رقابت اقتصادی چین و آمریکا/ نبرد برای اول شدن
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو- طهورا ریاحی؛ ظهور چین بهعنوان یک قدرت اقتصادی برجسته و چالشهای پیشروی ایالات متحده بهعنوان اقتصاد پیشروی جهانی، یکی از مهمترین تحولات قرن بیست و یکم به شمار میرود. اقتصاد جهانی اکنون شاهد رقابت پیچیده و چندوجهی این دو کشور است که هر یک با تکیه بر منابع، فناوریها و استراتژیهای متفاوت، به دنبال تثبیت جایگاه خود در نظام اقتصادی بینالمللی هستند.
چین با رشد چشمگیر تولید ناخالص داخلی، سرمایهگذاری گسترده در زیرساختها و توسعه طرحهای جهانی نظیر «یک کمربند، یک جاده»، نفوذ خود را از آسیا به آفریقا و آمریکای لاتین گسترش داده است. در مقابل، ایالات متحده همچنان در بخشهایی، چون نوآوریهای فناوری، بازارهای مالی پیشرفته و جذب سرمایهگذاریهای خارجی، سرآمد باقی مانده است.
هدف، ارائه تحلیلی جامع از قدرت اقتصادی این دو کشور است تا با ارزیابی دقیق شاخصهای اقتصادی، سیاستهای تجاری و نقش نوآوریهای فناورانه، تصویری شفاف از وضعیت کنونی و چشمانداز آینده این رقابت اقتصادی ترسیم شود. اهمیت این موضوع نهتنها بر اقتصاد داخلی چین و آمریکا، بلکه بر ثبات و رشد اقتصادی جهان نیز تأثیرگذار خواهد بود.
تاثیر جهانی اقتصاد
در دنیای امروز، قدرت اقتصادی کشورهای بزرگ نه تنها بر روندهای داخلی خود، بلکه بر وضعیت کل اقتصاد جهانی تأثیرگذار است. آمریکا، به عنوان بزرگترین اقتصاد جهان در دهههای گذشته، در کنار چین که در دو دهه اخیر رشد شگفتانگیزی را تجربه کرده است، جویای جایگاههای مختلفی در عرصههای جهانی هستند. هر یک از این دو کشور نه تنها در زمینه تولید ناخالص داخلی (GDP) و تجارت بینالمللی در جایگاههای پیشتاز قرار دارند بلکه در ابعاد فناوری، نوآوری، قدرت نظامی و سیاستهای بینالمللی نیز دارای نفوذ ویژهای هستند. این رقابت بین دو اقتصاد بزرگ نه تنها به صورت مستقیم بر روندهای جهانی تأثیر میگذارد، بلکه پیوسته چالشهایی برای سایر کشورها و بهویژه کشورهای در حال توسعه ایجاد میکند.
چین، که در ابتدای دهه ۱۹۸۰ از یک اقتصاد بسته و کشاورزی به یک ابرقدرت صنعتی تبدیل شد؛ امروزه دومین اقتصاد بزرگ جهان را در اختیار دارد. علاوه بر آن چین از سال ۲۰۱۰ به عنوان بزرگترین صادرکننده کالاهای جهان شناخته میشود، این کشور با بهرهگیری از منابع انسانی و سیاستهای اقتصادی موفق خود، به سرعت به یک قطب تجاری و تولیدی در سطح جهانی تبدیل شده است. از سوی دیگر، ایالات متحده آمریکا، که به عنوان یکی از پیشگامان جهانی در زمینه نوآوری، تولید و بازارهای مالی شناخته میشود، همواره در صدر رتبهبندیهای اقتصادی و مالی باقی مانده است.
آمریکا به عنوان یک اقتصاد باز و مبتنی بر سرمایهداری بازار، به شتاب رشد اقتصادی و ظرفیتهای نوآورانه خود ادامه میدهد. اما رقابت اقتصادی بین چین و آمریکا صرفاً به این معنا نیست و رقابت در ابعاد ژئوپولیتیک، نظامی و فرهنگی نیز نمود پیدا کرده و آینده نظم جهانی را تحتالشعاع قرار میدهد. در این میان شاخصهای کلان اقتصادی برای مقایسه قدرت اقتصادی چین و ایالات متحده، بررسی شاخصهای کلان اقتصادی از جمله تولید ناخالص داخلی (GDP)، رشد اقتصادی و ... برای فهم بهتر این مساله ضروری است.
شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP)
تولید ناخالص داخلی آمریکا در سالهای اخیر ثابت بوده، اما چین با رشد پیوسته خود توانسته است به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان در کنار آمریکا قرار گیرد. در حالی که GDP آمریکا، نسبت به چین در مرتبه بالاتری قرار دارد، چین با سرعت بیشتری در حال رشد است و این تفاوت رشد میتواند در آینده به نفع چین تغییر کند.
تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۲۴: بر اساس دادههای منتشر شده توسط اداره ملی آمار چین، تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور در سال ۲۰۲۴ به ۱۳۴٬۹۰۸٫۴ میلیارد یوان رسید که نسبت به سال قبل، با قیمتهای ثابت ۵ درصد، با توجه به سیاستهای هوشمندانه چین افزایش یافته است.
تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال ۲۰۲۴: بر اساس دادههای موجود، تولید ناخالص داخلی (GDP) ایالات متحده در سال ۲۰۲۴ به ۲۸٬۸۷۱٫۰۸ میلیارد دلار رسید. در سهماهه چهارم سال ۲۰۲۴، اقتصاد آمریکا با نرخ سالانه ۲.۳ درصد رشد کرد که نسبت به نرخ ۳.۱ درصدی سهماهه سوم کاهش نشان میدهد.
رشد اقتصادی
آمریکا همچنان به عنوان بزرگترین مصرفکننده و صادرکننده در بسیاری از صنایع پیشرفته باقیمانده است. با این حال، چین بهعنوان تولیدکننده عمده کالاهای مصرفی و صنعتی، بهشدت در اقتصاد جهانی تأثیرگذار است. چین همچنین در حال تبدیل شدن به یک بازیگر بزرگ در زمینه تجارت بینالمللی از طریق ابتکاراتی مانند «یک کمربند، یک راه» است.
رشد اقتصادی چین در سال ۲۰۲۴: صنعتیسازی سریع و اصلاحات بازار در چین، نرخ رشد بالاتری را در دهههای اخیر نسبت به ایالات متحده به همراه داشته است. در کل، چین در این دهه با چالشهای مختلفی از جمله جنگ تجاری، پاندمی و مسائل داخلی روبهرو بود ولی توانست به رشد قابل توجهی دست یابد. پیشبینی شده بود که چین در سال ۲۰۲۴ به هدف رشد ۵ درصدی دست یابد که با سیاستهای محرک اقتصادی و تقویت صادرات، به این هدف رسید.
رشد اقتصادی آمریکا در سال ۲۰۲۴: رشد اقتصادی ایالات متحده در سال ۲۰۲۴ به طور کلی ۲.۸ درصد پیشبینی شده است. این رشد نسبت به سالهای قبل کمی کاهش یافته است، اما هنوز هم نرخ رشد مثبت و نسبتاً قوی است. در سهماهه چهارم سال ۲۰۲۴، اقتصاد ایالات متحده با نرخ رشد سالانه ۲.۳ درصد روبهرو بوده است، که کمتر از رشد ۳.۱ درصدی در سهماهه سوم سال است. این کاهش رشد در پایان سال عمدتاً به دلیل کاهش سرمایهگذاری تجاری و برخی مشکلات اقتصادی جهانی بود. با این حال، مصرف داخلی و رشد در بخش خدمات و تولید، به ویژه در برخی صنایع موجب تقویت اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۲۴ شد.
سرمایهگذاری مستقیم خارجی FDI
چین به طور فزایندهای سرمایهگذار خارجی جذب کرده و سرمایهگذاریهای خود را در مناطقی مانند آفریقا و آسیای جنوب شرقی با ابتکار «کمربند راه» گسترش داده است. در مقابل، ایالات متحده به دلیل ثبات اقتصادی و زیرساختهای مالی قوی، همچنان مقصد اصلی سرمایهگذاران خارجی است. طرح «یک کمربند، یک جاده» چین به دنبال گسترش نفوذ اقتصادی خود از طریق سرمایهگذاری در پروژههای زیرساختی جهانی است. ایالات متحده در پاسخ، اتحادها را تقویت کرده و نوآوریهای فناوری را برای حفظ جایگاه جهانی خود ترویج میدهد.
تکنولوژی و نوآوری
در حالی که آمریکا هنوز پیشگام در نوآوری و تکنولوژی است، چین با سرعتی شگفتانگیز در حال نزدیک شدن به آن است. چین در زمینههایی مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء، و فناوری G۵، به پیشرفتهای چشمگیری دست یافته است. شرکتهایی مانند هواوی و تیسنتر از چین، به رقابت مستقیم با غولهای آمریکایی مانند اپل و گوگل پرداختهاند.
رشد و پیشرفت تکنولوژِی در آمریکا سال ۲۰۲۴: در سال ۲۰۲۴، ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از پیشروترین کشورهای جهان در حوزه فناوری، پیشرفتهای قابل توجهی را تجربه کرد. این کشور با سرمایهگذاریهای کلان در تحقیق و توسعه، به دستاوردهای مهمی در زمینههای مختلف فناوری دست یافت. برای مثال، فناوری هوش مصنوعی با پیشرفتهای قابل توجهی همراه بود و دستیارهای هوشمند پیشرفتهتر شدند. همچنین، برنامههای کاربردی هوشمند و پردازش ابری نیز توسعه یافتند که تأثیرات مثبتی بر کسبوکارها و زندگی روزمره داشتند. به طور کلی، سال ۲۰۲۴ برای آمریکا سالی پر از پیشرفتهای فناورانه بود که تأثیرات آن بر اقتصاد و زندگی روزمره شهروندان این کشور مشهود بود.
رشد و پیشرفت تکنولوژِی در چین سال ۲۰۲۴: در سال ۲۰۲۴، چین دستاوردهای فناورانه و اقتصادی قابل توجهی را تجربه کرد که نشاندهنده پیشرفتهای چشمگیر در حوزههای مختلف است.
توسعه فناوریهای پیشرفته: چین برنامهای عملیاتی برای توسعه صنایع آینده معرفی کرد که بخشهایی نظیر رباتهای انساننما و اطلاعات کوانتومی را هدف قرار داده و بر پیشرفت در فناوریهای کلیدی تمرکز داشت.
پیشرفت در حوزه فضایی:آژانس فضایی چین (CMSA) پس از چهار سال تحقیق و توسعه، از لباس فضایی جدید و سبکوزنی رونمایی کرد که برای محافظت از فضانوردان در فعالیتهای برونفضایی، بهویژه در محیط سخت و خطرناک ماه طراحی شده است.
گسترش شبکه G۵: تا پایان نوامبر ۲۰۲۴، چین بیش از ۴.۱۹ میلیون ایستگاه پایه G۵ ساخته بود که بیش از یک میلیارد کاربر تلفن همراه را تحت پوشش قرار داده است.
بازار گوشیهای هوشمند: در این سال، ۲۸۵ میلیون دستگاه گوشی هوشمند در بازار چین عرضه شد که نسبت به سال قبل ۴ درصد افزایش داشت. برندهایی مانند ویوو و هواوی موفق شدند از اپل پیشی گرفته و سهم بیشتری از بازار را به دست آورند.
این دستاوردها و پیشرفتها نشاندهنده تعهد چین به توسعه فناوری و تقویت زیرساختهای اقتصادی خود در سال ۲۰۲۴ بوده و تأثیرات مثبتی بر رشد اقتصادی و موقعیت جهانی این کشور داشته است.
چالشهای پیش رو
کشور چین در حال حاضر با چالشهای زیاد روست و افزایش سطح بدهی، کاهش نیروی کار و وابستگی به صادرات، رشد بلندمدت آن را تهدید میکند. هم چنین ایالت متحده امریکا با بدهی ملی، نابرابری درآمد و رقابت بینالمللی فزاینده دست و پنجه نرم میکند که خطراتی برای تسلط اقتصادی آن محسوب میشوند.
چالشهای اقتصادی چین و آمریکا، هرچند که ریشههای متفاوتی دارند، به شکل مستقیم بر رشد اقتصادی و ثبات اجتماعی هر دو کشور تأثیرگذار خواهند بود. چین باید بر مشکلات داخلی خود غلبه کند و از فناوریهای نوین برای پیشبرد توسعه استفاده کند، در حالی که ایالات متحده باید با چالشهای مالی، اجتماعی و جهانی مقابله کرده و توانمندیهای داخلی خود را در برابر رقبای جهانی حفظ کند.
چالشهای اقتصادی چین:
۱. رکود اقتصادی داخلی: چین با مشکلاتی مانند کاهش رشد اقتصادی و رکود در برخی از بخشهای اقتصادی مانند بخش املاک و مستغلات مواجه است. رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۴ پایینتر از انتظارات بود و این چالشها میتواند تاثیرات منفی بر اشتغال و ثبات اجتماعی داشته باشد.
۲. چالشهای جمعیتی: چین با کاهش نرخ تولد و افزایش جمعیت سالمند روبهرو است. این مسأله باعث فشار بر نظامهای رفاهی، تأمین اجتماعی و بازار کار میشود. از سوی دیگر، کاهش نیروی کار فعال میتواند رشد اقتصادی را محدود کند.
۳. جنگ تجاری و تحریمها: تحریمهای اقتصادی و تجاری که از سوی کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده، اعمال شدهاند، فشارهای زیادی به چین وارد کرده است. محدودیتهای صادراتی و فناوری، به ویژه در زمینه نیمهرساناها و تکنولوژیهای پیشرفته، تهدیدی برای آینده صنعتی این کشور هستند.
۴. تغییرات زیستمحیطی و انتقال به انرژیهای تجدیدپذیر: چین باید با چالشهای تغییرات اقلیمی و محیطزیستی دست و پنجه نرم کند. این کشور قصد دارد به سمت انرژیهای تجدیدپذیر حرکت کند، اما این فرآیند نیاز به سرمایهگذاریهای کلان دارد که میتواند به طور موقت فشار به اقتصاد وارد کند.
چالشهای اقتصادی ایالات متحده:
۱. تورم و افزایش هزینهها: ایالات متحده در چند سال گذشته با تورم بالا مواجه بوده است که به کاهش قدرت خرید مردم و افزایش هزینههای زندگی منجر شده است. اگرچه اقدامات فدرال رزرو برای مهار تورم مؤثر بودهاند، اما این چالش همچنان ادامه دارد.
۲. بحران بدهی ملی: ایالات متحده با بحران بدهی ملی دست و پنجه نرم میکند که به بیش از ۳۳ تریلیون دلار رسیده است. این بدهی به همراه هزینههای نظامی، اجتماعی و دیگر موارد، فشار زیادی به بودجه کشور وارد میکند و ممکن است در آینده منجر به مشکلات مالی بزرگتری شود.
۳. تقاضای نابرابر در بازار کار: در حالی که برخی صنایع مانند فناوری اطلاعات و مراقبتهای بهداشتی به شدت رشد کردهاند، برخی دیگر مانند تولید و صنایع سنتی با کمبود نیروی کار روبهرو هستند. همچنین، مهاجرت و دسترسی به نیروی کار ماهر از مشکلاتی است که آمریکا باید برای مقابله با آن راهحلهای مناسبی پیدا کند.
۴. نابرابری اقتصادی و اجتماعی: نابرابری درآمد و ثروت همچنان یکی از چالشهای عمده اقتصادی در ایالات متحده است. افزایش شکاف بین طبقات اجتماعی، که در برخی موارد به نارضایتی و اعتراضات عمومی منجر شده است، تهدیدی برای ثبات اجتماعی و اقتصادی به شمار میرود.
۵. تاثیر تغییرات جهانی و رقابت با چین: در زمینه رقابت با چین و سایر کشورها، ایالات متحده باید برای حفظ جایگاه خود در اقتصاد جهانی تلاش کند. رقابت در حوزههای تکنولوژی، انرژی و سیاستهای تجاری، به ویژه در راستای جنگهای تجاری با چین، همچنان یک چالش کلیدی برای ایالات متحده به شمار میآید.
رقابت برای اول شدن
یکی از مسائلی که در رقابت اقتصادی این دو کشور بسیار برجسته است، تفاوتهای ساختاری و استراتژیک آنها در اداره اقتصاد است. آمریکا با سیستم اقتصادی مبتنی بر بازار آزاد، نوآوری، و سرمایهگذاریهای ریسکپذیر در صنایع پیشرفته، مانند فناوری و انرژیهای نوین، توانسته است به پیشتازی خود ادامه دهد. اما چین با رویکردی متفاوت، ترکیب مناسبی از سیاستهای دولتی و اصلاحات بازار آزاد را به کار گرفته است که به آن امکان داده تا در زمینههای مختلف، از تولید صنعتی گرفته تا توسعه فناوریهای پیشرفته، به سرعت رشد کند. این تفاوتهای ساختاری و استراتژیک در نهایت، موجب بروز چالشها و فرصتهای جدید برای هر دو کشور خواهد شد.
مهمترین عامل در ارزیابی آینده اقتصادی این دو کشور نحوه مدیریت چالشهای اقتصادی و اجتماعی است. در حالی که چین به سرعت در حال پیشروی است، مشکلاتی نظیر نابرابری اجتماعی، آلودگی محیطزیست و بحرانهای جمعیتی میتواند مانعی بر سر راه رشد اقتصادی این کشور باشد. در مقابل، آمریکا نیز با بحرانهای داخلی از جمله شکافهای اجتماعی، کاهش رشد اقتصادی و بحران بدهی عمومی روبهروست. در این شرایط، هر دو کشور باید در جهت بهبود سیاستهای اقتصادی و اجتماعی خود گام بردارند تا بتوانند بهطور مؤثر به رقابت در سطح جهانی ادامه دهند.
در این میان، قدرت اقتصادی چین و آمریکا میتواند تأثیرات بزرگی بر نظم جهانی داشته باشد. رقابت این دو کشور نه تنها بر بازارهای جهانی تأثیر میگذارد بلکه بر سیاستهای تجاری، نهادهای مالی بینالمللی و همکاریهای بینالمللی نیز مؤثر خواهد بود. به عنوان مثال با توجه به پیشرفتهای چین در زمینه فناوریهای نوین و گسترش نفوذ اقتصادی خود در کشورهای در حال توسعه، ممکن است شاهد شکلگیری یک نظم اقتصادی جدید در سطح جهانی باشیم که از سلطه غربی کاسته و چین را به یک قطب جدید اقتصادی تبدیل کند. در این شرایط، آمریکا نیز باید خود را با چالشهای جدید جهانی و رقابتهای اقتصادی با چین تطبیق دهد.
با توجه به روندهای کنونی و تحلیلهای موجود، به نظر میرسد که در آینده نزدیک، چین به یکی از مهمترین بازیگران اقتصادی جهان تبدیل خواهد شد. اما این رقابت به این معنا نیست که آمریکا از میدان به در خواهد رفت بلکه این دو کشور ممکن است به یک نوع رقابت متقابل و در عین حال همزیستی اقتصادی برسند. این رقابت میتواند موجب توسعه فناوریها و نوآوریهای جدید در سطح جهانی شود، اما در عین حال، ممکن است به بروز تنشهای سیاسی و تجاری نیز منجر شود.
در نهایت، آینده اقتصادی چین و آمریکا بستگی به توانایی هر دو کشور در مدیریت منابع، توسعه نوآوری، و پاسخ به چالشهای داخلی و بینالمللی خواهد داشت. کشورهای در حال توسعه و سایر بازیگران جهانی نیز باید به دقت این روندها را دنبال کنند، چرا که تغییرات اقتصادی در چین و آمریکا میتواند تأثیرات غیرقابل پیشبینی بر تجارت جهانی، بازارهای مالی و سیاستهای بینالمللی داشته باشد. این رقابت نه تنها مسیرهای اقتصادی آینده را تعیین خواهد کرد، بلکه آینده نظم سیاسی و اجتماعی جهانی را نیز تحتتأثیر قرار خواهد داد.
*طهورا ریاحی، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات جنوب شرقی آسیا
*انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است.