کد خبر:۷۳۱۱۱۳
یادداشت دانشجویی|

شانه خالی کردن دولت از زیر بار مسئولیت دانش‌آموزان محروم

دولت برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت نسبت به مردم مناطق محروم و پایین آمدن هزینه تربیت دانش آموز طرحی به نام خریدخدمت را اجرا می‌کند.

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، محمد حسین خالداری؛* در هر نظامی آموزش و پرورش می‌تواند حکم رخ در شطرنج را بازی کند و ناجی بازی باشد. گاهی هم می‌تواند نقش رخ دیوانه را بازی کند در یک قدمی پیروزی بازی را تمام کند. هیچ نطامی که به سوی پیشرفت حرکت میکند را نمی‌توان یافت که به راحتی بخش قابل توجهی از آموزش و پرورش خود را به دست بخش خصوصی بدهد.
 
ایران، بهتر بگویم تمدن‌های فلات ایران از اولین‌ها بودند که به آموزش و پرورش اهمیت دادند. دانشگاه جندی شاپور در عصر ساسانیان زمانی که بسیاری از تمدن‌های اطراف ایران در گل می‌غلتیدند نمونه‌ای بینظیر از آموزش علم بود. اما ایستادن بر تل تاریخ و سخن گفتن هیچ افتخاری ندارد تک تک ایرانیان امروز صفحات تاریخی خواهند بود که آیندگان خواهند خواند!

آموزش و پرورش ایران در دهه ۶۰ دچار مشکلات زیادی شده بود از یک طرف رونسانس فرهنگی انقلاب از طرفی دیگر جمعیت ۱۵ تا ۱۹ میلیونی که جنگ سرمایه گذاری بر روی این قشر را نا ممکن میکرد. پیشنهادی که دولت به ذهنش در آن زمان میرسید واگذاری بخشی از آموزش و پرورش خود به بخش خصوصی بود. اما این پیشنهاد اصل ۳۰ قانون اساسی را زیر سوال می‌برد در تاریخ ۲۹ دی ماه سال ۶۲ شورای نگهبان در پاسخ، نامه وزیر آموزش و پرورش (علی اکبر پرورش) کابینه میرحسین موسوی اصل ۳۰ را اینگونه تفسیر میکند:

اصل سی ام قانون اساسی و بعض اصول مشابه آن مسیر سیاست کلی نظام را تعیین می‌نماید و مقصود این است که دولت امکاناتی را که در اختیار دارد، در کل رشته‌هایی که در قانون اساسی پیشنهاد شده، به‌طور متعادل طبق قانون توزیع نماید، بنابراین آموزش رایگان در حد امکان کلاً یابعضاً باید فراهم شود؛ و با عدم امکانات کلی دولت با رعایت اولویت‌ها مثل ترجیح مستضعفان و مستعمندان بر دیگران اقدام می‌نماید. لازم به تذکر است که مستفاد از اصل سی ام قانون اساسی دولتی بودن آموزش و ممنوعیت تأسیس مدارس و دانشگاههای ملی به موجب قوانین عادی نمی‌باشد. علیهذا مادام که دولت از امکانات فراهم کردن وسایل آموزش رایگان برخوردار نیست، عمل به مصوبه شورای انقلاب مغایر با قانون اساسی نمی‌باشد.»

حال بعد از عبور دست اندازی مانند جنگ و پایین آمدن جمعیت دانش آموزی، نوبت آن بود که دولت به آموزش و پرورش سر و سامانی بدهد معلمانی که در اوج جنگ هم در جبهه‌ها جنگیدند وهم در مدرسه ها، وقتش بود که فکری به حالشان شود. وقت آن رسیده بود که اصل ۳۰ قانون اساسی اجرا شود وقت آن رسیده بود تمام کودکان ایران باهم برابر شوند نه عده‌ای برابرتر!
 
اما دولت برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت نسبت به مردم مناطق محروم و پایین آمدن هزینه تربیت دانش آموز طرحی به نام خرید خدمت را اجرا میکند طرحی که دولت سرانه دانش آموز را به بخش خصوصی واگذار کرده و این بخش‌ها موظف به ارائه آموزش به این قشر از جامعه خواهند بود.

مجید طهرانیان، مدیر کل مدارس و مراکز غیر دولتی ۲۱ مرداد ۹۷ اعتبار این طرح را ۳۰۰ میلیارد تومان که با کسر سهم مناطق محروم ۲۹۱ میلیارد و جمعیت دانش آموزی مشمول این طرح را چیزی حدود ۲۰۰ هزار نفر اعلام میکند؛ که با یک تقسیم ساده سرانه هر دانش آموز محروم حدود ۱.۵ میلیون تومان خواهد بود یعنی چیزی حدود نصف یک دانش آموز عادی در مناطق مرفه ایران؛ و نکته جالب این طرح وضع حقوق ۴۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومانی معلمان این طرح که به نوبه خود نوعی برده داری نوین خواهد بود. برون داد این گونه تبعیضات دو مفهوم پرولتاریا و بورژوا در آموزش خواهد بود.

مارکس در کتاب مانیفست کمونیسم می‌نویسد مقصود از پرولتاریا این است که طبقه کارگر مزدور جدیدی است که مالک هیچ وسیله تولیدی نیست و نیروی کار خود را برای تامین زندگی می‌فروشد. استفاده از معلمان خرید خدمت گرچه برای دولت که باید برای تربیت نیروی آموزش و پرورشش ۴ سال خرج کند می‌تواند صرفه اقتصادی داشته باشد.
 
اما استفاده از چنین معلم‌هایی که معلمی را به چشم یک شغل می‌دانند تا حرفه و از سرنا چاری تن به این حقوق دا ده اند. بدون شک ظلمی ناروا به آینده کودکان این کشور خواهد بود؛ و دید جامعه را نسبت به معلم دیدی پرولتاریایی خواهد کرد.
 
گسترش حضور بخش خصوصی در امر آموزش و پرورش بین دهک ها‌ی جامعه فاصله خواهد اندخت وارزش علم و جایگاه معلم را تنزل خواهد بخشید. نگاه‌هایی مانند یک بنگاه اقتصادی نمی‌تواند جامعه را نوید تحقق اتوپیا ایرانی _. اسلامی دهد. کشور‌های توسع یافته‌ای همچون بریتانیا تنها ۷ در صد از آموزش خود را به بخش خصوصی واگذار کرده اند این در حالی است که فقط آموزش غیردولتی ما ۱۱ درصد از کل آموزش و پرورش را شامل میشود.
 
یک زمانی یک کشور فقیر است این طرح‌ها توجیه دارد، اما چرا ایران؟ استا ن. کرمانی که دارای منابع معدنی و کشاورزی است (مس، منابع غنی ذغال سنگ، پسته، زیره و...) و در دنیا زبان زد عام است چرا باید جنوبش در فقر باشد؟ این جاست که به مفهو

 بورژوا نزدیک میشویم این مفهوم در اصطلاح مارکسیستی طبقه‌ای از جامعه را می‌داند که صاحبان اصلی امکانات تولید یعنی کارخانجات، ماشین آلات و ابزار در یک جامعه سرمایه داری هستند. این گروه با در درست گرفتن امکانات مادی و مالی توانسته اند گروه کارگر را در شغل‌های مورد نیاز استخدام نموده و از مزایا و منافع آن در جهت تحکیم موقعیت اقتصادی و اجتماعی خود بهره ببرند.
 
طبقه بورژوا قدرت خودرا از طریق استخدام طبقات پایین در شغل‌های مورد نطر، آموزش و جمع آوری ثروت کسب می‌کنند. حال با گسترش چنین طرح‌هایی مثل خرید خدمت و افزایش سهم مدارس غیردولتی آیا جامعه ما شبیه جامعه بورژوا نمی‌شود؟ آیا چنین طرح‌هایی جامعه ایران را به بافت ارباب رعیتی باز نخواهد گرداند؟ اگر زمانی آموزش مختص قشر خاص بود آیا با چنین طرح‌هایی آموزش خوب مختص قشر خاص نخواهد شد؟

 محمد حسین خالداری- مسئول کمیته عدالت آموزشی تشکل عدالتخواه دانشگاه فرهنگیان کرمان
انتشار یادداشت‌های دانشجویی به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است.
 
ارسال نظر
captcha
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.
پربازدیدترین آخرین اخبار