها جنبش اسلامي است كه اهداف روشن و راهبردي مشخص دارد؛ زيرا مواضع و برنامه هاي جريان هاي ديگر صرفاً واكنشي به اوضاع است و این به عنوان برگ برنده ای در دست احزاب و گروه های اسلامی به شمار می رود.
ماهنامه بیداری اسلامی
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰