گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-محمدکاظم داودی؛ چهارده سال است که در زمینه کنکور و هدایت تحصیلی فعال است و در این مدت با دانشآموزان کنکوری و مشکلات کنکور آشنا شده است. همین باعث شده که پس از مدتی، کنکور را بهعنوان یک دغدغه بزرگ جدیتر دنبال کند. سال ۸۷ بههمراه دانشآموزانش مجدداً در کنکور شرکت میکند و در رشته مدیریت آموزشی دانشگاه تهران ادامه تحصیل میدهد. بهمرور و همزمان با خواندن درسهای دوره کارشناسی و ارشد مدیریت آموزشی، طرح مهمی که به خاطرش وارد این رشته شده بود را پیگیری میکند و امروز پس از سالها، این طرح را کامل و آماده اجرا میداند. میثم نهنگی، پژوهشگری که مدعی است برای کنکور جایگزینی دارد، طرحی که نسبت به طرحهای موجود انتخاب دانشجو برای دانشگاهها هم عادلانهتر است و هم برای آموزشوپرورش کمپول ما ارزانتر و هم علمیتر.
متن گفتگوی دانشجو با میثم نهنگی را در چهار قسمت میتوانید مطالعه کنید.
گفتگو با پژوهشگر طرح جایگزین کنکور | قسمت اول

مافیای کنکور از استرس و اضطراب بچهها در سال کنکور استفاده میکنند
فکر میکنید مجموعاً ذینفعان شیوه فعلی برگزاری کنکور چه کسانی هستند و چه نقشی در جلوگیری از جایگزین شدن طرحهای جدید به جای طرح فعلی دارند؟
خود من! [میخندد]اگر کسانی که از کنکور نفع میبرند را مافیای کنکور در نظر بگیریم بنده خودم جزو مافیای کنکور هستم! چرا که مشاور کنکورم و از این راه کسب درآمد میکنم. ولی آیا تمام فعالین در این عرصه موافق برگزاری کنکور هستند؟ آیا میتوان همه فعالان در کنکور را مافیای کنکور محسوب کرد؟ قطعا پاسخ منفی است. باید بدانیم چه کسانی هستند که اجازه این تغییر را نمیدهند. مافیای کنکور همینها هستند؛آنهایی که منافع خود را به اصلاح روش ارزشیابی کشور ترجیح میدهند، نه تمامی فعالان در کنکور. و قطعاً این مافیا وجود دارد و به شدت صاحب قدرت و نفوذ است.
من صبح مرکز سنجش و ارزشیابی آموزشو پرورش بودم و حتی خانوادهام نمیدانست کجایم. این شخص از کجا میدانست؟
یک نمونه برایتان بازگو میکنم؛ من سال ۹۲ با مرکز سنجش و ارزشیابی آموزشو پرورش به ریاست آقای دکتر عمادی در مورد سوابق تحصیلی و اثر آن در کنکور جلسه داشتیم. از جلسه بیرون آمدم و به سمت دبیرستان محل کارم مراجعت کردم که تلفن همراهم زنگ خورد. پشت خط مدیرعامل یکی از موسسات فعال در کنکور بود و گفت که ما شنیدیم شما یک طرحی دارید که در آموزش و پرورش مطرح شده و ...! من صبح مرکز سنجش و ارزشیابی آموزشو پرورش بودم و حتی خانوادهام نمیدانست کجایم. این شخص از کجا میدانست؟ قطعا اخبار جلسه را داشته. طبیعتاً آنها به دنبال رانت اطلاعاتی هستند که نسبت به بقیه زودتر از تغییرات مطلع شوند و بازار را به دست گیرند. اولین موسسه در مؤسسات کمکآموزشی که کتاب کنکور به روش جدید را بنویسد بازار برای اوست. این شد که من متوجه شدم این مافیا همهجا نفوذ دارد.
هیچ طرح جایگزینی وجود نخواهد داشت که بگوید از بچهها آزمون نمیگیریم و آنها بدون رتبه بندی بروند دانشگاه. پس آزمون گرفتن به قوت خود باقی است. هر آزمونی هم باشد این مؤسسات فروش کتابشان و شبیهسازی آزمون را بالاخره خواهند داشت. من راه جلوگیری از سوءاستفادهها در کنکور را در ادامه خواهم گفت، ولی چه بخواهیم چه نخواهیم مادامیکه آزمونی هست این مؤسساتِ چاپ کتاب و برگزاری آزمون هم چرخۀ مالیشان سرِ جایش است؛ اما این مبلغ فعلی ریزش خواهد کرد. یک موقع این چرخه هزار میلیارد است، یک موقع صد میلیارد و دویست میلیارد. اعتقاد دارم در طرح جایگزین این مبلغ به شدت کاهش پیدا خواهد کرد، چون دانشآموز با معدل ۱۳ و ۱۴ دیگر سال دوازدهم گول نمیخورد که اگر این کتاب را بخرم یا این معلم را داشته باشم و یا فلان موسسه را بروم و فلان آزمون را بدهم پزشکی تهران یا برق شریف قبولم. به این شکل جلوی سوءاستفاده از بچهها گرفته میشود و قاعدتاً گردش مالی کم میشود.
مؤسسات کنکوری به همه دانشآموزان این امید را میدهند که با خواندن کتابهایشان در کنکور بهترین رتبه را میآورند
آنچه مشخص است این است که این اصطلاحاً مافیا از استرس و اضطراب بچهها در سال کنکور استفاده میکنند. اگر استرس کنکور در سال آخر متوسطه آن هم فقط یکبار در سال حذف شود، گردش مالی مبتنی بر سوءاستفاده از استرس دانشآموزان بهشدت افت پیدا میکند. اگر با شیوههای جدید برگزاری کنکور مثل پخش کردن کنکور در سه سال آخر مقطع متوسطه بتوانیم این تصور معجزه در سال آخر را بشکنیم و خانوادهها بدانند که در سال آخر قرار نیست معجزهای رخ دهد، میتوانیم جلوی بسیاری از سوءاستفادهها را بگیریم.
استرس کنکور در دانشآموزان ضعیفتر باعث تأثیرپذیری از تبلیغات زرد و امیدهای واهی میشود
بیشتر بخوانید:
آیا در نهادهای دولتی نهادهایی مستقیماً درگیر کنکور هستند که ماندن کنکور به نفعشان است؟
بله صددرصد خیلیهایشان به نفعشان است. چطور میشود بعد از جلسۀ صبح من با آموزش و پرورش، ظهر از موسسات کنکوری با من تماس میگیرند و پیشنهاد همکاری میدهند؟ چه کسی به آنها خبر داده؟ قطعاً یکی از خود سیستم سنجش ارزشیابی آموزش و پرورش بوده. من نمیتوانم بپذیرم سازمان سنجش با «تعاونی سنجش» که درآمدی بالای ۱۰۰ میلیارد دارد و آزمونهای شبیهسازی کنکور را برگزار میکند نسبتی ندارد! یا همین درآمد بالای ۵۰ میلیاردی از برگزاری کنکوری که یکونیم میلیون نفر در آن ثبتنام میکنند... سازمان سنجش که زیر نظر وزارت علوم است و رئیسش هم معاون وزیر علوم است، پس این درآمدها بهنوعی به دولت میرسد.
شرکت تعاونی خدمات آموزشی سنجش، برگزارکنندۀ آزمونهای آزمايشي مرحلهای و جامع و ناشرکتابهای کمکآموزشی است
من را کنار کشید و گفت: یک طنابی را داری تکان میدهی که صد تا زنگوله دارد. مواظب خودش باش! لازم باشد خودِ ما کنکور را میتوانیم برداریم
تنها کسی که سرش بیکلاه است ظاهراً آموزشوپرورش است، ولی جالب است که آموزشوپرورش هم از تمام مؤسسات برگزاری کنکور به ازای مجوز فعالیت، سالانه ۷ تا ۱۰ درصد درآمدشان، اعم از برگزاری کلاس و برگزاری آزمون را، درصد میگیرد. شما حساب کنید این عددها چقدر میشود؟! بعد از این جلسات سنجش ارزشیابی، یکی از اعضای جلسه که در سنجش آموزش ارزشیابی آموزشوپرورش سِمَت دارد من را کنار کشید و گفت: یک طنابی را داری تکان میدهی که صد تا زنگوله دارد. مواظب خودش باش! گفت: تو فکر کردی گاج و قلمچی چه کسانیاند؟ یکیاش پسرخاله من است یکیاش دخترعمۀ من. گفت: فکر نکن اینها به ما وصل نیستند. لازم باشد خودِ ما کنکور را میتوانیم برداریم، اما به نفعمان نیست... من بسیار ازین حرف تعجب کردم! چرا این شخص اینجور حرف میزد! بعدها فهمیدم این بندهخدا خیرخواه است و قصدش به من هشداردادن است که مواظب باشم. هیچکس را متهم نکرد، خودش را متهم کرد، درحالیکه خودش از پاکدستترینهای نظام آموزش کشور است.
بنابراین فکر میکنید مشکل علمی در کار نیست بلکه رسیدید به اینکه عزمی نیست؟
من سه ماه پشت در اتاق رئیس سنجش و ارزشیابی آموزشوپرورش معطلم که مسئول محترم تو را خدا طرح را ببینید؛ سالانه ۴۰ میلیارد در هر پایه برای وزارتخانه متبوع شما صرفهجویی دارد؛ در سه پایه ۱۲۰ میلیارد صرفهجویی میشود
قطعاً عزمی نیست! من التماس خیلی مسئولین را کردم تا زیارتشان کنم؛ من سه ماه پشت در اتاق رئیس سنجش و ارزشیابی آموزشوپرورش معطلم که مسئول محترم تو را خدا طرح را ببینید؛ سالانه ۴۰ میلیارد در هر پایه برای وزارتخانه متبوع شما صرفهجویی دارد؛ در سه پایه ۱۲۰ میلیارد صرفهجویی میشود. تایید علمی دارد و عملی است... آقای مسئول آموزشوپرورش! شما را متهم میکنند به عدم توانایی در ارائه نمرات استاندارد. میگویند اصلاً چون آموزشوپرورش توانایی ارائه نمره استاندارد ندارد کنکور داریم. مسئول محترم آموزشوپرورش! این آبروی شماست. میگویند شما بیعرضه هستید نمیتوانید آزمون استاندارد تولید کنید. واقعاً نمیدانم چرا این حرفها به این مسئولین بر نمیخورد! حداقل توقعمان از مرکز سنجش و ارزشیابی آموزشوپرورش این بود که ما را پشتِ در معطل نگذارند. ما نیروی نشناخته در این سیستم آموزشوپرورش نبودیم و بارها در دورههای قبل در جلسات به حضور مسئولین رسیدهایم، ولی در حال حاضر اتاقشان ما را راه نمیدهند. این معضل فقط مربوط به آموزشوپرورش نیست. بارها خدمت نمایندگان مجلس در کمیسون آموزش رسیدم. مرکز پژوهشهای مجلس، سازمان سنجش و همه عزیزان صاحب نظر در زمینه کنکور و شاغل در این مراکز با طرح من آشنا هستند. بررسی میکنند، نظر میدهند، پیشنهاداتی دارند و تعریف و تمجید میکنند از طرح، اما در گام ماقبل اجرا همگی متوقف میشوند. فقط شورای عالی انقلاب فرهنگی مانده که هنوز مشخص نیست عزمش برای اصلاح روش برگزاری کنکور تا چه حد جدی است، چرا که هنوز در کشاکش برگزاری جلسات هستیم.
بیشتر بخوانید:
کنکور از کجا ایجاد شده است؟ از ناتوانی آموزشوپرورش در غربالگری دانشآموزان
بنابراین فکر میکنید اگر قرار باشد حذف کنکور جدی دنبال شود در درجه اول کدام نهاد یا وزارتخانه یا شورا متولی است؟
اگر آموزشوپرورش بتواند نمراتش را استاندارد کند، علناً سازمان سنجش جز بحث جایابی در دانشگاه هیچ نقشی ندارد و دیگر متولی برگزاری آزمون کنکور نیست
کنکور از کجا ایجاد شده است؟ از ناتوانی در غربالگری دانشآموزان در آموزشوپرورش. آموزشوپرورش نمیتواند بگوید این دانشآموز بهتر است یا آن. فقط میگوید دههزار نفر معدلشان ۲۰ شد. خب همه اینها حداکثر نمره را دارند. چه کنیم؟ همه را پزشکی بفرستیم؟ جا نداریم! یا دههزار نفر معدل ۲۰ ریاضی و همه مثلاً برق دانشگاه شریف میخواهند. خب دانشگاه شریف به این اندازه جا ندارد. پس باید چه کنند؟ باید غربالشان کنند؛ رتبهبندیشان کنند. این عدم توانایی آموزشوپرورش باعث ایجاد کنکور شده است. قطعاً ریشه حل مشکل هم آموزشوپروش است، چون منشأ مشکل هم خودش است است. اگر آموزشوپرورش بتواند نمراتش را استاندارد کند، که در این طرح دنبال همین بودیم، علناً سازمان سنجش جز بحث جایابی در دانشگاه که «چهکسی کجا برود» هیچ نقشی ندارد و دیگر متولی برگزاری آزمون کنکور نیست. ما از شروع مقطع متوسطه تا انتهای مقطع متوسطه، یک پروندۀ ارزشیابی برای هر دانشآموز ایجاد میکنیم و بر اساس عملکردش در ارزشیابی تعیین میکنیم چه کسی پزشکی برود، چهکسی داروسازی برود، چهکسی مهندسی و کدام دانشگاه برود و.... این وظیفۀ آموزشوپرورش است.
اگر نگاهی بیندازیم به مسیری که تا اینجا طی شده، از سال ۸۶ که قانون تاثیر معدل ایجاد میشود، طی برنامۀ چند ساله قرار بوده ۸۵ درصد ظرفیت دانشگاهها بدون کنکور بشود. به نظرتان چه شد که این برنامه درست اجرا نشده است؟
خبرنگاری از معاون وزیر میپرسد: پنجهزارتا معدل ۲۰ در رشته ریاضی داریم. اگر همهشان بخواهند دانشگاه فلان بروند تکلیف چیست؟ معاون وزیر میگوید: به نمرۀ ریاضیاش نگاه میکنیم!
قطعا متوجه این شدند که نمرات آموزشوپرورش که از حوزههای تصحیح میآید به هیچ وجه قابل استناد نیست. من یک مصاحبهای از معاون وزیر شنیدم که خبرنگاری از معاون وزیر میپرسد: پنجهزارتا معدل ۲۰ در رشته ریاضی داریم. اگر همهشان بخواهند دانشگاه فلان بروند تکلیف چیست؟ معاون وزیر میگوید: به نمرۀ ریاضیاش نگاه میکنیم! خب معدل ۲۰ یعنی همۀ درسهایش ۲۰ است! تا این حد موضوع غیرکارشناسی است. بعدها که آتش طرح خاموش شد خودشان فهمیدند که طرح تاثیر معدل در کنکور کارشناسیشده نبود و بعدازآن هر طرح دیگری که برای اصلاح این مصوبه آمد و اجرا شد غیر کارشناسی بود. در مرکز سنجش و ارزشیابی بارها گفتم که نمرات نهایی حوزههای تصحیح استاندارد نیست! میگفتند مصححین آموزشدیدهاند، کلید تصحیح هم هست. در دورهی ریاست دکتر عمادی در مرکز سنجش و ارزشیابی آموزش و پرورش -که الحق ایشان شخص دلسوز و بهروزی- بودند حرف ما بسیار شنیده شد. ایشان در یکی از جلسات به من گفتند ما برای اینکه اوضاع تصحیح را بدانیم، در یک استان بهصورت اتفاقی وارد شدیم. گفت: ۷۰ درصد اعتراضات بچهها روی ورقهها وارد بود.

نمرات نهایی که از حوزههای تصحیح اعلام میشود استاندارد نیست و به علت تصحیح دستی امکان خطای انسانی وجود دارد
من خودم دانشآموز خوبی داشتم، نمره یک درسش ۱۵/۷۵ شد! معدل دیپلمش ۱۹/۸۰ به بالا بود. میگفت: در تصحیح برگه اشتباه کردند. من با هزار پارتی رسیدم به برگه او، نمرۀ برگه ۱۹/۷۵ بود. یا دانشآموزی داشتیم که یکطرف برگه زیستش تصحیح نشده بود، دو امضا هم داشت؛ هم تصحیح اول هم تصحیح دوم. قانون این است که اگر اختلاف داشته باشند، نفر سوم باید قضاوت کند، اما دو تصحیح مثل هم بود و دو تا امضا هم داشت، یک طرف برگه هم تصحیح نشده بود...
بیشتر بخوانید:
یکی دو اظهارنظر اخیراً انجامشده است. وزیر علوم اعلام میکند کنکور در دو سه سال آینده حذف میشود. اخیراً دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفته است تا ششماه دیگر به یک مدل قطعی میرسیم و یک پیشنهاد هفت محوری در کمیسیون آموزش مجلس نیز درجریان است. از اینها خبر دارید؟
بله. طبق صحبتهای آقای دکتر احمدی لاشکی، نایب رئیس دوم کمیسون آموزش و تحقیقات مجلس در صحن علنی روش جدید باید هفت محور داشته باشد، چهار محور مربوط به آموزشوپرورش است، سهتای آن ربطی به آموزشوپرورش ندارد.
یک: پررنگ شدن نقش دانشگاه
نقش دانشگاه در پذیرش یعنی دانشگاه آزمون ورودی بگیرد و مصاحبه کند. مثل اتفاقی که در کارشناسی ارشد و دکتری میافتد. نظارت در این ماجرا برای کنکور کارشناسی سخت است، مگر اینکه سیستم آموزشی کشور طوری شود که همه درخواست کنکور دادن نداشته باشند. در کشورهای دیگر ده پانزده درصد دانش آموزان کنکور میدهند و دانشگاه رفتن طرفدار زیادی ندارد.
دو: جداسازی سنجش از آموزش و پذیرش
سه: سازماندهی سهمیهها
چهار: قابلاستناد بودن سوابق تحصیلی
پنج: برگزاری متعدد آزمون در طول سال
یعنی فقط یکبار در سال نباشد.
شش: تا سال ۱۳۹۹ قابلیت اجرا داشته باشد.
هفت: برای داوطلبین فارغالتحصیل قبل از سال تحصیلی ۹۹-۹۸ هم راهحلی باشد.
احمدی لاشکی، نایب رئیس دوم کمیسون آموزش و تحقیقات مجلس
این محورهایی بود که کمیسیون آموزش تحقیقات مجلس تهیهکرده بود. من هم خدمت آقای احمدی لاشکی گفتم که سهتای آنها به آموزشوپرورش هیچ ربطی ندارد و در جای دیگر باید به دنبال راهحل آنها بود، اما طرح جایگزین من برای آن چهار محور راهحل معقول دارد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز ظاهرا به طور جداگانه به دنبال طرح جایگزین کنکور است. اینکه فرمودند: «تا شش ماه دیگر طرح جایگزین مشخص میشود» من نمیدانم از طرف خودشان گفتهاند یا از طرف مجلس.
شما ارائه نکردید؟
من در تمامی ارگانها برای معرفی طرح جایگزین بودهام. از سال ۹۲ تاکنون بهترتیب در مرکز سنجش و ارزشیابی آموزشوپرورش، مرکز پزوهشهای مجلس، کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، سازمان سنجش و شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسات با موضوع طرح جایگزین کنکور حضور داشتهام. تجربه به من میگوید این اخبار برای این است که بگویند ما داریم فعالیتی انجام میدهیم، حتی بعضی وقتها برای اینکه مقام بالادستی را معطل نگهدارند که پروژه جایگزین کنکور دارد جلو میرود و از آن استفاده میکنند برای حفظ صندلیها. وگرنه اینهمه سال قرار است کنکور حذف شود، ما که جز طرحهای غیرکارشناسی چیزی ندیدیم. در حالیکه بزرگان علم ارزشیابی در کشور ما هستند و این توانایی درکشور ما بالقوه وجود دارد. مگر اینکه دستور مقام معظم رهبری در روز معلم امسال کارگر افتد و عزمی جدی را به میدان آورد.

پس فکر میکنید صحبت آقا تأثیری داشته است؟
من امسال دو روز قبل از کنکور سؤالات را داشتم. یعنی از کنکور تنها چیزی که دل من را خوش میکرد این بود که سوالهایش لو نمیرود. امسال سؤال لو رفت!
نظرم این است همانطور که صحبتهای ایشان انرژی میدهد دشمنی هم ایجاد میکند. همانطور که علیرغم دستورات و تذکرات ایشان سند ۲۰۳۰ در مواردی در حال اجراست. به هر طریقی انتقاد میشود از این موضوع، ولی بازهم اجرا میشود. میتوانم بگویم بالأخره ما از باب دشمنی مسئول در سیستم آموزشی کشور کم نداریم. اگر دشمن نداشتیم پس چطور از شعری که برای دوران ابتدایی ماست آن قسمت که اسم شهید است از کتاب حذف کردند؟ و بعد از آن اسم شهدا را از تابلو کوچهها برمیدارند. اینها اتفاقی نیست! خودمان را باید خیلی بهسادگی بزنیم که همه مسائل را اتفاقی ببینیم. شک نکنید که ما کسانی در آموزشوپرورش داریم که درست خلاف صحبتها و نصایح دلسوزان کشور و انقلاب و در راستای تأمین منافع دشمنان ملت فعالیت میکنند. همهجا هم هستند و حتماً در آموزشوپرورش هم هستند. شک نکنید. البته ما آمادگی همهجور دشمنی را داریم. من خودم وصیتنامهام را نوشتم [با خنده]. دشمنیها بسیار است. در تمام زمینهها و برای ناکارآمد جلوه دادن نظام.
من امسال دو روز قبل از کنکور سؤالات را داشتم. یعنی از کنکور تنها چیزی که دل من را خوش میکرد این بود که سؤالهایش لو نمیرود. امسال سؤال لو رفت! این اتفاق تلنگری به من زد که دشمنی بسیار جدیتر از قبل شده است.
گفت: «دویستتا سؤال داده بود، جواب میخواست». گفتم: «خب یعنی چی؟ منظورت چیست؟» گفت: «اینها سؤال کنکور نباشد!»
چطور سوالات را بهدست آورده بودید؟
خیلی اتفاقی بود. چهارشنبهای بود که جمعهاش کنکور تجربی بود. یکی از همکاران با من تماس گرفت که یک دانشآموز داریم، برای فلان درسها معلم خصوصی معرفی کنید. گفتم «معلم که هست، اما این موقع وقت خواب است». دو روز مانده به کنکور همه دنبال استراحتند. بچهها دنبال ریلکسیشن هستند، معلمها مسافرت میروند... گفت: «دانشآموزی هست که میخواهد در این دو روز باقیمانده اعتمادبهنفس بهش بدهید». پذیرفتم و دو نفر از دبیران را معرفی کردیم. فردای آن روز یکی از آن معلمان به من زنگ زد و گفت: «این خانواده را میشناختی؟» گفتم «نه نمیشناختم. یکی به من زنگ زد و دنبال دبیر مطمئن بود، شما را معرفی کردم». گفت: «آدم خاصی بود. خانهاش شکل خانۀ مسئولین بود! بهشان میخورد کارهای باشند...» گفت: «دویستتا سؤال گذاشت جلوی من، گفت جوابش را میخواهم». گفتم «یعنی چی؟!» گفت: «دویستتا سؤال داده بود، جواب میخواست». گفتم: «خب یعنی چی؟ منظورت چیست؟» گفت: «اینها سؤال کنکور نباشد!» گفتم: «از خودش میپرسیدی!» گفت: «پرسیدم. دانشآموز سادهای بود. گفت: «مدرسهمان نمونه سؤال داده...» گفتم: «حقالزحمهات را دادند» گفت: «بله».
آن دانش آموز سئوالات را داشته. حتی تعداد سؤال و ترتیبشان هم همان بود. یعنی اگر ۳۰ تا سوال بود، از سؤال ۳۵ تا ۶۴ این ۳۰ تا سؤال بود، حتی بینش سؤالی نبود!
بعد از او دبیر دو درس دیگر هم رفتند و کار تمام شد. جمعه بعدازظهر، ساعت حدود سه تلفن همراه من زنگ خورد. همان دبیر اول بود. گفت: «کنار اتوبان زدهام بغل، در چمنهای خیس دراز کشیدم... نهنگی حالم بسیار بد است. آن دانش آموز سئوالات را داشته. حتی تعداد سؤال و ترتیبشان هم همان بود!» گفتم «داری اشتباه میکنی. یعنی چی!» گفت: «حتی ترتیب هم عوض نشده بود! یعنی اگر ۳۰ تا سوال بود، از سؤال ۳۵ تا ۶۴ این ۳۰ تا سؤال بود، حتی بینش سؤالی نبود!» زنگ زدم یکی دیگر از آن سه دبیر و پرسیدم «سؤالها را دیدید؟» گفت: «نه» گفتم: «من همینالان دانلود میکنم برایت میفرستم، چک کن». چک کرد و زنگ زد. اول یک ربع ما را نصیحت کرد: «فکر خانه و زندگیات باش! دنبال دردسر نباش...» گفت: «همه حرفهایم را شنیدی؟ توجیه شدی؟» گفتم: «بله». گفت: «سئوالات آن دانش آموز عیناً سؤالات کنکور بود». ما قسم خوردیم اسم آن دو بزرگوار را نبریم. اما شروع کردیم به پیگیری. با آشنایی که در وزارت اطلاعات داشتیم متوجه شدیم طرف مدیرعامل و عضو هیئتعلمی فلانجا است؛ فلان جایزه را دارد و... در همین اثنا بود که در کانال بیداری ملت یا جارچی خبر آمد «امسال سؤالات کنکور تجربی از مخزن سیستانوبلوچستان لو رفته بود». البته خیلی وسیع نبود. گفتم قطعاً این دو بههم ربط داشتند. ایشان جزو کسانی بود که از این لورفتن سئوالات استفاده کرده بود. وقتی خبرش آمد و مطمئن شدم مسئولین فهمیدند دیگر بیشتر پیگیری نکردیم. انشاءلله که مسئولین ذیربط از این خیانت آشکار به سادگی نگذرند، چرا که ظاهراً مخزن استان گیلان هم مشکلاتی در زمینه امنیت سئوالات داشته. در طرح جایگزین هم نگرانی اصلیام امنیت سؤالات است. معتقدم صرفهجویی حاصل از این طرح باید صرف امنیت سؤال شود.
فکر میکنید دلیل استرس کنکور سالی یکبار بودنش است؟
اگر در موقعیتی به تعداد فراوان قرار بگیرید، کمکم با موقعیت سازگار میشوید. اساساً یکی از دلایل استرس در موقعیتها نداشتن تجربه آن موقعیت است. کنکور یک بار در سال، در چهار ساعت و آزمونِ هفت یا هشتدرس باهم است. قاعدتاً این حالت برگزاری استرسزاست. برگزاری همه درسها در یک آزمون است. ذهنت یکلحظه دین و زندگی است، چند دقیقه بعد زبان و شیمی و... مدیریت آن سخت و فرصت جبرانش هم محدود است. میرود تا سال بعد و همان بحث پشت کنکوریها. درمورد پسرها که وضع کمی بدتر است چرا که بعد دو سال باید بروند خدمت.

استرس کنکور و فشار برای قبول شدن در رشتهها و دانشگاههای خوب، داوطلبان کنکور را از چاله به چاه میکشاند
برای پشتکنکوریها چه اتفاقی میافتد؟
در متن اصلی طرحم عدد دقیق اتلاف نیروی کار بهعلت یک سال پشت کنکور ماندنِ۲۰ درصد از داوطلبین را حساب کردم، ۴۰۰ میلیون نفر ساعت کار بود
من از دوستان کارشناسی ارشد روانشناسی خواستم که در پایاننامههای خود روی این موضوع بهعنوان یک معضل اجتماعی تحقیق کنند. دانشآموز پشت کنکوری در اکثر موارد تمام وقت و آزاد در منزل است و اگر پدر و مادر شاغل باشند تا عصر بدون نظارت اولیاء رهاست و این موضوع به همراه اثرات سوء فضای مجازی و روابط آزاد در جامعه امروز منشاء بسیاری از مشکلات اخلاقی میشود. اکثر پشت کنکوریها درسخوان نیستند. فشار مدرسه و معلم و مشاور هم که در سال دوم کنکور از روی آنها برداشته شود کمتر هم درس میخوانند. در جایی خواندهام که ۸۰ درصد پشت کنکوریها در کنکور سال دوم افت میکنند. مگر آنکه مجدداً هزینه کلاس و... کنند که در بسیاری از موارد هم باز افت آموزشی پدید میآید. کلاسهای پراکنده و بعضاً مختلط و با نظارت ضعیف برای این رده سنی حواشی بسیاری ایجاد میکند.
در متن اصلی طرحم عدد دقیق اتلاف نیروی کار بهعلت یک سال پشت کنکور ماندنِ۲۰ درصد از داوطلبین را حساب کردم، ۴۰۰ میلیون نفر ساعت کار بود. به تأخیر افتادن ورود نیروی انسانی موردنیاز به چرخه تولید و خدمات هم یک آسیبِ ماندن پشتکنکور است. کشور ما بر اساس مدرک استخدام میکند. کسی که یک سال دیر مدرک بگیرد، یک سال دیر وارد بازار کار میشود. حساب کنید اینها چند نفر هستند. جدا از آسیبهای نسل پشت کنکوریها، بعد از خود کنکور نیز آسیب فراوان است. یکی از آسیبهای جدی بعد کنکور سرخوردگی از عدم کسب نتیجه دلخواه است که علیرغم وعدههای مؤسسات مختلف و به تبع آن بالا رفتن توقع اولیاء، حاصل نشده است. یکی دیگر از این آسیبها عدم رغبت برای درسخواندن در دانشگاه به خاطر فشار ناشی از کنکور است.