
کد خبر:۹۰۰۱۱۳
تحلیل دانشجویی مسائل منطقه |
ترامپ با خیال پیروزی در انتخابات به عادی سازی روابط با اسرائیل کمک کرد / رژیم اشغالگر قدس در منطقه نمیتواند جایی باز کند
عادیسازی روابط کشورهای منطقه خاورمیانه یکی از مهمترین اتفاقاتی بود که بعد از شهادت سردار سلیمانی رخ داد. طی این عادیسازی کشورهایی که پیش از این حامی اعراب فلسطین بودند با اسرائیل دست دوستی دادند ...
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، عادی سازی روابط کشورهای منطقه خاورمیانه یکی از مهمترین اتفاقاتی بود که بعد از شهادت سردار سلیمانی رخ داد. طی این عادی سازی کشورهایی که پیش از این حامی اعراب فلسطین بودند با اسرائیل دست دوستی داده و پشت به فلسطین کردند. برای بررسی این قرارداد با دانشجویانی که در این حوزه تخصص دارند به گفتگو نشستیم.
بهشتی جو معاون بین الملل بسیج دانشجویی صنعتی شریف و فیروزی مسئول جمعیت دانشجویان مسلمان بین الملل در این گفتگو شرکت کردند.
متن گفتگو به شرح زیر است:
خبرگزاری دانشجو: تحلیل خود را از چگونگی آغاز عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای منطقه بگویید و به نظر شما دلیل اصلی این اتفاق چه بود؟
بهشتی جو: درباره عادی سازی باید گفت که این اتفاق دهها سال است که در حال انجام است و برای امروز نیست. طبیعتا برخی از کشورهای منطقه از ابتدا با مقاومت نبودند و همیشه میخواستند سازش داشته باشند و چون ضعیف بودند میل داشتند به قدرت نزدیک شوند؛ اما پیش از این روابط خود را پنهان میکردند و آشکارا نبود. اولین ضربه این عادی سازی قرار داد کمپ دیوید مصر بود که ضربه مهلکی به مبارزه با اسرائیل در منطقه زد و در واقع مصر را از دور مقابله با اسرائیل بیرون کرد. البته یکسال بعد از این قرارداد انقلاب اسلامی پیروز شد و به مقابله با اسرائیل برخاست، اما تا سالها خلاء کشور مهمی که در جنگ با اسرائیل باشد حس میشد و پس از آن شاهد ترور انورسادات توسط جنبش جهاد مسلمین بودیم که به خودی خود اقدام بسیار مهمی بود که نشان دهنده مهم بودن مسئله بود و در محاسبات سران عرب تغییر ایجاد کرد.
روندی که در ایجاد عادی سازی روابط با اسرائیل وجود داشته است قطاری و دنباله دار نیست. برای مثال بیست سال بعد از قرارداد کمپ دیوید اسلو با اسرائیل وارد صلح شد و البته اردن پیش از این به صورت پنهانی و مداوم با اسرائیل در ارتباط بود؛ چرا که بیشترین مرز را با فلسطین اشغالی دارد و به غیر از اردن ما روند قطاری نداشتیم تا اینکه رسیدیم به امروز.
روندی که در ایجاد عادی سازی روابط با اسرائیل وجود داشته است قطاری و دنباله دار نیست
بحرین و امارات با اسرائیل در ارتباط بوده اند و حتی عربستانی که شک دارد عادی سازی را علنی کند یا نه، هم با اسرائیل در ارتباط است. اما اینکه چرا الان به این نتیجه رسیده اند که این موضوع را علنی کنند برمیگردد به اینکه چرا پیش از این پنهان میکردند؟ یکی از دلایل بدیهی آن خودباخته بودن حاکمان این سرزمینها است، اما دلیل اصلی پنهان کردن روابط حکام این سرزمینها با اسرائیل یکی ترسیدن از مردم کشور خودشان بوده است و دیگری ترس از فاصله گرفتن مسلمین از این کشورها است چرا که مسلمانان عرب را به عنوان یکی از متحدین استراتژیک خود میدانستند و نمیخواستند در انزوا قرار بگیرند. این دو دلیل را به عنوان دو علت اصلی و مهم میتوان برشمرد. استراتژی اینها از حالت اتحاد با اعراب و اسلام گراها و اینکه اسلام گراهای جهان را ضد خودمان نکنیم خارج شده است و با این عادی سازی روابط نشان دادند که فاتحه اسلام گرایی را خوانده اند و معنی دیگری که این عادی سازی روابط داشته است نشان دهنده عدم کنشگری مردم بوده است و مردم کشورهای پذیرنده عادی سازی روابط به مرورزمان تحت تاثیر رسانهها و جنگ نرمی که برای آنها انجام شده است خودشان رفته رفته این موضوع را پذیرفتند و سپس حکومتهایشان این مسئله را علنی کردند.
این مسئله هنوز هم بین مسلمین منفور است، اما طبیعتا جو را بین کشورها آرامتر کردند و مردم را منفعل و سکولار کردند و اسلام فردی و رحمانی برای آنها گسترش دادند. کشورهای پذیرنده رابطه با اسرائیل را از ارزشهای نو سلفی گری بازداشتند؛ چرا که ارزشهای نو سلفیگری کاملا مخالف روابط با اسرائیل است و درحالیکه این کشورها تا یک زمانی پشتیبان گروهای نو سلفی بودند، اما با اعلام عادی سازی روابط با اسرائیل به این گروهها هم پشت کردند و به یک غربزدگی تمام عیارروی آوردند، در واقع این را میتوان به عنوان عقبهای برای عادی سازی روابط برشمرد.
از ابتدای تشکیل رژیم جعلی صهیونیستی تلاشهای زیادی شد تا از طریق به رسمیت شناختن اسرائیل و عادی سازی روابط به نوعی امنیت رژیم صهیونیستی را در منطقه تامین کنند
فیروزی:از ابتدای تشکیل رژیم جعلی صهیونیستی تلاشهای زیادی شد تا از طریق به رسمیت شناختن اسرائیل و عادی سازی روابط به نوعی امنیت رژیم صهیونیستی را در منطقه تامین کنند و آن را اعراب و کشورها و مردم منطقه به عنوان یک دولت بپذیرند. این تلاشها در دورههای مختلف به شکلهای مختلفی ادامه داشته و رئیس جمهورهای مختلف ایالات متحده سعی کردند این اتفاق را رقم بزنند. اما این اتفاق به دلیل محدودیتهایی که در منطقه وجود داشت به صورت علنی امکان پذیر نبود. از آنجایی که اعراب با حضور اسرائیل در منطقه مخالف بودند حداقل در ظاهر و مردمان کشورهای عربی با وجود اسرائیل مخالف بودند یکی از موارد اصلی ممانعت از علنی کردن رابطه اسرائیل با کشورهای منطقه همین بوده است. از سوی دیگر وجود حوزه مقاومت در منطقه مانع دیگری برای اسرائیل به شمار میآمد که به سبب آن جانب احتیاط را بسیار رعایت میکرد چرا که تجربه تلخ جنگ ۳۳ روزه لبنان و جنگ ۹ روزه با حماس، درس عبرتی برای عقب نشینی به اسرائیل داده بود.
از طرف دیگر رئیس جمهورهای پیشین آمریکا از نظر اخلاقی و روحیات نسبت به ترامپ کاملا متفاوت بودند. ترامپ با توجه به روحیات و شرایط خاصی که داشت و از طرفی به یهودیها برای جلب توجه امتیاز زیادی میداد، خیلی جدی وارد مسئله شده و از طریق وعده دادن و خرج کردن دلارهای بسیار و فشارهای مختلف به دولتها و نیز از طریق فضاسازی و تقابل علیه ایران و معرفی ایران به عنوان دشمن مشترک اعراب، برخی از این کشورها که را که از پیش به سمت اسرائیل نرم شده بودند را همراه خود کرد تا وجود اسرائیل را در منطقه عادی و رسمی کنند، گرچه نقش لابی صهیونیسم در آمریکا را نمیتوان از این ماجرا نادیده گرفت و قطعا لابی صهیونیسم نقش پررنگی در ایجاد این پیمان و قرارداد عادی سازی در بدنه حاکمیتی آمریکا داشته است.

خبرگزاری دانشجو: از نظر شما فشارهای اقتصادی و تحریم برکشورهای منطقه، عادی سازی را آسانتر کرده است؟
بهشتی جو: کشورهای مقاومت مثل سوریه، ایران، لبنان، یمن و حتی فلسطین در چندسال اخیر به شدت تحت فشارهستند. علیه کشورهای مقاومت و گروههای مقاومت مثل حشدالشعبی و حزب الله و... در فضای ملی و بین المللی شدیدا جوسازی میشود. از طرفی برخی سیاسیون خود فروخته و واداده در کشورهایی مثل عراق علیه حشدالشعبی و مقاومت سخنرانی میکنند و از طرف دیگر تحریمهای شدیدی علیه کشورهای منطقه رخ داده است. تحریم قیصر در سوریه و فشارهای شدید و تحریمهای ثانوی موجب فلج شدن اقتصادی این کشور میشود و از طرفی عراق در فشار اقتصادی، امنیتی و رسانهای است و بسیاری از رسانهها که آمریکا سالها در عراق ساخته بود و اینها جهت دهی خود را مخفی میکردند جهت دهی را واضح کرده و به مردم خط میدهند و طبیعتا در چنین فضایی دشمن چنین برداشتی داشت که هرکاری بخواهد میتواند بکند.
البته تعابیر دیگری هم در این باره هست که برای مثال ترامپ میخواست تایید یهودیها را برای انتخابات بگیرد، اما اینطور که پیداست نتوانست چنین کاری را هم انجام دهد. این عادی سازیها بیشتر مشروعیت بخشی به اسرائیل در منطقه است و اسرائیل حس میکند در منطقه جا افتاده و دیگر به عنوان عنصر خارجی در منطقه به حساب نمیآید. اولین فایده برای اسرائیل همین مشروعیت بخشی است و البته در درجههای بعدی اسرائیل میخواهد وارد مراودات تجاری با آنها بشود و صادرات و واردات داشته باشد با آنها و بازارمالی با این کشورها را در دست داشته باشد همینطور که در تجارت با ترکیه سهم عظیمی دارد. این عادی سازیها میخواهد القا کند که مسلمین و اعراب جهان بدانید که این موضوع تمام شد و اسرائیل ساکن منطقه است.
دولتمردان عرب موجودیت خود را در خطر میدیدند و احساس میکردند که با پیوستگی و اتصال به جریان غرب و آمریکا میتوانند بقای قدرت خودشان را تضمین کنند و به نوعی امنیت خودشان را با امنیت اسرائیل گره زدند
فیروزی: علاوه بر اینها اسرائیل همچنین علاقمند بود به مرزهای ایران نزدیک شود تا بتواند تهدیدات امنیتی را متوجه ایران کند و این کار از طریق پیمان بستن با کشورهای منطقه به راحتی قابل وصول شد تا از طریق این کشورها ایران را تحت فشاربگذارد و به اصطلاح خلع سلاح کند. از طرف دیگر دولتمردان عرب موجودیت خود را در خطر میدیدند و احساس میکردند که با پیوستگی و اتصال به جریان غرب و آمریکا میتوانند بقای قدرت خودشان را تضمین کنند و به نوعی امنیت خودشان را با امنیت اسرائیل گره زدند. از سویی شهادت سردار سلیمانی به عنوان سردار مقاومت و تحت فشار قرارگرفتن کشورهای حوزه مقاومت سبب شد تا اسرائیل جرئت انجام چنین کاری را به خود بدهد. مجموعه این اتفاقات باعث شد عادی سازی روابط در دوره ترامپ بتونه به شکل علنی و رسمی اتفاق بیفتد، هزچند این روابط از قبل هم بصورت اعمالی و غیر رسمی وجود داشت، اما الان بصورت رسمی مراودات سیاسی و اقتصادی و ... برقرار خواهد شد و اتباع کشورهای طرفین باهم در ارتباط هستند و میتوانند رفت آمد داشته باشند که این میتواند تهدیدی برای مرزها و منافع ملی ما محسوب شود.
در واقع این عادی سازی برای اسرائیل ابتدای راه است و در پی آن مراودات اقتصادی و اجتماعی اعم از صادرات و واردات، تولیدات رسانهای و امثالهم رخ خواهد داد که همگی برای سفت کردن جای پای این رژیم اشغالگر در منطقه گامی رو به جلو محسوب میشود.
دولت بایدن از مسیری که ترامپ آغاز کننده تا تکمیل کننده آن بوده عقب نشینی نخواهد کرد
آنچه حائز اهمیت است این است که بنظر میرسد دولت بایدن از مسیری که ترامپ آغاز کننده تا تکمیل کننده آن بوده عقب نشینی نخواهد کرد و سعی میکند با برداشت دستاوردهایی که عادی سازی روابط برای سیاست ورزیهای ایالات متحده در فضای بین الملل و سطح منطقه داشته بتواند دست خودرا برای هرکونه اقدامی باز نگه دارد و ما در دولت بایدن شاهد تغییراتی به نفع ایران و حوزه مقاومت آنطور که بیان میشود عملا نخواهیم بود. البته گفتنی است که مردم منطقه هنوز حضور اسرائیل را نپذیرفته اند و ممکن است به جهت بیداری اسلامی که در منطقه رخ داده بود و گسترش مقاومت در منطقه، مردم و نهایتاً دولتها اجازه ندهند که این عادی سازی روابط به صورت عملی پیشروی کند و حقوق فلسطینیان نافرجام بماند؛ بنابراین نمیتوان فرجام ملموسی برای این عادی سازیها تصور کرد و به عقیده من شواهد حاکی از این است که گرچه قراردادهایی بسته شده، اما حضور حوزه مقاومت در منطقه، گروههای حماس، اخوان المسلمین، حزب الله و امثالهم مانع بروز و ظهور رسمی اسرائیل در منطقه خواهد شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.