سیاست زدگی و سیاست گریزی
گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو» - یادداشت دانشجویی*؛ "آزاد اندیشی"از جمله عبارتها و مفاهیم مظلوم و در عین آشنایی با گوش ما بسیار قریب با اندیشهی ماست. آزاد اندیشی، تفکر و نقد مسائل مختلف جامعه یک فرهنگ اجتماعی است که اگر به درستی مورد بررسی قرار بگیرد و راهحلهای درستی برای تحقق آن بیابیم بسیاری از مشکلات جامعه ما در زمینههای مختلف فرهنگی، سیاسی و .... حل خواهد شد.
اولین مسئله در نقد فضای آزاد اندیشی_چه در قالب کرسی و چه در قالبهای دیگر_ این است که باید موضوع را چند بعدی ببینیم ، نمیشود به صرف بررسی یک عامل تصور کنیم اطلاعات کاملی داریم لذا در این بحث هم متناسب با فضایی که داریم تیتروار به رئوس دلایل عدم موفقیت جامعهی دانشگاهی در ایجاد فضای آزاد اندیشی اشاره خواهیم کرد.
- فضای فرهنگی حاکم بر نسل جدید : آزاد اندیشی و اقبال به آن طبعا برای جامعهای جذاب و مورد اهمیت است که افراد آن صاحب اندیشه و مبتکر و مطلع باشند. بخش عمدهی دانشجویان امروز دانشگاههای ما مثل خود من متولدین دهه 70 هستند. نیمی از زندگی ما در عصر ارتباطات و تلویزیون و نیمهی دیگر در عصر فرا ارتباطات و اینترنت گذشته است. مارشال مک لوهان استاد مرکز مطالعات رسانهای تورنتو، و مطرحکننده مفهوم «دهکدهی جهانی» معتقد است که برای حصول درک از یک فرهنگ باید به مطالعهی ابزارهایی پرداخت که در آن فرهنگ برای تبادل افکار و مبادلهی پیامها به کار میرود در همین راستا پستمن جامعه شناس آمریکایی معتقد است که انسان عصر تلویزیون بر خلاف انسان عصر چاپ اهل تفکر نیست، وی میگوید زمانی که انسان متعهد عصر کتاب خوانی و رسانههای نوشتاری به تماشاچی بی خیال تبدیل میشود و مسائل اجتماعی تا مرز پردههای نمایش تنزل مییابد آنوقت است که مجموعهی ملت در خطر و فرهنگ در حال زوال است. دقت دارید که این موضوع صرف کشور ما نیست بلکه همهی جوامعی که به سمت مدرنیته حرکت کردهاند به این بلا مبتلا شدهاند و عقلای آن ها سالها قبل از ما به آن پرداختهاند. مدرنیته برای حاکم کردن ارزشهای مادی خود چارهای ندارد جز اینکه انسانها را با "دوست دارم پس اینجوری هستم!"و "همه همین کار را میکنند" بار بیآورد نه کسانی که اول میاندیشند و برای خود دلیل میآورند. لذا بشری که جز لذت بیشتر هدفی ندارد و اصولا مناسک و اعمال خود را از مد روز میگیرد طبعا دلیل و انگیزهای هم برای آزاد اندیشی ندارد! البته این یک نگاه جامعه شناسانه است و یک جامعه را در دوران مختلف تاریخی بررسی میکند و نسبی است.
- سیاست زدگی و سیاست گریزی : حضور جدی شخصیتها و موضوعات سیاسی در کرسیهای آزاد اندیشی مسئلهای واقعی و اجتناب ناپذیر است که البته عارضههایی نیز بر آن مرتبط است. نگاه ابزار انگارانهی برخی سیاستزدگان طی چند سال اخیر برای پیشبرد اهداف جناح خود در کرسیها موجب شد تا برخی برداشتشان از کرسیها به جای یک اتاق فکر برای حل مسائل به یک آوردگاه مجادلهی سیاسی تبدیل شود ، همین موضوع موجب جدایی بخشی از جامعه دانشگاهی از کرسیها شد ؛ از سوی دیگر جریانی که این روزها با نام اصلاح طلبی فعالیت میکند در چند سال اخیر به دلایلی(که مشاهدات چند سال اخیر نشان میدهد ضعف ایدئولوژیک این جریان است) و به بهانههای مختلف مانند نبود آزادی! پا گرفتن یک جریان منطقی مباحثه و تضارب آراء را مخالف اهداف خود میداند لذا در برنامههای مختلف مانند کرسیها، تریبونهای آزاد و نشریات بیشتر علاقهمند است برای نشان دادن حضور خود، به موضوعات سطحی و جنجال برانگیز بپردازد که طبیعتا به موضوع آزاد اندیشی ضربه میزند.
جالب اینکه این فعالیتهای سطحی و جنجالبرانگیز(مانند حمله به شخصیتها) هزینهبردارتر است و در صورت صدق ادعای نبود آزادی طبیعتا اجتناب باید از این بخش صورت میگرفت نه در مباحث کلیتری که در کرسیها مطرح میشود اما رویهی این جریان کاملا خلاف آن یعنی پرداختن به موضوعات سطحی و تخریبی و بیشتر در قالب نشریه و تریبون بوده است به جای مباحث عمیق و فکری در کرسیهای آزاد اندیشی. البته از بیتدبیری برخی مسئولان نمیشود گذشت که در ادامه به آن هم اشاره خواهد شد اما واقعیت این است که توهم برخورد از واقعیت آن چندین درجه پررنگتر است.(به خصوص در مباحث نظری و فکری)
کوتاه اندیشی مسئولان : متاسفانه حوادث سال 88 و رفتارهای غلط و قانونشکنانهی عدهای در آن سال موجب شد تا نگاه حفظ آرامش دانشگاه بر بیشتر مسئولان غلبه کند و همواره به مسائل جدید و تحرک آفرین بیشتر از جنبهی تهدید نگاه کنند تا فرصت ، لذا اگر مخالفت جدی با برگزاری برنامهای ابتکاری نداشته باشند تلاشی هم برای تحقق این خواستهی جدی مقام معظم رهبری ندارند
*سها صالح-فعال دانشجویی
انتشار یادداشتهای دانشجویی به معنای تایید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است