به گزارش خبرنگار فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»، مجید شاه حسینی در همایش حکمت هنر انقلاب اسلامی در حوزه هنری گفت: عنوان بحث ضرورت یونان زدایی از هنر دینی می باشد که دلیل انتخاب این مبحث این می باشد که در ترم جاری موفق نشدیم مکتب شناسی را به عنوان یک استراتژیک جدید خدمت دوستان ارائه کنیم.
بنابراین جای خالی آن را بین دوستان مشترک پایه های مختلف حوزه حس می کنیم، بنده ضرورت دانستم تا با منظر همایش حاضر و نیاز موجود که داریم یک جمع بندی سریع و فشرده از مقایسه هنر یونان با هنر دینی و مبنا و اصول و نهایت این دو خدمتتان تقدیم کنم و معرفی کتاب داشته باشیم تا مجموعه چیزی شود که در این ترم موفق به عرضه آن نبودیم.
وی در ادامه گفت: کتابی که در این جلسه به آن اشاره دارم و به همراه آورده ام کتاب خیلی در دسترسی نیست و یک نوبت ترجمه و چاپ شده است و بعد هم بنابر دلایلی چاپ نشده است و خیلی هم به افراد غیر محقق که دغدغه تحقیق عمیق در مباحث فکری و حکمتی ندارند و اصولاً مبانی دین را به صورت عمیق واکاوی نمی کنند؛
نمی توان توصیه کرد، اما در جمع فضلی می توان از این کتاب نام برد و اینکه چرا به عنوان کتاب محوری این جلسه استاد از باب عبرت هایی است که می توان گرفت و شاید ستون فقرات بحث ما در امروز این کتاب باشد.
کتاب در شاخه رزین که پژوهش در جادو و دین است به تألیف جیمز جورج فرایزر، نویسنده و محقق انگلیسی می باشد که مبانی ما در این جلسه در این کتاب قابل یافت است معرفی این کتاب به دلیل تأثیر محتوا بلکه به دلیل این است که نیمی از بحث ما که معطوف به ریشه شناسی هنر یونانیست در این کتاب می باشد.
و بر این کتاب مبان کمکی دیگری چون ایلیاد و ادیسه هر دو از اُمِر اِنِعید تلمارک می باشد، کتاب زوایای تاریخ حکمت و سی و شش وضعیت نمایشی را بیفزایید.
در هنر دینی به قرآن کریم، اهل بیت و سیره آن بزرگواران نیز احتیاج داریم و به عنوان منابع دیگر کتاب دغدغه فرهنگی مقام معظم رهبری و کتاب علامه بزرگوار جوادی آملی در مبانی هنر دینی متون دیگر است که برای اشاره به توان شناسی هنر دینی به عنوان منبع بحث در آغاز خدمتتان معرفی می کنم.
شاه حسینی پس از مقدمه سخنانش در ادامه گفت: چرا باید از ضرورت یونان زدایی از هنر امروز سخن گفت شاید به این دلیل باشد که یونان در فضای دانشکده های هنری ما بسیار مهم و محترم و مقدس شده که نیاز داریم از این بحث شروع کنیم.
امروز هر دانشجوی رشته هنر در هر جای دنیا که مبانی حکمی، فلسفی مضر را می کاود نقش یونان را بسیار برجسته می بیند.
صحبت اصلی این است که مگر یونان کجاست و مگر مبانی فلسفه، حکمت و اساطیر چقدر مهم هست که بنیان هنر امروز جهان غرب قرار گرفته و به تقلید از تمام رشته های وارداتی و تقلیدی به کشور ما وارد شده و طبعاً هم در دانشگاه های هنر ما، این مبانی تدریس می شود.
وی اظهار داشت: امروز بسیاری از گله ها که در سینما و تلویزیون و هنرهای دیگر داریم، در واقع گله هایست که از یونان و هنر یونانی داریم و هیچ وقت فرصت نشد تا در یک بحث مقایسه ای و عمیق، دلایل این شکایت و ناخرسندی را به شیوه مبسوط ابراز کنیم.
استاد مباحث هنر انقلابی گفت: حقیقت این است که امروز در کشور ما بیشتر یونان را به واسطه فلسفه ان می شناسد و گاهی می ستایند و همین طور بسیاری از مفاهیم اولیه هنر شامل درام، پیکرتراش، تئاتر، نقاشی و موسیقی را معطوف به یونان می دانند از این جهت یونان در دانشکده های ما بسیار برجسته و مهم شده است.
وی ادامه داد: در باب سی و شش وضعیت برگرفته از هنر یونانی پیش از این صحبت کردیم و قصد تکرار در این همایش نیست، همه اینها را وقتی کنار یکدیگر می گذاریم به یک مجموعه کلی می رسیم که مجموعه ایست از باورها، اصول و مبانی ارزشی و هنجارهای هنر یونان که تا امروز در ساحت هنر جهان فرمانروایی کرده و سهم سایر اقوام که قاعدتاً اصول دراماتولوژی در مبانی هنر متعلق به خود را داشته اند در این عرصه بسیار کم و ناچیز است.
شاه حسینی گفت: بعد از وقوع انقلاب اسلامی در ایران ما با هنر هم رفتاری مشابه سایر رشته های تخصصی داشته ایم و مبانی و متونی که عمدتاً تصمیم گرفته شد که حتی بعد از انقلاب فرهنگی در دانشکده های ما تدریس بشود، عمدتاً همان منابع و متون غربی بوده است.
به تبع آن، زیباشناسی و تعاریف یونانی را بی آنکه حتی در آن اندکی تأمل کنیم در خود پذیرفتیم.
وی بیان کرد: در این بحث می خواهم مقایسه کنم که چگونه افرادی که ضرورتاً هم فکر ما نیستند و در ساحت هنر و ادبیات و میراث مشترک اسطوره جهانی بررسی شده بود و حتی ما به تجربه آنها هم توجه نکردیم و نتیجه همان وضعی است که امروز در آن به سر می بریم. آن چه که امروز در آن به سر می بریم، نقطه صفر است یا آنقدر تاریک است که صرفاً باید از آن گلایه کرد اما به وضوح می توان دید که انقلاب اسلامی ایران به میزان 35 سال عمری که پشت سر گذاشته، میراث هنر دینی به ساحت دنیا عرضه نکرده است.
من تصور می کنم که یکی از دلایل عقب ماندگی در این زمینه هنوز اژمونی هنر دینی است که در آن مطالعه دقیق نداریم و آن را پذیرفته ایم.
شاه حسینی گفت: کتاب جورج فرایندر را باز می کنیم، اونام کتاب خود را از یک گیاه سلطنتی که در گلخانه ملکه وقت انگلستان بود شاخه زرین گذاشته و ظاهراً روابط نزدیکی با ملکه داشته و لقب «سر» از او دریافت کراه است.
وی عمر خود را در پی ادیان و اساطیر سپری کرده و سپس در مجموعه ای 13 قسمتی به نام شاخه زرین این نتیجه مطالعات تطبیقی خود را عرضه داشته است.
وی اظهار داشت: چرا جادو مقدم بر دین نام برده شده، فرایزر اصرار داشته بیان کند که بشر برمبنای وهم بشری خود، از آغاز رازی را در عالم فرض کرده و جهل خود را از مبنی شکل گیری عالم به عالم ماوراء نسبت داده و آن قسمت از عالم ماوراء باورمند مفهوم جادو شده و بر مبنای منطق ضمیر ناخودآگاه مشترک جمعی دست به اساطیر مشترک با نام های متفاوت زده است و فرآیند سفر از جادو به اسطوره، نهایتاً منزلی به نام دین بوده و دین چیزی نیست الا همین باور قرینه جهل بشر که از جادو برخاسته و در اسطوره تأمل یافته و نهایتاً در عالم دین موصل شده است.
این منتقد باین کرد: زمان طرح این تئوری در وقتی بوده که انسان مغرور پایان وقت نوزدهم غره به علم اصولی و جهان بینی ساین تیفیک در عالم دعوی خدایی سر داده بود و بعد که از فلاسفه قرن نوزدهم مرگ خدا را اعلام کردند دانش و بلوغ فکری بشر به آن حد رسید که دیگر نیازی به خدا نیست و عالم دلیلی ندارد که مقدس باشد و عالم مقدس برای انسان جاهل بود پس در دورهای که فلاسفه و دانشمندان و عالمان روز از عالم راز زدایی کردند لاجرم تقدسزدایی کردند و نیاز به دین ندیدند.
این کتاب در آن دوره مانیفست چنین افرادی قرار گرفت.
شاهحسینی گفت: قول مشهوری است که میگوید این کتاب برای هنرمندان و علمای تطبیقی اسطورهای و هنر تاثیری داشت که داروین در دوره خود داشته است.
وقتی نظریه داروین همچون بمب در پایان قرن نوزدهم وقتی که پارمارکس جهانبینی الهادی خود را در همان ایام عرضه داشت و رسما نظامی اجتماعی که خدا در آن شأنیت نداشت و انسانی که در آن میزیست باوری به خدا نداشت و به چنین دنیای بیخدا آمد آن را در قالب یک ایدئولوژی الهادی و ماتیرالیستی مطرح کرد پیدا شد که از این دو گمنامتر و موثرتر بود و حرفش تا امروز متاسفانه در ضمیر ناخودآگاه هنرمندان حتی در کشور ما باقیمانده است.
وی ادامه داد: سوالی است که آیا جیمز جورج فرایزر انسان مغرضی بوده! آیا در نگاه و مقایسه بیانصافی کرده! آیا مصادیقی که بررسی کرده و به نتیجه رسیده و لاجرم به هنر الهادی و غیرمتعهد و مفهوم قدس رسیده؛ آیا این سیدسیدی غیرمنصفانه است.
پاسخ این است که ما نمیخواهیم با سابجکت تیوی تی ای که فریزر را مورد سوال قرار میدهد وقت دیگران را بگیریم.
اگر او را در ساحت جادو و اسطوره آن قدر پژوهشگرانه برخورد کرده که در حالی که ستون فقرات بحث او یونان باستان است به سراغ اساطیر یونان باستان و آفریقا و آسیا و اروپا رفته و اساطیر همه را مورد مداقه قرار داده؛ اگر این انصاف را در مورد ادیان الهی و ابراهیمی به کار میبرد میتوانستیم بگوییم که بررسی او منصفانه بوده و منطقا باید دین مبین اسلام را بررسی میکرد که نکرد.
این همانجاست که میگوییم شرط انصاف رعایت نشده و کیست که میداند، همین امروز هم که به عهدین و کتاب مقدس شامل انجیل و تورات رجوع کنیم پر از مطالب تحریف شده است.
شاهحسینی گفت: آنچه که شما در عهدین میبینید مفاهیم توحیدی نیست ردپای بسیار جدی اساطیر دروغ در آن دیده میشود و باور دینی هم همین است.
با این رویکرد معلوم است که در مقایسه میان متون اسطورهای و مقدس به عهدین اشتراکات فراوانی پیدا خواهد شد در سفر طولانی از جادو به اساطیر و از اساطیر به کتب مقدس مورد قبول ادیان دیگر طبعا آقای فرایزر مسئله را در حالت خاص طرح کرده و به نتیجه مطلوب خود رسیده است.
وقتی که آب گلآلود است و زلال نیست سفر از خاک تا گل و از گل تا آب گلآلود سفری معقول است و اشتراکاتی در همه اینها وجود دارد اما چرا آب زلال در بررسی فرایزر نیست!
عجیبتر از هم مقدمهایست که برای این کتاب در کشور ما نوشته شده است.
وی اظهار داشت: اینها آمدهاند و دست به تقسیم ادیان زدهاند، ادیان کهن و ادیان مدرن که مسیحیت ادیان مدرن است و وارد یک دینشناسی تطبیقی شدهاند.
نهایت این است که برای باورها و جادو طبیعت احترامی قائل بود و آنها را پرستید نهایتا به ادای نویسنده به دین رسید. این ادیان ادیان کهن بودند و به دوران مسیحیت که رسید باز درصدد اثبات آن آمدند که نگاه مسیح هم همین جادو بوده است.