
کد خبر:۸۰۶۰۸۵
سیدی در گفتگو با دانشجو:
فقط یک دهم کسری بودجه با سهمیهبندی بنزین جبران میشود! / عدم تحقق وعدههای دولت باعث بیاعتمادی مردم شده
مسئول قرارگاه شهید احمدی روشن با اشاره به اعتراضات روزهای اخیر گفت: ضعف عملکرد اقتصادی و ناتوانی دولت در عدم تحقق وعدههای خود باعث شده که مردم اعتماد خود را به دولت از دست بدهند.
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ سهمیه بندی بنزین در سکوت خبری و به یکباره توسط دولت اجرا شد؛ طرحی که به خاطر شرایط سخت اقتصادی امروز، از همان ساعت اولیه موجب اعتراض مردم شد. در همین راستا خبرگزاری دانشجو، به منظور بررسی آثار و تبعات اجرایی شدن این طرح با سید مهدی سیدی، کارشناس مسائل اقتصادی به گفتگو پرداخته است که در ادامه مشروح این گفتگوی تفصیلی را میخوانید.
خبرگزاری دانشجو: به نظر شما چه دلایلی در ایجاد التهاب در کشور پس از اجرای طرح سهمیه بندی سوخت موثر بوده اند؟
در بحث سیاست اصلاح قیمت سوخت که دولت آن را اجرا کرده دو گزاره اصلی وجود دارد؛ نخست اصل اجرای طرح و دیگری نحوه اجرای آن توسط دولت است. برآورد منطقی از اجرای طرح نشان میدهد آنچه باعث به هم ریختگی جامعه شده و التهاباتی را به وجود آورده اصل اجرای طرح نیست بلکه نحوه اجرای آن است.
واقعیت این است که امروز ضعف عملکرد اقتصادی و ناتوانی دولت در عدم تحقق وعدههای خود باعث شده که مردم تحت فشار اقتصادی قرار بگیرند و اعتماد خود را به دولت از دست بدهند و این بی اعتمادی را در جریان سهمیه بندی بنزین نیز شاهد هستیم.
در بحث سیاست اصلاح قیمت سوخت که دولت آن را اجرا کرده دو گزاره اصلی وجود دارد؛ نخست اصل اجرای طرح و دیگری نحوه اجرای آن توسط دولت است. برآورد منطقی از اجرای طرح نشان میدهد آنچه باعث به هم ریختگی جامعه شده و التهاباتی را به وجود آورده اصل اجرای طرح نیست بلکه نحوه اجرای آن است.
واقعیت این است که امروز ضعف عملکرد اقتصادی و ناتوانی دولت در عدم تحقق وعدههای خود باعث شده که مردم تحت فشار اقتصادی قرار بگیرند و اعتماد خود را به دولت از دست بدهند و این بی اعتمادی را در جریان سهمیه بندی بنزین نیز شاهد هستیم.
معتقدم دروغهایی که مدام از از زبان دولتمردان از جمله وزیر نفت مطرح میشد و همچنین سهمیه بندی و گران شدن بنزین به یکباره موجب ایجاد شوک التهابی در جامعه شد. در هر حال یک زمان ممکن است نگاه مردم به اجرای سیاست سهمیه بندی بنزین این باشد که دولت میخواهد عدالت در حوزه توزیع انرژی را برقرار کند؛ اما یک موقع ممکن است نگاه آنها این باشد که، چون دولت کسری بودجه دارد میخواهد دست به سفره ما ببرد و از سفره ما کسری خود را تامین کند. بنابراین این برداشت توسط مردم که کدام گزاره در سهمیه بندی بنزین مد نظر دولت باشد در ایجاد و یا جلوگیری از التهاب در جامعه موثر است.
در دولت قبل وقتی سیاست هدفمندی یارانهها اجرا شد دولت توانست به مردم بفهماند که این سیاست به نفع مردم است و مردم با این سیاست همراهی کردند؛ اما امروز برداشت مردم از سهمیه بندی سوخت این است که دولت کسری بودجه دارد و برای جبران این کسری میخواهد دست در سفره مردم کند. در هر حال با وجود چنین گزارههای روانی که به مردم وارد میشود نمیتوان انتظار داشت که آنها نسبت به سهمیه بندی بنزین واکنش نشان ندهند.
در دولت قبل وقتی سیاست هدفمندی یارانهها اجرا شد دولت توانست به مردم بفهماند که این سیاست به نفع مردم است و مردم با این سیاست همراهی کردند؛ اما امروز برداشت مردم از سهمیه بندی سوخت این است که دولت کسری بودجه دارد و برای جبران این کسری میخواهد دست در سفره مردم کند. در هر حال با وجود چنین گزارههای روانی که به مردم وارد میشود نمیتوان انتظار داشت که آنها نسبت به سهمیه بندی بنزین واکنش نشان ندهند.
خبرگزاری دانشجو: به غیر از سهمیه بندی سوخت دولت با استفاده از چه راهکارهایی می تواند کسری بودجه خود را جبران کند؟
یکی از گزارههایی که میتوان در مورد آن بحث کرد این است که برآورد دولت در بودجه این بوده که ۱۵۰ هزار میلیارد تومان از بودجه کشور را از طریق فروش نفت تامین میکند، اما با توجه به عملکرد وزارت نفت کمتر از ۲۰ درصد این درآمد محقق شده و الان دولت بالای ۱۰۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد. با این وجود سوال این است که دولت با اجرای طرح سهمیه بندی بنزین میتواند این کسری را جبران کند؟ و آیا راههای بهتری برای جبران این کسری بودجه وجود ندارد؟ واقعیت این است که امروز ۳۰۰ هزار نفر میلیاردر در کشور داریم که ۵۰ درصد آنها مالیات نمیدهند؛ بنابراین اگر مالیات این افراد را بر مبنای دو میلیارد درآمد سالانه در نظر بگیریم مالیات آنها بیشتر از ۱۵۰ هزار میلیارد تومان میشود پس اگر دولت سراغ درآمدهای مالیاتی میرفت میتوانست کسری بودجه را جبران کند. در هر حال درآمد مالیاتی باید بالای ۶۰۰ هزار میلیارد تومان باشد، اما الان اینطور نیست.
یکی از گزارههایی که میتوان در مورد آن بحث کرد این است که برآورد دولت در بودجه این بوده که ۱۵۰ هزار میلیارد تومان از بودجه کشور را از طریق فروش نفت تامین میکند، اما با توجه به عملکرد وزارت نفت کمتر از ۲۰ درصد این درآمد محقق شده و الان دولت بالای ۱۰۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه دارد. با این وجود سوال این است که دولت با اجرای طرح سهمیه بندی بنزین میتواند این کسری را جبران کند؟ و آیا راههای بهتری برای جبران این کسری بودجه وجود ندارد؟ واقعیت این است که امروز ۳۰۰ هزار نفر میلیاردر در کشور داریم که ۵۰ درصد آنها مالیات نمیدهند؛ بنابراین اگر مالیات این افراد را بر مبنای دو میلیارد درآمد سالانه در نظر بگیریم مالیات آنها بیشتر از ۱۵۰ هزار میلیارد تومان میشود پس اگر دولت سراغ درآمدهای مالیاتی میرفت میتوانست کسری بودجه را جبران کند. در هر حال درآمد مالیاتی باید بالای ۶۰۰ هزار میلیارد تومان باشد، اما الان اینطور نیست.
از طرفی امسال بودجه شرکتهای دولتی ۱۲۰۰ هزار میلیارد بوده و اگر ۵ درصد این مبلغ صرفه جویی شود رقم صرفه جویی ۶۰ هزار میلیارد تومان خواهد بود که تقریبا میتوانیم بگوییم ۳۰ درصد بیشتر از حداکثر درآمد متصور از سهمیه بندی بنزین است. در هر حال راهی که دولت در پیش گرفته هیچ تاثیری بر جبرای کسری بودجه ندارد و نهایتا ۱۰ درصد تاثیرگذار است و این راه نیز زمانی سختترین راه است که نگاه دولت نسبت به سهمیه بندی بنزین عدالت نباشد بلکه جبران کسری بودجه باشد.
واقعیت این است که روزانه ۹۰ میلیون لیتر بنزین در کشور مصرف میشود با این وجود اگر سهمیه بندی سوخت باعث کاهش قاچاق نشود و همان ۹۰ میلیون لیتر در کشور مصرف شود گزاره اول این است که دولت ۶۰ میلیون لیتر بنزین با قیمت ۱۵۰۰ تومان به مردم میفروشد و مردم ۳۰ میلیون لیتر را نیز با قیمت سه هزار تومان مصرف میکنند؛ بنابراین وقتی این رقمها را با هم حساب میکنیم و ما به تفاوت آن را از آن هزار تومانی که دولت قبلا میگرفت کسر کنیم کل درآمد دولت از سهمیه بندی سوخت ۳۳ هزار میلیارد تومان مازاد میشود که این رقم تقریبا معادل رقم یارانهای است که قرار است دولت به ۶۰ میلیون نفر پرداخت کند پس در این فرض تنها آورده این طرح باز توزیع یارانهها است.
واقعیت این است که روزانه ۹۰ میلیون لیتر بنزین در کشور مصرف میشود با این وجود اگر سهمیه بندی سوخت باعث کاهش قاچاق نشود و همان ۹۰ میلیون لیتر در کشور مصرف شود گزاره اول این است که دولت ۶۰ میلیون لیتر بنزین با قیمت ۱۵۰۰ تومان به مردم میفروشد و مردم ۳۰ میلیون لیتر را نیز با قیمت سه هزار تومان مصرف میکنند؛ بنابراین وقتی این رقمها را با هم حساب میکنیم و ما به تفاوت آن را از آن هزار تومانی که دولت قبلا میگرفت کسر کنیم کل درآمد دولت از سهمیه بندی سوخت ۳۳ هزار میلیارد تومان مازاد میشود که این رقم تقریبا معادل رقم یارانهای است که قرار است دولت به ۶۰ میلیون نفر پرداخت کند پس در این فرض تنها آورده این طرح باز توزیع یارانهها است.
در سال ۹۴ مصرف بنزین در کشور حدود ۷۰ تا ۷۲ میلیون لیتر در روز بود، اما با حذف کارت سوخت طی سه سال این میزان مصرف به ۹۰ میلیون لیتر افزایش یافت که این افزایش ۲۰ میلیون لیتری نشان میدهد که یا جهت مصرف منحرف شده و یا قاچاق اتفاق افتاده است. در هر حال اگر دولت نیز الان بخواهد از طریق سهمیه بندی سوخت ۱۷ میلیون لیتر بنزین را ذخیره کند و ۱۳ میلیون لیتر بنزین را با قیمت سه هزار تومان و ۶۰ میلیون لیتر هم به صورت یارانهای بفروشد با در نظر گرفتن قیمت صادراتی بنزین در بورس که هر تن ۵۸۱ دلار است مجموعا با این سیاست ۴۵ هزار میلیارد تومان مازاد درآمد دارد که اگر ۳۳ هزار میلیارد تومانی را که قرار است در قالب یارانه نیز پرداخت شود را از رقم ۴۵ هزار میلیارد تومان کسر کنیم ۱۲ هزار میلیارد تومان باقی میماند پس از این طریق فقط یک دهم از کسری بودجه دولت جبران میشود.
گزاره بدبینانهای که وجود دارد این است که دولت بخواهد پس از چند ماه کلا یارانهها را به مردم ندهد. واقعیت این است که این اقدام با توجه به اصل درآمد دولت از سهمیه بندی سوخت و رقم کسری بودجه باز هم خیلی آوردهای ندارد؛ بنابراین دولت به جای اینکه فشار به جامعه بیاورد راههای بهتری برای جبران کسری بودجه داشت و میتوانست آنها را اجرا کند.
دولت برای پرداخت یارانهها به مردم درآمد مازادی نداشته به همین دلیل قرار است که یارانهها را از طریق تنخواهی که از بانک مرکزی میگیرد پرداخت کند در واقع دولت از بانک مرکزی استقراض میکند تا یارانهها را بپردازد. با این وجود سوال این است که آیا راه بهتری برای پرداخت یارانهها وجود ندارد؟ معتقدم دولت میتوانست به مانند دولت قبل که پس از واریز اولین یارانه آن را به مدت یک ماه بلوکه کرد تا درآمد هدفمندی یارانهها جذب شود عمل کند. در هر حال اگر دولت پیش از سهمیه بندی بنزین با این شیوه عمل میکرد هم فشار کمتری را متحمل میشد و هم باعث میشد تا اعتماد اجتماعی بیشتری ایجاد شود.
گزاره بدبینانهای که وجود دارد این است که دولت بخواهد پس از چند ماه کلا یارانهها را به مردم ندهد. واقعیت این است که این اقدام با توجه به اصل درآمد دولت از سهمیه بندی سوخت و رقم کسری بودجه باز هم خیلی آوردهای ندارد؛ بنابراین دولت به جای اینکه فشار به جامعه بیاورد راههای بهتری برای جبران کسری بودجه داشت و میتوانست آنها را اجرا کند.
دولت برای پرداخت یارانهها به مردم درآمد مازادی نداشته به همین دلیل قرار است که یارانهها را از طریق تنخواهی که از بانک مرکزی میگیرد پرداخت کند در واقع دولت از بانک مرکزی استقراض میکند تا یارانهها را بپردازد. با این وجود سوال این است که آیا راه بهتری برای پرداخت یارانهها وجود ندارد؟ معتقدم دولت میتوانست به مانند دولت قبل که پس از واریز اولین یارانه آن را به مدت یک ماه بلوکه کرد تا درآمد هدفمندی یارانهها جذب شود عمل کند. در هر حال اگر دولت پیش از سهمیه بندی بنزین با این شیوه عمل میکرد هم فشار کمتری را متحمل میشد و هم باعث میشد تا اعتماد اجتماعی بیشتری ایجاد شود.

خبرگزاری دانشجو: به نظر شما چه عواملی باعث دامن زدن به نگرانیهای مردم پس از اجرای طرح سهمیه بندی بنزین شده است؟
مردم از چند جهت نگرانند و اولین نگرانی آنها نیز به خاطر تورم است. اما سوال این است که آیا سهمیه بندی و افزایش قیمت بنزین موجب افزایش تورم میشود؟ طبق برآورد صورت گرفته تورم واقعی ناشی از تاثیر بنزین در کشور بین ۲ تا نهایتا ۵ درصد است. با این وجود آنچه موجب افزایش قیمتها میشود بنزین نیست بلکه افزایش قیمت گازوئیل است، چون گازوئیل در تمام حلقههای زنجیره تولید تاثیردارد و در طرح اخیر نیز قیمت گازوئیل تغییر نکرده پس این موضوع باید برای مردم تبیین شود.
نگرانی دیگری که در بین مردم وجود دارد این است که پرداخت یارانه تا چه زمانی ادامه مییابد. دراین رابطه گزارهای که در بین مردم وجود دارد این است که یارانه اخیر دولت قابل حذفتر است، چون تقریبا حساب یارانهای که از قبل پرداخت میشده مشخص بوده و تثبیت شده است.
امروز با وجود اینکه وزیر بهداشت هم از رشد جمعیت دم میزند؛ اما سیاست اعطای یارانه دولت بدتر از سیاستهای دهه ۷۰ برای کنترل جمعیت است؛ چرا که در طرح جدید نه تنها از فرزند سوم به بعد از یارانه محروم است بلکه سهم فرزندان اول، دوم و سوم هم از یارانهها نزولی است و این در حالی است که طبق آمارهای مرکز آمار ایران دهکهای پایین جامعه خانوادههای پرجمعیتی هستند پس این سیاست هم با توجه به اینکه مغایر سیاست کلی نظام برای افزایش جمعیت است خیلی نگاه حمایتی نسبت به مردم ندارد.
خبرگزاری دانشجو: آیا سیاست حمایتی دولت و پرداخت یارانه ها منجر به افزایش تورم نمی شود؟
یکی از دلایلی که باعث تورم میشود این است که دولت پول جدید خلق کند. از طرفی دادن پول نقد به مردم نیز عامل تورم است. با این وجود در جریان پرداخت یارانه اخیر قرار نیست دولت پول جدید وارد بازی کند؛ بلکه قرار است از یک سریها پول بگیرد و یارانه بدهد؛ از طرفی باز هم قرار نیست پول نقدی به عنوان یارانه پرداخت شود، چون یارانه قرار است برای کالاهای اساسی هزینه شود. در هر حال ایجاد تورم از طریق یارانهها رد میشود و تنها دلیلی که میتواند باعث تورم شود تورم هیجانی است.
یکی از دلایلی که باعث تورم میشود این است که دولت پول جدید خلق کند. از طرفی دادن پول نقد به مردم نیز عامل تورم است. با این وجود در جریان پرداخت یارانه اخیر قرار نیست دولت پول جدید وارد بازی کند؛ بلکه قرار است از یک سریها پول بگیرد و یارانه بدهد؛ از طرفی باز هم قرار نیست پول نقدی به عنوان یارانه پرداخت شود، چون یارانه قرار است برای کالاهای اساسی هزینه شود. در هر حال ایجاد تورم از طریق یارانهها رد میشود و تنها دلیلی که میتواند باعث تورم شود تورم هیجانی است.
معتقدم اگر قرار باشد در آینده از جهت تورمی اتفاقی بیفتد این تورم بیشتر وابسته به رشد نقدینگی است و این رشد نقدینگی هم نیز به واسطه دست باز بانکها برای خلق پول و دیگری استقراض دولت از بانک مرکزی اتفاق میافتد. در هر حال موضوعی را که نمایندگان میتوانستند به جای سهمیه بندی بنزین به آن اعتراض کنند همین مدلی است که در جلسه سران قوا برای جبران کسری بودجه در نظر گرفته شده است، چون سران قوا حدود ۱۰۰ هزار میلیارد تومان راههای جبران برای کسری بودجه پیش بینی کرده اند مثلا ۴۵ هزار میلیارد تومان را از محل صندوق توسعه ملی در نظر گرفته اند. اما سوال این است که آیا در صندوق توسعه ملی دلاری وجود دارد که بخواهند به بانک مرکزی بدهند؟ نه، چون دولت تاکنون هر دلاری را که بلوکه شده و نتوانسته آن را بگیرد را به حساب صندوق توسعه ملی گذاشته است. همچنین دولت ۲۰ هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی تنخواه گرفته است که این موضوع نیز از جنس خلق پول است.
خبرگزاری دانشجو: تحلیل شما از واکنش نمایندگان به طرح سهمیه بندی بنزین چیست؟
تصور نمایندگان مجلس این است که سهمیه بندی بنزین صرفا به خاطر کسری بودجه دولت اتفاق افتاده است؛ اما سوال این است که نمایندگان مجلس در یک سال و نیم گذشته کجا بوده اند و چرا در این مدت برای تصویب طرح مالیاتی کشور تعلل کرده اند. با این وجود در این شرایط واقعا نمیدانیم باید به دولت بدبین باشیم و یا به مجلس. معتقدم در یک سال و نیم گذشته که مردم تحت فشار بوده اند اگر مجلس و دولت دست مردم را میگرفتند الان نیز مردم به طرح سهمیه بندی بنزین دولت رفتار خوشبینانهای داشتند.
تصور نمایندگان مجلس این است که سهمیه بندی بنزین صرفا به خاطر کسری بودجه دولت اتفاق افتاده است؛ اما سوال این است که نمایندگان مجلس در یک سال و نیم گذشته کجا بوده اند و چرا در این مدت برای تصویب طرح مالیاتی کشور تعلل کرده اند. با این وجود در این شرایط واقعا نمیدانیم باید به دولت بدبین باشیم و یا به مجلس. معتقدم در یک سال و نیم گذشته که مردم تحت فشار بوده اند اگر مجلس و دولت دست مردم را میگرفتند الان نیز مردم به طرح سهمیه بندی بنزین دولت رفتار خوشبینانهای داشتند.
خبرگزاری دانشجو: سهمیه بندی بنزین و اصلاح قیمت آن چه ثمراتی برای کشور دارد؟
دلیل اصلی موافقت ما با طرح سهمیه بندی بنزین دلایل اصلی آن یعنی عدالت، جلوگیری از قاچاق بنزین، صرفه جویی در مصرف و صرفه فن آوری است. واقعیتی که وجود دارد این است که امروز دهک ثروتمند جامعه نسبت به دهک اول بیش از ۲۳ برابر از یارانه انرژی بهره میبرند با این وجود اجرای طرح سهمیه بندی سوخت میتواند به تحقق عدالت کمک کند چرا که در دور قبل سهمیه بندی بنزین ضریب جینی چهار صدم واحد کاهش یافت و از ۴۱ صدم به ۳۷ صدم کاهش یافت.
دلیل اصلی موافقت ما با طرح سهمیه بندی بنزین دلایل اصلی آن یعنی عدالت، جلوگیری از قاچاق بنزین، صرفه جویی در مصرف و صرفه فن آوری است. واقعیتی که وجود دارد این است که امروز دهک ثروتمند جامعه نسبت به دهک اول بیش از ۲۳ برابر از یارانه انرژی بهره میبرند با این وجود اجرای طرح سهمیه بندی سوخت میتواند به تحقق عدالت کمک کند چرا که در دور قبل سهمیه بندی بنزین ضریب جینی چهار صدم واحد کاهش یافت و از ۴۱ صدم به ۳۷ صدم کاهش یافت.

امروز بیش از ۸۰ درصد از دهک ثروتمند کشور دارای خودروی شخصی هستند، اما این عدد در بین دهکهای پایین زیر سه درصد است با این وجود نیازمند یک با توزیع در حوزه یارانه انرژی هستیم که یک بخش آن بنزین است. پس برای اینکه در جامعه به فضای عدالت نزدیک شویم سهمیه بندی بنزین باید اتفاق میافتاد.
با توجه به رضایت دهکهای پایین جامعه از سهمیه بندی سوخت در دولت قبل این سوال مطرح میشود که چه چیزی در حال حاضر عامل نگرانی مردم است و سیاست سهمیه بندی سوخت در این دولت چه تفاوتی با گذشته دارد؟ واقعیت این است که امروز مدل اجرایی دولت و گزارههای اقتصادی که دولت در یک سال گذشته در اذهان مردم به وجود آورده باعث نگرانی مردم شده است.
با توجه به رضایت دهکهای پایین جامعه از سهمیه بندی سوخت در دولت قبل این سوال مطرح میشود که چه چیزی در حال حاضر عامل نگرانی مردم است و سیاست سهمیه بندی سوخت در این دولت چه تفاوتی با گذشته دارد؟ واقعیت این است که امروز مدل اجرایی دولت و گزارههای اقتصادی که دولت در یک سال گذشته در اذهان مردم به وجود آورده باعث نگرانی مردم شده است.
خبرگزاری دانشجو: تحلیل شما از حمایت رهبر معظم انقلاب از دولت در راستای اجرای طرح مدیریت مصرف سوخت چیست؟
واقعیت این است که رهبر معظم انقلاب به دلیل اعتماد و اعتباری که در جامعه داشتند برای خوشبینی مردم نسبت به این طرح از آن حمایت کردند؛ در هر حال دولت در اجرای این طرح با عدم پشتوانه اجتماعی و اعتماد اجتماعی مواجه بود؛ البته در بحث کارشناسی شکی نیست که قیمت بنزین باید با نظر کارشناسی دولت اعمال شود با این وجود اگر قرار باشد که با چند اعتراض دولت از نظرات کارشناسی خود و یا رفتارهای سران سه قوه عقب نشینی کند دیگر نمیتوان در کشور انتظار ثبات در تصمیم گیریها داشته باشیم.
اتفاقی که امروز باید از طریق فضای دانشجویی بیفتد این است که رفتارهای صحیح را از دولت مطالبه کنند تا اشتباه دولت باعث نشود که سرمایه اجتماعی رهبر معظم انقلاب خدشه دار شود. با این وجود در این بحث فضای دانشجویی یک نقش صیانتی دارد.
اتفاقی که امروز باید از طریق فضای دانشجویی بیفتد این است که رفتارهای صحیح را از دولت مطالبه کنند تا اشتباه دولت باعث نشود که سرمایه اجتماعی رهبر معظم انقلاب خدشه دار شود. با این وجود در این بحث فضای دانشجویی یک نقش صیانتی دارد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۱
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
سهم هر ایرانی از افزایش قیمت بنزین 225 هزارتومان ماهانه است
من متاسفم که ما اینقدر مغروریم که نمیگیم اشتباه کردیم فقط توجیه می کنیم بعد میگیم عدالت
طرف 6نفره از بیت المال به اندازه 6 نفر سهم میبره میگیم نه منابع محدوده تازه تو همینش هم بین یک نفره با دو نفره یخوردش خورده شده کدوم عدالت این رو میگه
بعدش هم چرا دروغ میگیم
من براتون اثبات میکنم
با مدرک و حرف آقایون
امیدوارم تو تیتر و تحلیل خبری بازنشر کنن
میگن مصرف روزانه بالای 100 میلیون لیتره
میگن تعداد ماشین ها و موتورها باهم تقریبا 20 میلیونه
سهمیه هم 60 لیتر در ماه
یعنی روزی 2 لیتر
پس روزانه 40 میلیون لیتر سهمیه ای توزیع میشه
اختلاف قیمت 4 میلیون لیتر سهمیه ای میشه 10 میلیارد تومان روزانه
گفتن 40 میلیون لیتر در روز میخواهیم صادر کنیم
چون قبلا مصرف 60 میلیون لیتر بوده در روز به خاطر عدم سهمیه بندی بقیش قاچاق میشده
خوب میمونه 20 میلیون لیتر که به قیمت آزاد 3000 تومان فروش میره و مابه التفاوت این مقدار میشه روزی 40 میلیارد تومان
پس تا اینجا 10 میلیار تومان روزانه از بنزین سهمیه ای داشتیم و 40 میلیار تومان از بنزین آزاد که میشه روزانه 50 میلیارد تومان
میگن بنزین تو ترکیه لیتری 18 هزار تومان است
ما میگیم صادر میکنن 10 تومان
40 میلیون لیتر به قیمت لیتری 10 تومان میشه روزانه 400 میلیارد تومان
50 میلیارد از فروش داخلی و 400 میلیارد از صادرات جمعا روزانه 450 میلیارد تومان از این طرق نصیب دولت میشه
سهم هر ایرانی روزانه (60 میلیون نفر ) از این پول میشه حدودا 7500 تومان
30 روز را در 7500 تومان ضرب کنیم سهم هر نفر میشه 225 هزار تومان در ماه
قراره 55 تومان بدن به هر نفر که در خانواده 5 نفره میشه نفری 41 تومان
با فرض 55 تومان 170 هزار تومان بقیش پس چی میشه
حتما میشه هزینه توزیع 55 تومان دیگه
دولت راستگویان
- این ۶۹ میلیارد دلار از بیتالمال هزینه میشود، یعنی از جیب همه ملت بیرون میرود، چه مصرفکنندگان بنزین و چه کسانی که بنزین مصرف نمیکنند! ضمن آنکه افراد عادی یعنی تودههای عظیم مردم، در مقایسه با صاحبان ثروت، میزان مصرف بسیار کمتری دارند. این نکته گفتنی است که مطابق آمار موجود ۵۰ درصد یارانه انرژی را ۳ دهک ثروتمند جامعه ایران مصرف میکنند.
- به عنوان نمونه در سال ۱۳۹۷، بودجه عمرانی کشور ۶۲ هزار میلیارد تومان بود و در همان سال ۹۷۰ هزار میلیارد تومان بابت یارانه انرژی هزینه شده بود. یعنی ۲۰ برابر بودجه عمرانی کشور که باید صرف آبادانی و عمران میشد، برای یارانه انرژی مصرف شده است!
- میزان مصرف بنزین در ایران دو برابر میانگین جهانی آن است.
- روزانه به طور متوسط ۳۰ میلیون لیتر بنزین از کشور قاچاق میشود، چرا که بهای آن در کشورهای همسایه چند برابر قیمت بنزین در ایران است( به نقل از روزنامه کیهان مورخ 27/8/98). نرخ هر لیتر بنزین در عربستان ۶۲۰۰ تومان، در امارات ۶۴۰۰ تومان، در افغانستان، ۷ هزار تومان، پاکستان ۸ هزار تومان، ترکیه ۱۳۲۰۰ تومان و در کشورهای پیشرفتهای مانند هلند و سوئد ۲۰ هزار تومان و در ترکمنستان حدود ۵ هزار تومان به پول ما فروخته میشود.
بر اساس عقل سلیم ومحاسبات منطقی کارشناسان اقتصادی بنا به هردلیلی اگر سهمیه بندی و قیمت بنزین و فرآوردهای سوختی افزایش نیابد،معضل ترافیک پیچیده تر،آلودگی هوا و مرگ و میرناشی از آن بیشتر وبیشتر،قاچاق سوخت بیشتر ،مصرف بی رویه سوخت و بنزین وحشتناکتر می گردد منتهی در قبال افزایش قیمت سوخت دستمزد حقوق بگیران نیز برای ارتقای قدرت خرید آنان قطعاًبایدافزایش یابد.در ادامه باید افزود که حذف فروش نفت خام ازبودجه کشور جلوگیری از رانت، دلالی و ثروت های باد آورده افراد خاص ،قانونی کهراه حل کلیدی و اساسی است و اکثر کشور ها پیشرفته و غیر متکی به نفت اجرامی کنند و درایران هم باید ان شاءالله اجراءگردد مالیات بر سرمایه ازجمله مسکن،طلا،ارز خودرو است و موردی که متاسفانه در رده های بالای کشور بعلت نفوذ بعضی ها روی خوش نشان داده نشد مالیات بر سپرده های بانکی بالای افراداست