به گزارش خبرنگار سیاسی دانشجو؛ کاظم کریمی : در یادداشتی که در خبرگزاری دانشجو منتشر شد ، نوشت: مهندسی معکوس رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا به منظور شناخت نقاط قوت و ضعف آمریکا و راهکارهای پیش روی ایران برای مقابله با تهدیدات این کشور.
۱) علت انتخاب مردم آمریکا: آمریکا دو نوع هزینه دارد یکی هزینههای داخلی و دیگری هزینههای بین المللی آمریکا در نقش یک ابرقدرت است. اما به خاطر دکترین ترومن و پول پاشی برای جنگ ها، تأمین هزینه به ویژه هزینههای بینالمللی برای آمریکا به دلائلی که شرح داده خواهد شد، مشکل شده است و مردم آمریکا را نگران از از دست رفتن موقعیت جهانی آن کرده است. آنچه از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا استنتاج میشود این است که آمریکاییها که به وضوح از فساد و اوضاع بد و اقتصادی و فرهنگی کشورشان به تنگ آمده بودند، احساس کردند که سیاستهای مدارا جویانه بایدن و هریس و دموکراتیکهای دیگر جوابگوی این اوضاع خراب نیست. پس به تبعیت از تئوری مفصر کردن شرترین دانش آموز کلاس برای کنترل اوضاع در یک اقدام هماهنگ تصمیم گرفتند تا ترامپ خلاف کار را به عنوان رئیس جمهور انتخاب و به جان بقیه خلافکاران بیندازند تا شاید گشایشی در اوضاع نابسامان سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آمریکا حاصل شود. در واقع آنها با انتخاب ترامپ به یک فرد با راهبرد مدمن (مرد دیوانه) و با رویکردهای اقتصادی از نوع مرکانتیلیستی و غارتگری رأی دادند.
۲) راهبرد مرد دیوانه چه مزیتی در شرایط فعلی آمریکا دارد؟ استراتژی مرد دیوانه ترامپ که مبدع آن ریچارد نیکسون است، مشابه باج گیری زورگویانی است که بدون داشتن هیچ برگ برندهای صرفاً با بلوف زدن و عربده کشی رسانهای (رسانه تنها برگ برنده آنهاست)، طرف خود را که برگ برندههای بسیار دارد میترسانند و بر سر میز مذاکره میکشند و یک سویه بهره برداری میکنند. این استراتژی گر چه در بلند مدت از ترامپ یک گرگ بی خطر میسازد، اما در کوتاه مدت میتواند تا حدی جواب ده باشد. در پیش گرفتن استراتژی مدمن نشان دهنده افول و از دست دادن برگ برندههای قبلی آمریکا و تلاش برای به دست آوردن برگ برندههای جدید بدون هزینه کردن و بدون داشتن قدرت واقعی و صرفاً با تکیه بر قدرت رسانهای است. این که قدرت آمریکا رو به افول است را خود ترامپ در جملهای با اشاره به ترور خودش اینگونه بیان و اذعان میکند: «کسانی تلاش کردند تا جان من را بگیرند من به این نتیجه رسیدم که از سوی خدا حفظ شدم تا آمریکا را مجدداً بزرگ کنم» ترامپ در این اظهار نظر تلویحا به کوچک شدن قدرت آمریکا اذعان میکند. راهبردهای مدمنی ترامپ در موضوعات مختلف در ادامه تشریح خواهند شد.
۳) راهبرد مدمنی ترامپ در غزه و محور مقاومت: ترامپ خوب میداند که با جیب خالی نمیتواند جنگ را اداره کند و حتی وقتی که جیبش پر بود از پس حوثیها و حماس بر نیامد و بارها اذعان کرد که دیگر قادر نیست هزینه جنگ با حوثیها را بپردازد و هر کس قصد مبارزه با حوثیها را دارد خودش باید پول و هزینه اش را بپردازد. همی موضوع عربستان را به سمت توافق با حوثیها پیش برد و عربستان با حوثیها توافقی را پیش میبرد که به شرط حمله نکردن حوثیها به تاسیسات آرامکو عربستان از حاکمیت حوثیها بر کل یمن حمایت کند و توافق در حال پیشرفت بود که صدای ترامپ در آمد و به عربستان اعتراض کرد که منظور او دادن سهم پولتان بود نه توافق کردن با حوثی ها... البته مرد دیوانه اذعان میکند که اگر به قدرت برگردد حماس را نابود میکند و در ادامه مجوز ارسال بمبهای سنگین بالای ۲۰۰۰ پوندی را به غزه صادر میکند، اما، چون با جیب خالی نمیتوان جنگید، پس رویکرد جنگی خود را به رویکرد فریبکاری تغییر میدهد تا بدون هزینههای جنگی به اهداف خود برسد. ترامپ از بایدن میخواهد قبل از روی کار آمدنش شعله جنگهای غزه و لبنان و اوکراین را فروکش کند و بقیه اوضاع را به او بسپارد. تا اینجای کار موفق عمل کرد. هر چند توافقات خود نشان از بی نتیجه بودن استراتژی جنگ برای از بین بردن حماس و روی آوردن به استراتژی عربده کشی، ترغیب به مذاکره و فریب در مذاکره دارد.
در خاورمیانه طرح تصاحب غزه و اخراج فلسطینیان به قدری مسخره است که صدای شورای امنیت سازمان ملل را در آورده و اسرائیل برای فشار بر این شورا از آن خارج شده است و حتی در نیویورک علیه این طرح تظاهرات میشود. اما متأسفانه در بیشتر کشورهای عربی پس از یک تاکتیک اعتراض نمایشی، سریعاً طرح ترامپ مقبول واقع میشود و آنها برای جلب نظر ترامپ با هم مسابقه میگذارند. به گونهای که:
-مردم سوریه پیشاپیش گول رسانهها را خورده و بشار اسد را به پای جولانی قربانی کردند.
-لدولت بنان برای قطع رابطه با ایران و خلع سلاح و تضعیف حزب الله تلاش میکند و سنگ اندازیهای زیادی در مسیر ارتباط ایران با لبنان و حزب الله میکند، اما حضور مردم لبنان در تشییع سید حسن نصرالله و شیخ صفیالدین این رویکرد دولت لبنان را بی نتیجه میگذارد.
-اردن با یک تشر نمایشی سریعاً طرح ترامپ را میپذیرد ولی نگران بافت جمعیتی خودش هست، چون میداند ممکن است با پذیرش فلسطینیها بافت جمعیتی به نفع آنها تغییر کند و نفوذ فلسطینیها در حاکمیت اردن افزایش یابد.
-اتحادیه عرب بدون محکوم کردن ترامپ به سمت طرح جایگزین میرود و هدفشان همراستا با آمریکا حذف حماس است. در طرح جایگزین بدون در نظر گرفتن نقش حماس مردم فلسطین در حد کارگرانی برای بازسازی غزه در نظر گرفته میشوند و امنیت غزه به مصر و تشکیلات اداری غزه به تشکیلات خودگردان سپرده خواهد شد. از همین ابتدا مشخص است که حماس با چنین طرحی مخالف است.
-امارات به آفریقای جنوبی امتیازاتی پیشنهاد میدهد تا از شکایت علیه نتانیاهو در دادگاه لاهه دست بردارد تا متاسفانه دست نتانیاهو برای سفر و تحت فشار گذاشتن مسلمانان.. باز شود؛ و ...
پس متوجه میشویم استراتژی مدمنی ترامپ در حکومتهای عربی جواب داده است. دلیل جواب دهی استراتژی ترامپ در خاورمیانه: سیاست اموی است که حق اعتراض به حاکمان ولو دست نشانده و اجارهای را برای مردم نامشروع میداند. ترامپ کاملاً به این قضیه واقف است و نگاه برده دارانه به اعراب دارد.
راه حل آن افشای این سیاست ضد دینی اموی نزد هوشمندان قوم عرب و عوام الناس است که برنامه ریزی بلند مدت میطلبد.
۴) استراتژی مدمنی ترامپ در تهدید سازمانهای جهانی به خروج از آنها: ترامپ معاهده پاریس و سازمان بهداشت جهانی خارج میشود و به اعضای ناتو دستور میدهد که هر کدام باید حداقل ۵٪ از تولید ناخالص داخلی خود را به ناتو اختصاص دهند تا هزینههای ناتو تامین شود. همه اینها بیانگر در تنگنا بودن آمریکا از نظر اقتصادی است و نشان میدهند که آمریکا به عنوان ابرقدرت دیگر قادر نیست سهم بیشتری از سایر کشورها بپردازد، بلکه اصلا قادر نیست سهمی بپردازد و این هزینهها را از دوش خود بر داشته است.
۵) راهبرد مدمنی ترامپ با تهدیدات تعرفهای سایر کشورها: ترامپ اعضای بریکس را که به دنبال ارز بریکس باشند را تهدید به تعرفه ۱۵۰ درصدی میکند. او همچنین کانادا و اروپا و چین را تهدید تعرفهای میکند و این باعث ایجاد واکنشهایی شده است به گونهای که چین در اعتراض به این رفتار ترامپ در سازمان تجارت جهانی از آمریکا شاکی شده است. تهدید تعرفهای کشورهایی که بیش از نیمی از جمعیت جهان را در اختیار دارند آن هم از طرف آمریکا با جمعیتی ۳۰۰ میلیونی بیشتر به ضرر خود آمریکا تمام خواهد شد و یک بلوف رسانهای است، اما برای گرفتن امتیاز در کوتاه مدت شاید اثراتی داشته باشد.
۶) راهبرد مدمنی ترامپ در مهندسی نژاد مردم آمریکا: درود محور یکی تهدید و تبعید مهاجران و دیگری تهدید تراجنسیتیها پیگیری میشود. ترامپ میلیونها نفر از مهاجران غیر قانونی را جنایتکار میداند و اظهار میکند که جنایتکاران را به همانجایی که آمدهاند باز میگرداند گروهی را به طرزی ترسناک و وحشتناک با غل و زنجیر و دستبند به پاناما تبعید میکند تا ترس رسانهای ایجاد کند و با این کار کنترل مهاجرین را انجام دهد. این موارد نشان دهنده این است که آمریکا از طرفی به بستری برای جذب جانیان تبدیل شده است و از طرف دیگر این جانیان کیفیت جمعیتی آمریکا را تهدید میکنند، چون هیچ عرقی به آمریکا ندارند و هیچ کمکی برای پیشبرد اهداف دولت آمریکا نخواهند بود پس از دیدگاه ترامپ اینها باید دور ریخته شوند.
جدای از مهاجران فوق تهدید تراجنسیتیها و ترغیب فرزندآوری با نمایش فرزندان ایلان ماسک به عنوان یک الگوی موفق آمریکایی نیز در سیاستهای مدمنی ترامپ دیده میشود. همه اینها نشان از رویکرد اشتباه گذشته آمریکا به فرهنگ اومانیستی دارد و معتقد است برای تأمین جمعیت باکیفیت و مورد نیاز به جای پذیرش مهاجران و حمایت از تراجنسیتی هوایی که قدرت فرزندآوری ندارند باید اقدامات بهتری انجام شود و نباید برای این دو گروه بی ثمر هزینه کرد.
دولت آمریکا به خوبی پی برده است که آمریکا از نظر نیروی انسانی باکیفیت که بتواند جلوی فساد را بگیرد و همچنین از نظر سربازان آمریکایی با اصالت که عرق و تعصب برای اقتدار آمریکا داشته باشند، در تنگنا است و دست به اقدامات اینچنینی میکند.
۷) راهبرد مدمنی ترامپ در تهدیدات مردمی و اقدامات در داخل آمریکا:
-ترامپ دستور کاهش ۸ درصدی بودجه ۸۵۰ میلیاردی پنتاگون در طی ۵ سال را میدهد که این نشان از این دارد که باید رویکردهای غیر نظامی را با آهنگ آهسته جایگزین رویکردهای نظامی کرد و این نشان از ناکارآمدی رویکردهای نظامی گذشته آمریکا دارد.
ـ رویکرد دیگر ترامپ تغییر نظام دموکراسی آمریکا با تهدید و سرکوب داخلی مردم با بستن رسانهها با تکیه بر غولهای اقتصادی آمازون و گوگل و مایکروسافت و تسلا و ... است که همه نشان از دست و پا زدن ترامپ برای بازگشت جایگاه از دست رفته آمریکا میدهد و نشان از ناکارآمدی دموکراسی در حفظ جایگاه آمریکا دارد. تمام اینها به نوعی سیاست ترامپ را به سمت دموکراسی ستیزی سوق داده است.
۸) راهبرد مدمنی ترامپ در تهدید هند: ترامپ هند را تهدید میکند و با یک تشر به نخستوزیر هند او را متقاعد به خرید سلاح از آمریکا میکند که حکایت از این دارد که آمریکا به هند نه به چشم یک متحد بلکه فقط به چشم یک بازار نگاه میکند و احتمالاً بازار فروش سلاح در آمریکا از رونق افتاده است و تهدید و فشار به هند نیز جواب داده است و البته قول فعال کردن کریدور هندوستان -ایتالیا هم داده شد.
۹) راهبرد مدمنی ترامپ در تهدید نظامی ایران: متأسفانه نسنجیده کارانی و کژاندیشانی از داخل ایران پیام ضعف برای ترامپ ارسال کردند و برخی از اطرافیانش ترامپ مثل دنیس راس و ریچارد هاس و نتانیاهو و مایک والتز (مشاور امنیت ملی آمریکا) تلاش کردند ترامپ را دچار خطای محاسباتی کنند و به او بگویند که ایران در ضعیفترین وضعیت خود قرار دارد و پدافند هوایی ایران نابود شده است. اما ترامپ هوشمندتر است. او ایران را قبلاً محک زده و میشناخت؛ بنابراین بار دیگر برای راستی آزمایی با یک نوشته که در آن خواسته بود ایران باید خود را به طور کامل خلع سلاح کند تا به میز مذاکره برگردد، ایران را محک زد ولی این بار هم تیرش به سنگ خورد و با پاسخ قاطع رهبر فرزانه انقلاب اسلامی و حضور باشکوه و همراهی مردم در ۲۲ بهمن رو برو شد. در قدم بعدی ترامپ برای پیشبرد اهداف خودش یعنی کشاندن ایران به میز مذاکره دست به دامان عربستان شد که پادر میانی کند. اما چون عربستان را مناسب ندید، آل ثانی امیر قطر را به ایران فرستاد که حضرت آقا تیر ایشان را نیز به سنگ زد و به او فرمود به جای پادرمیانی، به آمریکا بی اعتنا باشد و نترسد و پولهای بلوکه شده ایران را آزاد کن. این خود نشان از قدرت ایران و ضعف ترامپ دارد. البته عقب نشینی کژاندیشان داخلی هم تاکتیکی است. آنها قطعاً دست بردار نیستند و متعاقب تئوری معروف آنها یعنی فشار از پائین و چانه زنی از بالا (مثل گرانیهای مشکوک و دعوت به اعتراض ۲۵ بهمن و سو استفاده از قتل یک دانشجوی تهرانی، توئیتهای کامبیز مهدی زاده داماد روحانی و دیگران که رسایی را بی شرف خطاب کردند و به خیال خود به در گفتند تا دیوار بشنود و ...)، مترصد فرصتی برای ضربه زدن و به کرسی نشاندن حرف خود هستند.
ماهیت وجودی این گروه کج اندیش (اگر نگوییم مزدور) با بالا نگهداشتن پرچم مذاکره و ارتباط با آمریکا پیوند ناگسستنی دارد و البته اگر این رویکرد طرفدارانی نداشت اینها نمیتوانستند به راحتی امورات خود را پیش ببرند. پس باید با این تفکر نه با جنگ که با استدلال و تبیین مبارزه کنیم تا ترامپ را از اشتباه محاسباتی در مورد ایران به در آورد. ضمن اینکه در حال حاضر سناتورهایی مثل پیت ریکس و کلودیا تنی از اروپا میخواهند تا در سیاست فشار حداکثری و فعال کردن مکانیسم ماشه با آمریکا هم سو شوند و دستگاه روابط خارجی ایران باید از شکاف ایجاد شده بین اروپا و آمریکا در ماجرای جنگ اوکراین- روسیه حداکثر بهره برداری را بکند و با بهره گیری از این شکاف مانع از به ثمر رسیدن اهداف آمریکا از جمله فعال شدن اسنپ بک و مکانیسم ماشه شود.
۱۰) راهبرد مدمنی ترامپ در تهدید به تصاحب سرزمینی سایر کشورها: ترامپ علاوه بر غزه، خلیج مکزیک، کانال پاناما، کانادا و گرینلند را تهدید میکند که همه باید به آمریکا برگردند. ترامپ خوب میداند که هیچ کشوری چنین پیشنهاداتی را نمیپذیرد ولی به راستی چرا این چنین پیشنهاداتی که دشمن آفرین و مایه بدنامی هستند را مطرح میکند؟ مثلاً وقتی گوگل نام خلیج مکزیک را به خلیج آمریکا تغییر میدهد مکزیک گوگل را تهدید به شکایت میکند و در غزه هم نیازی به گفتن نیست و ... مارکو روبینیو خطاب به کانادا میگوید دوران امتیاز دادن به دیگر کشورها کانادا تمام شده و باید متقابلاً امتیاز بدهند.
این پیشنهادات جدای از اینکه خوی استکباری آمریکایی را بدون روتوش نشان میدهد نشان از ضعف آمریکا و دست و پا زدن برای بازگرداندن شکوه گذشته آمریکا دارند. ترامپ میاندیشد شاید برخی از کشورها مرعوب اسم آمریکا شوند و چه بسا مفت و مجانی میتواند سرزمین را تصاحب کند و البته اگر نکند چیزی از دست نمیدهد و با مطرح کردن موضوعاتی که اصلا خبر نبودند زمینه مذاکره و امتیازگیری یا همان باج گیری را فراهم کند. ترامپ از نظر این خو با پوتین وجوه مشترکات زیادی دارند و همدیگر را به خوبی درک میکنند و به همین دلیل با هم همکاری دارند. این استراتژی ترامپ همان قمپز در کردن و تیر مشقی است که میتواند با ایجاد هیاهو و بی نظمی زمینه را برای باج گیری و پوشش هزینههای مالی آمریکا هموار کند و همه اینها نشان از خالی بودن کیسه آمریکا و رسیدن کفگیر به ته دیگ دارند.
۱۱) راهبرد مدمنی ترامپ در تهدید انگلهای اقتصادی آمریکا: ترامپ پذیرفته است که مفسدان زالو صفت انگل وار از داخل و خارج به جان اقتصاد آمریکا افتادهاند و یکی از علتهای افول آمریکا همین انگلها هستند پس به جد به انگل زدایی از اقتصاد آمریکا میاندیشد و خود را تنها مردی میداند که توانایی انجام این کار را دارد. در این ارتباط در گامهایی ابتدا به افشای جنایت آژانس توسعه بین المللی آمریکا (USAID) در ماجرای کرونا میپردازد و کار را تا جایی پیش میبرد که منجر به اخراج ۲۰۰۰ نفر از پرسنلش میشود. افشای انگلهایی که به بهانههای مختلف مثل به جان اقتصاد آمریکا افتادهاند، نشان از این دارد که اولاً انگلها در اقتصاد آمریکا زیاد شدهاند در ثانی سیاستهای دشمن ستیزی آمریکا به شکل گذشته که افرادی را تأمین مالی کنند و به مبارزه با دشمنانشان بفرستند جواب نداده است و ثالثا شرکتهای انگلی مثل USAID که در ماجرای کرونا مثل انگلی از اقتصاد آمریکا ارتزاق میکرد برای آمریکا دستاوردی نداشتهاند و همه اینها فقط هزینه آمریکا را زیاد کردهاند پس ترامپ مأمور انگل زدایی از اقتصاد انگل زده آمریکا شده است. جدا از انگلهای داخلی، از نگاه ترامپ انگلهای خارجی مثل نتانیاهو و زلنسکی هم نباید بیش از این پول آمریکا را ببلعند و عموسام دیگر مهربان نیست. تهدید زلنسکی و دوشیدن اوکراین و صدور فاکتور ۱۷۵ میلیارد دلاری در عوض کمک ۱۰۰ میلیارد دلاری آمریکا به اوکراین و دست یازیدن به منابع معدنی مهم و مصادره سرزمینی به نفع پوتین و کشیدن دندان عضویت زلنسکی در ناتو علیرغم تمایل اروپا همه نشان از این دارد که سیاست مدمنی ترامپ در اوکراین جواب داده است و زلنسکی برای افزایش قدرت نظامی فقط به آمریکا چشم دوخته است و همه داشته خود را در سبد آمریکا گذاشته است و قطعاً زلنسکی با این اشتباه هم خود و هم اوکراین را به قهقرا خواهد برد و درس عبرت خواهد شد. کما اینکه ترامپ این دست نشانده را دیکتاتور، بی کفایت، احمق و برباد دهنده دلار آمریکا خطاب کرد و برایش به جای ۱۰۰ میلیارد دلار ۱۷۵ میلیارد دلار فاکتور کرده است و وقتی زلنسکی مقاومت کرده است به او گفته به فرانسه بگریزد. زلنسکی هم با دو شرط پذیرفته است.. اینگونه افراد ترامپ را دچار خطای محاسباتی در باره سایر کشورها و از جمله ایران میکنند.
۱۲) راهبرد مدمنی ترامپ در مقابل پوتین: و، اما آخر یک پرسش باقی میماند و آن این که ترامپ دیوانه چرا وقتی با پوتین روبهرو میشود، متفاوت عمل میکند؟ پاسخ در یک کلمه نهفته است. تهدید دلار آمریکا توسط پوتین با ارز بریکس و ترامپ برای نجات دلار از شر بریکس لازم باشد خود را به آتش میافکند؛ بنابراین باید به روش خود آمریکاییها از این نقطه ضعف به آنها فشار آورد و آنان را وادار به تسلیم و پذیرش خواستهها کرد. کاری که دقیقاً پوتین در برابر آمریکا انجام میدهد و البته ایران باید هوشیار باشد که ترامپ و پوتین ایران را با اوکراین تاخت نزنند. در ارتباط با محور ایران و روسیه از مجرای جمهوری آذربایجان نیز ایران باید با دقت تمام تهدیدات و فرصتهای پیش رو بررسی شود تا تهدیدات به فرصت تبدیل شوند و دلیل اصرار گذر این دالان از جمهوری آذربایجان برای مردم مشخص شود.
نتیجه گیری: آمریکا در نقش یک ابرقدرت به شدت از نظر مالی و نیروی انسانی با کیفیت به شدت در تنگناست. گرفتار فساد و انگلهای اقتصادی و انگلهای جمعیتی شده است. رو به افول و قهقرا است و ظهور مدمنی مثل ترامپ در شرایط بحرانی کنونی آمریکا فقط و فقط با هدف کاهش سرعت افول یا توقف روند رو به افول و حتی دور زدن و برگشت از این روند معنا مییابد. اگر ترامپ بتواند انگل زدایی بکند موفق خواهد شد. برای انهدام حماس به جای روشهای پرهزینه جنگی رو به روشهای غیر مالی مثل تهدید و فریبکاری اعراب آورده است؛ و برای کنترل ایران پس از نا امید شدن از روشهای تهدیدی و پادرمیانی اعراب، دل به امتیازات داده شده به روسیه بسته است.
یک توصیه مهم: تمام این تصمیمات و تلاشهای ترامپ در کمتر از دو ماه انجام و عملیاتی شده است و از این نظر نسبت به دولتمردان ایران که ماه هاست در مسند ریاست جمهوری هنوز به دنبال کارشناس حل مسائل است قاطعیت و برتری بیشتری در امر مدیریت دارد. لازم است دولتمردان ایران مقداری در تصمیم گیری و اجرا سرعت عمل را افزایش دهند.