تویی بهانه‌ام اما بهانه‌ای که ندارم
وبلاگ پرسه در خیال
تویی بهانه‌ام اما بهانه‌ای که ندارم/ گذاشتم سر خود را به شانه‌ای که ندارم/ مرا‌‌ رها کن و بگذار در قفس بنشینم/ که دلخوشم به همین آب و دانه‌ای که ندارم.
ارسال نظرات
captcha