گپ و گفتی با محافظ شخصی امام در روزهای انقلاب و دفاع مقدس
کد خبر:۱۲۹۶۲۷
خلاصهای از زندگی امام خمینی (ره)
در روز بيستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهريـور 1281 هجرى شمسى در شهرستان خمين از توابع استان مركزى ايران و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر (سلام الله عليها)، روح الـلـه مـوسـوى خمينـى پـاى بـر خـاكدان طبيعت نهاد.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»، مهرداد صالحی؛ در روز بيستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهريـور 1281 هجرى شمسى (24 سپتامپر 1902 ميلادى) در شهرستان خمين از توابع استان مركزى ايران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر (سلام الله عليها)، روح الـلـه المـوسـوى الخمينـى پـاى بـر خـاكدان طبيعت نهاد. او وارث سجاياى آبا و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدايـت مردم و كسب مـعارف الهى كـوشيـده انـد.
پـدر بزرگـوار امام خمينـى مرحوم آيت الـله سيد مصطفى مـوسـوى از معاصريـن مرحـوم آيت الـلـه العظمـى ميرزاى شيـرازى (رض) که پـس از آنكه ساليانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نايل آمـده بـود بـه ايـران بازگشت و در خمـيـن ملجأَ مردم و هادى آنان در امـور دينـى بـود، در حـالـي كه بيـش از 5 مـاه از ولادت روح الـلـه نمى گذشت، طاغوتيان و خوانين تحت حمايت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئـي هايشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسير خمـيـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهيـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزيدند تا قاتل قصاص شد.
بديـن ترتبيب امام خـميـنى (ره) از اوان كـودكى با رنج يـتـيـمی آشـنا و با مفهوم شهادت روبرو شد. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آيـت الـلـه خـوانسـارى (صاحب زبـده التصانيف) بوده است و همچنيـن نزد عمه مـكـرمه اش (صاحبـه خانم) كه بانـويى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد، اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزيز نيز محـروم شد.
قیام 15 خرداد ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـيد. امام خمينى(ره) از ايـن فـرصت نهـايت اسـتفاده را در تحـريك مردم بـه قيام عـليـه رژيـم مستبد شاه به عمل آورد. ايشان عـصـر عاشـوراى 13 خرداد سال 1342 شمسى در مـدرسه فيضـيـه نطق تاريخـى خـويـش را كه آغازى بر قيام 15 خرداد بود ايراد كردند در هميـن سخنرانى بـود كه امام خمـيـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود: «آقا مـن به شما نصيحت مـى كنـم، اى آقاى شـاه! اى جنـاب شاه! مـن به تو نصیحت مى كـنم دسـت بـردار از اين كارها، آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن مـيل ندارم كـه يـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شكر كـنند... اگر ديكـته مى دهند دسـتت و مى گـويند بخـوان، در اطـرافـش فكـر كـن... نصـيحت مرا بـشـنـو... ربط ما بـيـن شـاه و اسرائيل چيست كه سازمان امنيت مـى گـويد از اسرائـيـل حرف نزنـيـد... مگر شاه اسـرائـيلـى است؟» و شاه فـرمان خامـوش كـردن قـيـام را صادر كـرد.
نخست جمع زيادى از ياران امام خمينـى (ره) شـامگاه 14 خرداد دستگيـر و ساعت سه نيمه شب (سحـرگاه پانزده خـرداد 42) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز، منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ايشان را در حالي كه مشغول نماز شب بـودند، دستگيـر و سـراسـيـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آن روز به زندان قـصر مـنتقل كردنـد و صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگيرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شيـراز و ديگـر شهرها رسيـد و وضعيتـى مشـابه قـم پـديد آورد.
نزديكترين نديم هميشگى شاه، تيمـسار حسيـن فردوست در خاطراتش از بكارگيرى تجربيات و همكارى زبـده ترين ماموريـن سـياسى و امـنيـتى آمريكا براى سركـوب قـيام و هـمچنيـن از سراسـيمگـى شاه و دربـار و امراى ارتـش و ساواك در ايـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضـيح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرال هـايـش ديـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند. امام خمينـى (ره) پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد.
با دستگيرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشيانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قيام ظاهرا سركوب شد و امـام خمـينى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـويان، با شهـامت و اعلام ايـنكه هـيـئـت حاكمه در ايـران و قـوه قضائيه آن را غـير قـانـونـى و فـاقـد صلاحـيت مـى داند، اجتـناب ورزيـد. در شامگاه 18 فـرورديـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمينى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گيرد و جشن هاى با شكـوهى در مـدرسه فـيـضـيـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود.
اوليـن سالگـرد قـيام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بيانيه مـشتـرك امام خمـيـنـى (ره) و ديگر مراجع تقليد و بيانيه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـيه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد. امـام خمـينـى در 4 آبـان 1343 بـيانـيـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت: «دنـيا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ايـران و مـلـل مسلمـيـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـريكاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـريكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـريكـاست كه از اسـرائيل و هـواداران آن پشتيبـانـى مـى كنـد. آمريكاست كه به اسرائيل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند.»
افشاگرى امام، عليه تصـويب لايحه كاپيتـولاسيون، ايران را در آبان سـال 43 در آستـانه قيـامـى دوبـاره قرار داد و سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمـيـنى (ره) در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نيايـش شبـانه امام خمينـى (ره) بـود و حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نيروهاى امـنـيـتى مـستقيما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا يك فـرونـد هـواپـيـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوريـن امـنيـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد.
عـصـر آن روز سـاواك خـبـر تـبـعـيـد امـام را بـه اتهام اقـدام عليه امنيت كشـور در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت. علی رغم فضاى خفقان موجى از اعتراض ها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران، تعطيلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمان هاى بيـن المللـى و مـراجع تقليـد جلـوه گـر شد. اقامت امام در تركيه 11 ماه به درازا كشيد و در اين مدت رژيم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقاياى مقاومت را در ايران در هـم شكـست و در غياب امام خمينى (ره) به سرعت دست به اصلاحات آمريكا پـسند زد. اقـامت اجبارى در تـركيـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدويـن كتـاب بزرگ تحـريـر الـوسيله را آغاز كند.
رحلت امام خمینی (ره)؛ وصال یار، فراق یاران امام خمينى هـدف ها و آرمان ها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد، گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان اهداف بـكار گرفته بـود و اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او، در مـقابل هيچ قدرتى خـم نشده و چشـمانش جز براى او گريه نكرده بـود.
سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بيان عطـش لحظه وصال محبوب بـود و اينك ايـن لحظه شكـوهمنـد بـراى ايشان و جانــكاه و تحمل ناپذير بـراى پيروانـش، فـرا مـى رسيد.
ايشان خـود در وصيتنامه اش نـوشـته است: با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جايگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خير شما احتياج مبرم دارم و از خداى رحمان و رحيـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصير بپذيـرد و از مـلت امـيدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصيـرها بـپذيـرنـد و بـا قــدرت و تصميـم و اراده بــه پيش بروند.
شگفت آنكه امام خمينـى (ره) در يكـى از غزلياتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است آورده است: سال ها مى گذرد حادثه ها مى آيد، انتظار فرج از نيمه خرداد كشم. و عاقبت 22:20 بعد از ظهر روز شنبه، سيزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود./انتهای پیام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.