رضاخان و ارتش سه‌ساعته حقیقتی که پهلوی پرستان پنهان می‌کنند!
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۴۶۳۳۹
گزارش|

رضاخان و ارتش سه‌ساعته حقیقتی که پهلوی پرستان پنهان می‌کنند!

۸۵ سال پیش، در چنین روزی، ایران به واسطه بی‌کفایتی پهلوی اول، در شرایطی قرار گرفت که بخش‌هایی از خاک میهنمان زیر چکمه‌های بیگانه به تصرف درآمد. امروز، علی‌رغم تلاش‌های عده‌ای برای سفیدشویی سلسله پهلوی و به بازی گرفتن حافظه تاریخی مردم، مرور تاریخ کمک می‌کند تا اسیر روایت‌سازی‌ها نشویم و وقایع را آن‌گونه که رخ داده‌اند ببینیم.
رضاخان و ارتش سه‌ساعته؛ حقیقتی که پهلوی‌ پرستان پنهان می‌کنند!
مروارید شیری

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو ، ۱۷ شهریور ۱۳۱۸ بود که جنگ جهانی دوم با حمله آلمان به لهستان آغاز شد. ایران از همان ابتدای جنگ، اعلام بی‌طرفی کرد؛ اما این بی‌طرفی در عمل نتوانست کشور را از پیامد‌های جنگ دور نگه دارد. از یک سو، موقعیت راهبردی ایران و اهمیت مسیر‌های ارتباطی و نفتی کشور، نگاه قدرت‌های درگیر جنگ را به ایران دوخته بود و از سوی دیگر، روابط نزدیک رضاشاه با آلمان، شرایط را پیچیده‌تر کرده بود .

در چنین شرایطی، بی‌کفایتی رضاشاه در مدیریت این وضعیت، مسیر تحولات را به سمتی برد که کمتر از دو سال بعد، در سوم شهریور ۱۳۲۰، نیرو‌های شوروی و انگلیس وارد خاک ایران شدند.

رضا شاه به دنبال نسخه استبدادی آلمان نازی 

رضاشاه عرق زیادی به آلمان‌ها داشت و تا حد زیادی در امور کشور روی همکاری آنها حساب می‌کرد. در طول دو دهه حکومت او، به‌خصوص در سال‌های منتهی به جنگ جهانی دوم، آلمانی‌ها حضور پررنگی در ایران پیدا کردند؛ از پروژه‌های صنعتی و راه‌آهن گرفته تا امور اقتصادی و تجاری. آلمان به یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران تبدیل شده بود.

البته این نزدیکی بی‌دلیل نبود. رضاشاه مردی مستبد و شیفته قدرت بود والگوی استبدادی آلمانِ نازیِ هیتلر، بمی‌توانست برای او جذابیت داشته باشد. بنابر این، حضور آلمانی‌ها در ایران این امکان را فراهم می‌کرد که رضا شاه به مرور بتواند چنین الگوییی را به کمک آلمانی‌ها در ایران باز سازی کند.

از طرفی آلمان هم بی‌دلیل به ایران نزدیک نشده بود؛ موقعیت جغرافیایی ایران، هم‌مرزی با شوروی و قرار گرفتن کشور در مسیر ارتباطی شرق و غرب، ایران را برای برلین به شریکی مهم تبدیل می‌کرد.

عاقبت بی طرفی رضا میر پنج

با شعله‌ور شدن آتش جنگ جهانی دوم در شهریور ۱۳۱۸ (سپتامبر ۱۹۳۹)، دولت وقت ایران بلافاصله سیاست بی‌طرفی خود را اعلام کرد. این اقدام، به زعم برخی از حامیان رضاشاه، نشانه‌ای از تدبیر و تلاش او برای دور نگه داشتن ایران از پیامد‌های جنگ بود؛ روایتی که در ادامه تصویری که از رضاشاه به‌عنوان سیاستمداری ملی‌گرا و وطن‌دوست ساخته شده بود، قرار می‌گرفت.

اما روی دیگر سکه بی‌طرفی، روایت دیگری را نشان می‌دهد. رضاشاه بر این باور بود که پیروزی آلمان در جنگ جهانی دوم قطعی است و همین ارزیابی، بر محاسبات سیاسی او سایه انداخته بود. از این منظر، بی‌طرفی تنها تلاشی برای حفظ استقلال ایران و دور نگه داشتن کشور از آتش جنگ نبود، بلکه راهی برای حفظ موقعیت حکومت پهلوی و عبور از بحرانی بود که رضاشاه تصور می‌کرد سرانجامش به پیروزی آلمان ختم خواهد شد.

رضاشاه بر این باور بود که پیروزی آلمان در جنگ جهانی دوم قطعی است و همین ارزیابی، بر محاسبات سیاسی او سایه انداخته بود. از این منظر، بی‌طرفی تنها تلاشی برای حفظ استقلال ایران و دور نگه داشتن کشور از آتش جنگ نبود، بلکه راهی برای حفظ موقعیت حکومت پهلوی و عبور از بحرانی بود

وابط ایران و آلمان در بحبوحه جنگ جهانی دوم و حتی آنچه رضاشاه در پس ماجرا درباره آلمان و آینده جنگ به آن می‌اندیشید، لزوماً با اعلام بی‌طرفی ایران در تناقض نبود. ایران تا زمانی که مستقیماً وارد جنگ نشده بود و اجازه استفاده از خاک خود برای اقدام علیه متفقین را به آلمانی‌ها نمی‌داد، همچنان کشوری بی‌طرف بود و طبیعتاً متفقین نیز نمی‌توانستند صرف روابط ایران با آلمان را نقض بی‌طرفی کشور تلقی کنند.

اما حضور آلمانی‌ها در ایران، خیلی زود به بهانه‌ای برای متفقین تبدیل شد تا ایران را وارد بازی جنگ کنند.

رضاخان و ارتش سه‌ساعته  حقیقتی که پهلوی پرستان پنهان می‌کنند!

 

انگلیس چگونه نسخه رضا شاه را در هم پیچید ؟ 

پس از حملات آلمان به شوروی مصادف با ۲۵مرداد ۱۳۲۰سفرای انگلیس و شوروی یعنی سرریدربولارد و اسمیرنوف به دیدار شاه رفتند دیداری که اگرچه با ملازمات دیپلماتیک شبیه بود، اما در واقع به نوعی و اولتیماتوم به رضا خان بود آن‌ها هشدار دادند که ایران باید هرچه سریعتر کارشناسان آلمانی را اخراج کند درمقابل، اما رضا خان. این گونه استدلا کرد که این افراد عمدتاً کارشناس فنی و اقتصادی هستند و فعالیت آنان ارتباطی با مسائل نظامی ندارد. وب ه این ترتیب از اخراجآلمانی‌ها امتناع کرد.

این سرپیچی‌ها به مزاق انگلیسی‌ها که خودشان شاه را دست نشانده کرده بودند خوش نیامد و از همان نقطه نسخه برکناری شاه را پیچیدند.

آلمانی ها بهانه ای برای باز شدن پای متفقین به ایران 

  در ۲۵ مرداد ۱۳۲۰، انگلیس و شوروی یادداشت مشترک دیگری به دولت ایران تسلیم کردند؛ یادداشتی که از یادداشت قبلی صریح‌تر بود و عملاً بر اخراج  آلمانی‌های مقیم ایران اصرار داشت.رضا شاه  که حالا وخامت اوضاع را جدی‌تر می‌دید، در پاسخ اعلام کرد که به زودی ۱۰۰ نفر از شهروندان آلمانی را از خاک ایران اخراج می‌کنداما این عقب‌نشینی برای متفقین و به ویژه انگلیس کافی نبود.

ایران برای انگلیس و شوروی اهمیت راهبردی داشت؛ از یک‌سو نفت و تأسیسات نفتی ایران برای انگلیس حیاتی بود و از سوی دیگر، راه‌آهن سراسری و موقعیت جغرافیایی ایران می‌توانست مسیر انتقال تجهیزات و تدارکات به شوروی را تسهیل کند.

انگلیس و شوروی به حکومتی نیاز داشتند که همکاری لازم برای استفاده از راه‌های ارتباطی و امکانات ایران در طول جنگ را تضمین کند. ایران باید به مسیر پشتیبانی جبهه شوروی و پل ارتباطی متفقین تبدیل می‌شد و برای این هدف، همکاری کامل حکومت تهران اهمیت اساسی داشت.

به همین دلیل، متفقین می‌خواستند بر مسیر‌های ارتباطی و مناطق حساس ایران کنترل داشته باشند وطبیعتا اخراج المانی‌ها تنها یک بهانه بود. انگلیس و شوروی به حکومتی نیاز داشتند که همکاری لازم برای استفاده از راه‌های ارتباطی و امکانات ایران در طول جنگ را تضمین کند. ایران باید به مسیر پشتیبانی جبهه شوروی و پل ارتباطی متفقین تبدیل می‌شد و برای این هدف، همکاری کامل حکومت تهران اهمیت اساسی داشت.

 

رضاخان و ارتش سه‌ساعته  حقیقتی که پهلوی پرستان پنهان می‌کنند!

 

سوم شهریور ماه و مقاومت ۳ ساعته ارتش پوشالی !

بامداد ۳ شهریور ۱۳۲۰،نیرو‌های شوروی از شمال و نیرو‌های انگلیس از جنوب و غرب وارد خاک ایران شدند. هم‌زمان با آغاز پیشروی نظامی، سفیران دو کشور نیز به دولت ایران اطلاع دادند که نیروهایشان وارد خاک کشور شده‌اند.

 به این ترتیب، بی‌طرفی‌ای که دولت رضاشاه از آغاز جنگ جهانی دوم بر آن تأکید می‌کرد، در عمل نادیده گرفته شد و خاک میهنمان زیر چکمه نیرو‌های بیگانه به تصرف درآمد.

بامداد ۳ شهریور ۱۳۲۰،نیرو‌های شوروی از شمال و نیرو‌های انگلیس از جنوب و غرب وارد خاک ایران شدند. هم‌زمان با آغاز پیشروی نظامی، سفیران دو کشور نیز به دولت ایران اطلاع دادند که نیروهایشان وارد خاک کشور شده‌اند.

پس از هجوم دشمنان به ایران همه چشم‌ها به بازوی نظامی کشور دوخته شده بود و مردم منتظر بودند ببینند ارتشی که رضاشاه سال‌ها برای ساختن آن از بودجه کشور هزینه کرده بود، در برابر متجاوزان چه خواهد کرد؛ این ارتش، علیرغم دستاوردسازی‌های رضاشاه، در نخستین آزمون جدی خود در برابر نیرو‌های انگلیس و شوروی قرار گرفت؛ اما تنها ۳ ساعت بعد انسجام خود را از دست داد و عملاً درهم پاشید. ارتشی که قرار بود نماد اقتدار حکومت و حافظ تمامیت ارضی ایران باشد، نتوانست مانع پیشروی نیرو‌های بیگانه شود.

تبعات شهریور ۲۰ چه بود؟

تبعات سوم شهریور، به شکست نظامی حدود نماند.اشغال، اقتدار و حاکمیت عملی دولت مرکزی را به‌شدت تضعیف کرد. بخش‌هایی از شمال کشور زیر کنترل شوروی و جنوب و مناطق مهمی از کشور در اختیار انگلیس قرار گرفت. راه‌ها، بنادر و به‌ویژه راه‌آهن سراسری ایران به‌تدریج در خدمت نیاز‌های جنگی متفقین قرار گرفتدر سال‌های بعد، و تا پایان جنگ جهانی دوم میلیون‌ها تن کالا و تجهیزات از همین مسیر به شوروی منتقل شد.

در روز‌های پس از سوم شهریور، نیرو‌های شوروی و انگلیس همچنان به سمت نقاط مهم کشور پیشروی کردند و با نزدیک شدن خطر ورود نیرو‌های اشغالگر به تهران، فشار بر رضاشاه برای کناره‌گیری افزایش یافت.

 سرانجام او دریافت که نه ارتش توان متوقف کردن پیشروی را دارد و نه ادامه مقاومت می‌تواند وضعیت را تغییر دهد. رضاشاه در نهایت در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ استعفانامه خود را امضا کرد و سلطنت را به ولیعهدش، محمدرضا پهلوی، واگذار کرد.

پس از کناره‌گیری رضاشاه، خیلی زود حکومت پسرش با اجاره و صلاحدید امریکا وانگلیس تشکیل شد با انتقال سلطنت به محمدرضا پهلوی، حضور و نفوذ انگلیس و شوروی در معادلات سیاسی و اقتصادی ایران نیز تثبیت شد و کشور عملاً تا پایانحکومت او، تحت تأثیر خواسته‌ها و ملاحظات قدرت‌های اشغالگر قرار داشت.

هرگاه تاریخ پهلوی را مرور می‌کنیم، به وجوه اشتراک قابل‌تأملی میان پهلوی‌ها می‌رسیم؛ سرسپردگی در برابر بیگانگان، کم‌رنگ بودن عرق وطن و تکیه بر حمایت قدرت‌های خارجی از جمله این وجوه است. در شهریور ۱۳۲۰، وقتی نیرو‌های بیگانه وارد خاک ایران شدند، رضاشاه که سال‌ها از ارتش و اقتدار خود سخن گفته بود، سرانجام کشور را ترک کرد و سلطنت را به پسرش سپرد.

 

 

رضاخان و ارتش سه‌ساعته  حقیقتی که پهلوی پرستان پنهان می‌کنند!

 

وجه اشتراک پهلوی‌ها از شهریور ۲۰ تا امروز

در دوران محمدرضا پهلوی نیز وابستگی به قدرت‌های خارجی تا جایی پیش رفت که دو سال پس از اشغال ایران، سران سه قدرت متفق، استالین، روزولت و چرچیل، در تهران گرد هم آمدند و بدون حضور ایران در مذاکرات اصلی درباره ادامه جنگ و آینده جهان تصمیم گرفتند.

 شاه جوان حتی در کنفرانسی که در پایتخت کشور خودش برگزار می‌شد، نقشی در مذاکرات نداشت؛ تصویری که بیش از هر چیز موقعیت ضعیف حکومت پهلوی در برابر قدرت‌های خارجی را نشان می‌داد؛ و حالا، با گذشت چندین دهه ته‌مانده پهلوی یعنی رضا ربع پهلوی نیز در بحبوحه جنگ رمضان بار دیگر همان مسیر را دنبال کرد؛ با امید بستن به حمایت آمریکا و حتی استقبال از مداخله خارجی علیه کشور خودش، در حالی که به دنبال تکیه زدن بر جای پدر و پدربزرگش بود. او در گفت‌وگویی با CBS در ژانویه ۲۰۲۶، خواستار مداخله سریع‌تر آمریکا برای تغییر حاکمیت در ایران شده بود.

رضاخان و ارتش سه‌ساعته  حقیقتی که پهلوی پرستان پنهان می‌کنند!

به خیالش هنوز زمان رضا قلدر بود؛ زمانی که یک قدرت بیگانه می‌توانست وارد ایران شود و هرکس را که خود می‌خواست بر سرنوشت مردم حاکم کند. اما این‌بار حتی همان قدرت خارجی نیز حاضر نشد این ته‌مانده پهلوی را گزینه قطعی آینده ایران بداند.

دونالد ترامپ در بحبوحه نبرد رمضان درباره انتخاب رضا پهلوی گفته بود: فکر می‌کنم او [رضا پهلوی]هست. بعضی‌ها او را دوست دارند و ما خیلی درباره این موضوع فکر نکرده‌ایم. به نظر من، شاید فردی از داخل [ایران]مناسب‌تر باشد

پربازدیدترین آخرین اخبار