کد خبر:۱۲۴۵۲۲۱
یادداشت دانشجویی|

دانشگاه میدان اصلی مبارزه؛ بازخوانی مأموریت تشکل‌های دانشجویی در ساخت ایران قوی با مروری بر دیدار رمضانی رهبر انقلاب

اصلی‌ترین ماموریت، فتح دانشگاه و اصلی‌ترین ابزار، تبیین و نقد منصفانه و مسئولانه است و اصلی‌ترین عامل در به ثمر رسیدن تلاش و استقامت در مسیر تحقق هدف فتح دانشگاه و ساخت ایرانی قوی و پیشرفته، تقوا است!

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، محمد ناییج حقیقی، دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی کشور: ماه مبارک رمضان هر سال، همراه با دیدار‌های راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله‌العالی) است که در میان این ملاقات‌های هدفمند، نشست ایشان با تشکل‌های دانشجویی از جایگاهی بی‌بدیل برخوردار است. این دیدار که به حق می‌توان آن را نقطه عطفی در تقویم سیاسی-فرهنگی کشور دانست، بستری است برای طرح اساسی‌ترین و راهبردی‌ترین رهنمود‌های معظم‌له.

اهمیت این نشست از آنجا مضاعف می‌گردد که مخاطب آن، جوانانی هستند که به عنوان پیشران تحولات اجتماعی، احساسات و گرایش‌های سایر اقشار جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

از باب دیگر و به عنوان مقدمه باید به این نکته متذکر شد که نگاه به بیانات صادر شده از سوی مقام معظم رهبری نباید نگاهی منقطع و بخشی باشد، بلکه باید در یک نگاه کل‌نگر و جامع، هر بخش را به عنوان تکه‌های پازل مهمی نگریست که کنار هم قرار گرفتن تکه‌های مختلف، تصویر نهایی پازل را ترسیم می‌کند.

شاید بتوان دال مرکزی بحث در دیدار امسال را «هویت دانشجویی» نام برد؛ هویت دانشجویی که اصلی‌ترین عنصر در نزاع تمدنی پیش رو است و در هر دو سوی این نزاع، درگیری بر سر تعریف آن است. تعریفی که از یک سو به سمت خودباختگی و غرق شدن در مظاهر غرب کشانده می‌شود و از سوی دیگر به دنبال یافتن خود و ترسیم هویت مستقل و به دور از وابستگی به غیر است.

ترسیم و تثبیت هویت وابسته و خودباخته نیازمند بهره‌گیری از رویکرد‌هایی است که تمدن غربی در این سال‌ها به خوبی از آن بهره می‌گرفته: ۱- ایجاد غفلت ۲- ایجاد تردید. غفلت از ظرفیت‌های اصیل هویت ایران اسلامی نظیر ایمان، خانواده، برادری، حیا و... در کنار تردید نسبت به محکمات هویت ایرانی-اسلامی مردم ایران نظیر استقلال از هرگونه وابستگی به غیر، از طریق دست‌کاری افکار عمومی مردم و ایجاد اختلافات، مهم‌ترین رویکرد‌های جبهۀ تمدنی غرب در پیشبرد اهداف خود است. غفلتی که در آن، تقلید از غرب در ظواهر و خلقیات و مسائل فکری، اصل قرار گرفته، اما در مسائل اساسی، چون اهرم‌های علم و فناوری و پیشرفت، غربی مصرف‌کننده صرف در یوغ بردگی غرب قرار می‌گیرند. در یک کلام، اصل بر تمرکز بر بولوار‌های غربی است، نه لابراتوار‌ها و نه کتابخانه‌ها!

در این میان، نقش خواص فکری جامعه و دانشگاهیانی نظیر تقی‌زاده‌ها، فروغی‌ها، حکمت‌ها و... در شکل‌گیری نوع خاصی از تفکر ساخت جامعه مبتنی بر وابستگی به غیر و ترویج گفتمان هضم شدن و حل شدن در تمدن مادی غرب در عرصه‌های مختلف میان آحاد مردم، نقشی حیاتی و بس مهم است. رفته‌رفته حرکت جاه‌طلبانۀ این نگاه در جامعۀ ایرانی، بروزات متنوعی را نمایان کرد که ضمیر مستقل و حق‌طلب مردم روشن شد. قتل و غارت و قحطی ناشی از اشغال و تسلط این کشور‌ها بر جامعۀ ایران، سرکوب نهضت‌های مردمی، جاه‌طلبی‌ها و خیانت‌های به وقوع پیوسته در قالب قرارداد‌های مختلفی، چون دارسی و... در کنار پشت پای مشهود آمریکا به مصدق در جریان نهضت ملی شدن نفت و برپایی کودتای ۲۸ مرداد، سبب شد که جامعۀ ایرانی در ضمیر حق‌طلب خود به خوبی درک کند که برای کسب رفاه اجتماعی و پیشرفت ایران، وابستگی و تکیه به غرب نه فقط کمک‌کننده نیست، بلکه مانعی محکم است. در واقع، مسئلۀ ایرانی، غیرمستقل، خودباخته و وابسته است و هر آنچه در جهت تحقق ایران قوی و مستقل باشد، بی‌رحمانه با آن برخورد می‌شود؛ حال مستقیم و از طریق کودتا و تحمیل جنگ یا غیرمستقیم از طریق سلطۀ حاکم جور و یا ابزار‌های جدید سلطه نظیر قرارداد‌ها و معاهده‌ها و...

در این میان، نقطۀ عطف در به شکوفا رساندن فهم مردم ایران، تحقق انقلاب اسلامی است؛ انقلاب، نقطۀ عطف حیاتی در رهانیدن فکری و عملی مردم از یوغ غرب و وابستگی به آن است. نقطه‌ای که در آن، دست استکبار به صورت کامل از سلطۀ عملی بر مردم قطع شده و این است که از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تاکنون، از هر مکر و حیله برای مقابله با آن بهره برده‌اند.

نکتۀ قابل توجه آن است که نگاه به حرکت انقلاب در ۴۰ و اندی سال گذشته، حکایت از آن دارد که پیشرفت حاصله، روز به روز بیشتر این وابستگی را با مخاطره مواجه کرده است. درک نزاع وجودی در جهت حیات دو جبهه، سبب شده که امروز غرب بیش از گذشته از همۀ ابزار‌های خود برای ترویج روحیۀ تبعیت، انفعال و وابستگی بهره ببرد. اگر روزی تقی‌زاده‌ها و حکمت‌ها در این سرزمین به دنبال تولید ادبیات و گفتمان‌سازی روحیۀ وابستگی بوده‌اند، امروز نیز برخی عناصر فکری وابسته به غرب از کرسی نهاد علم به ترویج این گفتمان می‌پردازند.

اگر روزی نگاه به بولوار‌های غربی به عنوان اصل اصیل در ترسیم زندگی توسعه‌یافته به شمار می‌رفته، امروز نیز ترسیم برج خلیفه و خیابان‌های پرزرق و برق کشور‌های حوزۀ خلیج فارس به عنوان مظاهر اصلی پیشرفت در دستور کار قرار گرفته، اما پرداختی به کمی آن‌طرف‌تر، یعنی بیغوله‌ها و... نمی‌شود. اگر روزی عده‌ای به دنبال وابستگی فکری و عملی به غرب از طریق ترویج مدل لباس و... بودند، امروز نیز

جریان وابسته، مصرف‌زدگی در بهره‌گیری از کالا‌های لوکس و تجملاتی را عاملی برای جامعۀ توسعه‌یافته به شمار می‌آورند و راه حل پاسخ به همۀ مسائل از جمله آلودگی هوا و ترافیک و... را در وابستگی به غرب دنبال می‌کنند. در یک کلام، با تئوری‌پردازی‌هایشان در کرسی نهاد علم، به دنبال ساخت انسانی به اصطلاح خودشان «نرمال» هستند که هویتی وابسته به غرب داشته و با هر تعریفی از انسان مستقل و مقاوم که به دنبال ساخت ایران قوی بدون وابستگی به غرب است، مواجهۀ سنگینی می‌کنند.

جریان وابسته، مصرف‌زدگی در بهره‌گیری از کالا‌های لوکس و تجملاتی را عاملی برای جامعۀ توسعه‌یافته به شمار می‌آورند و راه حل پاسخ به همۀ مسائل از جمله آلودگی هوا و ترافیک و... را در وابستگی به غرب دنبال می‌کنند. در یک کلام، با تئوری‌پردازی‌هایشان در کرسی نهاد علم، به دنبال ساخت انسانی به اصطلاح خودشان «نرمال» هستند که هویتی وابسته به غرب داشته و با هر تعریفی از انسان مستقل و مقاوم که به دنبال ساخت ایران قوی بدون وابستگی به غرب است، مواجهۀ سنگینی می‌کنند.

اما راه برون‌رفت از این نگاه چیست؟

نگاه به آرمان و تلاش برای تحقق آن در کنار استقامت، راه‌حل برون‌رفت از وضعیت فعلی است!

اما آرمان جامعۀ امروز ایران چیست؟

نگاه به بیانات مقام معظم رهبری مدظله العالی در دیدار با قاریان در اولین روز ماه مبارک رمضان، ترسیم‌کنندۀ آرمان جمهوری اسلامی است. ایشان اصلی‌ترین مسئله بعد از توحید را تحقق عدالت اجتماعی می‌دانند. پس می‌توان اصلی‌ترین آرمان انقلاب اسلامی پس از تحقق توحید را تحقق آرمان عدالت اجتماعی دانست. با مرور بیانات دیگر ایشان نیز، اصلی‌ترین مسیر تحقق آرمان عدالت اجتماعی را می‌توان در مسیر پیشرفت انقلاب اسلامی جست‌و‌جو کرد. پیشرفتی که برخلاف مبانی توسعۀ مرسوم، به دنبال تحقق جامعه‌ای پرزرق و برق، اما توخالی و وابسته نیست، بلکه به دنبال ساخت جامعه‌ای مبتنی بر آرمان عدالت اجتماعی، پیشرفته و با تکیه بر توان داخلی است. در این مسیر، اصلی‌ترین مانع در راه پیشرفت جامعه و تحقق آرمان عدالت اجتماعی، اقتصاد است؛ لذا این‌گونه می‌توان گفت در نظام مسائل امروز انقلاب اسلامی، یکی از اصلی‌ترین مسائل، اقتصاد است.

اینجاست که سؤال دیگری به ذهن خواننده خطور می‌کند که عوامل تحقق‌بخش این اهداف چیست؟

در بیان امسال، راه تحقق آرمان در نگاه رهبر معظم انقلاب را می‌توان در ۳ کلیدواژۀ اصلی جست‌و‌جو کرد: ۱- تقوا ۲- تلاش ۳- استقامت.

تقوای فردی و اجتماعی است که اولاً هدایت الهی را با خود به همراه دارد و ثانیاً راهگشای مسیر است. بدون عنصر تقوا، تلاش و استقامت در مسیر رسیدن به آرمان، نه تنها راهگشا نیست، بلکه با موانع گسترده‌ای روبه‌رو است. در واقع می‌توان این طور بیان کرد که اصلی‌ترین مسیر برای تحقق آرمان در جامعه، ایجاد ارادۀ عمومی است. ارادۀ عمومی نیازمند عنصری وحدت‌آفرین برای حرکت به سوی تحقق آرمان جامعه است. عنصر تقوا به جهت خاصیت اصلی خود یعنی مصونیت‌بخشی از بدی‌ها، وسوسه‌ها، بداندیشی‌ها، بدخواهی‌ها، خیانت‌ها، فسق‌ها، شهوت‌رانی‌ها، بی‌اعتنایی به وظیفه، ترک فعل واجب، عنصری وحدت‌بخش است.

اینجاست که روزه به عنوان یکی از اصلی‌ترین نمونه‌های تحقق تقوا، هم در درون به جهت ویژگی‌های بیان شده و هم در بیرون به جهت حالات خاص جامعۀ روزه‌دار، یک وحدت و یکپارچگی جمعی به وجود می‌آورد که در واقع تجلی تامی از ساخت ارادۀ عمومی است. حال این ارادۀ عمومی اگر در جهت رسیدن به آرمان‌ها استفاده شود و با دو عنصر تلاش و استقامت برای دستیابی به آرمان همراه شود، بودن و نبودن شخصیت‌ها اگرچه ثلمۀ عظیمی است، لکن به حرکت کلی ضربۀ حیاتی نمی‌زند.

در این مسیر با فهم مقدمات حاضر، الگوی ایجاد ارادۀ عمومی برای حرکت در مسیر تحقق آرمان‌ها را می‌توان در الگوی امام راحل جست‌و‌جو کرد. در واقع، این‌گونه باید گفت که راه تحقق آرمان در الگوی انقلاب اسلامی از مسیر چهارگانۀ زیر عبور خواهد کرد:

۱- گفت‌و‌گو و تبیین با آحاد مردم جامعه به منظور ترسیم میدان مبارزه (بیان مبنای انقلاب اسلامی و ترسیم دیگری)

۲- هویت‌بخشی به امت در جهت احیای باور به توانمندی‌های خود و زدودن وابستگی به غیر

۳- اظهار مطالبه و توقع از ملت برای رویارویی با غیر و ریشه‌کن کردن آن

۴- وارد کردن ملت به میدان واقعی مبارزه در جهت زدودن مظاهر غرب

با فهم الگوی ایجاد ارادۀ عمومی برای تحقق آرمان‌ها باید به دنبال اصلی‌ترین عنصر تحقق‌بخش بود. در کلام امام و بیان حضرت آقا، اصلی‌ترین عنصر تحقق‌بخش، جوان دانشجو و اصلی‌ترین محل تحقق، دانشگاه است. دانشگاه امروز، اصلی‌ترین میدان مبارزه است، چرا که نقطۀ اصلی در تربیت عالم، تولید علم و جهت‌دهی به آن برای تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی، دانشگاه است. این دانشگاه است که به مثابۀ کارخانه‌ای انسان‌ساز، توانایی ساخت آیندۀ انقلاب اسلامی را دارد. کارخانه‌ای که می‌تواند خروجی آن، انسانی به اصطلاح نرمال و علمی در جهت وابستگی باشد و یا آنکه خروجی آن، انسان مسئول و آرمان‌خواه باشد که خود را متعهد به ساخت ایرانی قوی و پیشرفته می‌داند. دانشگاهی که مسائل مطروح در آن، مسائلی در جهت کمک به حرکت انقلاب اسلامی برای رسیدن به قله‌های پیشرفت همه‌جانبه باشد یا اینکه مسائل اصلی آن در جهت وابستگی حداکثری به غرب باشد؛ لذا این‌گونه می‌توان گفت فتح دانشگاه، اصلی‌ترین هدف ترسیم شده برای تشکل‌های دانشجویی از سوی رهبر انقلاب است.

حال سؤال اصلی دیگر آن است که وظیفۀ دانشجو و تشکل‌های دانشجویی چیست؟

۱- تبیین: این‌گونه باید گفت که اصلی‌ترین ابزار جوان دانشجوی امروز، بیان و توضیح یا در یک کلام تبیین است. حال، اما نکتۀ قابل توجه آن است که چگونه می‌توان از کلیشۀ تبیین بیرون آمده و در جایگاه واقعی تبیین قرار گرفت؟ در واقع، نقطۀ اثرگذاری تبیین کجاست؟ پاسخ به این سؤال نیازمند ترسیم نقطۀ نزاع دشمن و قرار گرفتن در جایگاه درست در نسبت با آن است؛ لذا اولین وظیفۀ جوان دانشجوی امروز، ترسیم میدان مبارزه و فهم نقاط کانونی است که دشمن به وسیلۀ آن در اذهان و افکار مردم نفوذ می‌کند. در دومین گام، جنبش تولید محتوای برآمده از جلسات هم‌اندیشی به جهت لزوم پرورش محتوای خام برای پاسخ به گره‌های ذهنی مردم، راه‌حلی برای اثرگذاری تبیین است.

۲- نقد منصفانه و مسئولانه: وظیفۀ اصلی دیگر جوان دانشجوی امروز، نقد مسئولانه به دور از تهمت و اتهام در جهت ساخت ایران قوی است. در واقع، دانشجوی سیاسی در بستر انقلاب اسلامی، دانشجوی منفعل و محافظه‌کار نیست! دانشجویی است که ضمن فهم مصلحت کشور و نظام، آرمان‌خواه و مطالبه‌گر است؛ اما، چون خود را مسئول ساخت ایران پیشرفته و قوی می‌داند، ضمن پذیرش واقعیات و مصالح، نواقص و کوتاهی‌های درونی را رصد کرده و در جهت رفع آن، به دور از تهمت، ناامیدسازی جامعه و بدبین‌سازی مردم نسبت به مسئولان، به بیان نقد‌های صریح خود می‌پردازد. حال چگونه می‌توان به این نوع نقد سازنده و مسئولانه رسید؟ در پاسخ به سؤال باید این‌طور بیان کرد که به جای پرداخت صرف به سیاست‌ها و مسئولین تحقق آنها، باید به علت‌العلل مسائل و سیاست‌های کشور در دانشگاه پرداخت. دانشگاه امروز، محل تولید مبانی فکری است که خروجی آن، سیاست‌هایی در جهت وابستگی به غرب است که مظاهر آن را می‌توان در بی‌تفاوتی نسبت به حق محرومین و تحقق آرمان‌هایی، چون عدالت اجتماعی جست‌و‌جو کرد. مسائل و بحران‌هایی، چون بحران مسکن، معیشت و... اگرچه نمودی در سیاست‌گذاری دولت‌ها دارد، لکن علت‌العلل همۀ این مسائل، دانشگاه است.

در پایان با مروری کلی بر دیدار رمضانی امسال می‌توان در یک جمله اینگونه بیان کرد که اصلی‌ترین ماموریت، فتح دانشگاه و اصلی‌ترین ابزار، تبیین و نقد منصفانه و مسئولانه است و اصلی‌ترین عامل در به ثمر رسیدن تلاش و استقامت در مسیر تحقق هدف فتح دانشگاه و ساخت ایرانی قوی و پیشرفته، تقوا است!

 

انتشار یادداشت‌ها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است.

ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار