به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ زندگی به سبک رزمندگی همیشه یادآور چالشها، فداکاریها و روایتی از سختیها و قهرمانیهاست. در راهیان نور، جایی که مرز میان گذشته و حال به طرز عمیقی محو میشود، ما از میان خاک و خون، از دل تاریخ میگذریم تا به یاد بیاوریم که در چه روزهای پرشور و پرخطر، قهرمانانی از جنس مردم این سرزمین، جان خود را فدای آرمانها و ارزشها کردند.
راهیان نور، شاید تنها یک سفر نباشد، بلکه یک بازگشت به قلب تاریخ است. این سفر ما را با گذشتهمان پیوند میدهد و به ما یادآوری میکند که آزادی و امنیت امروز، نتیجه خونهای بسیاری است که در این راه ریخته شدهاند. در این مسیر، انسانها با پاهایی خسته از جادههای پر از گرد و خاک، اما با دلی پر از امید و افتخار، گام برمیدارند. آنها از دل خاطرات جنگ و دفاع مقدس به راه میافتند تا خاطرات رزمندگان را زنده کنند.
در این مسیر، چشمان هر رهگذر با گلابی از اشک پر میشود، زیرا در کنار تابوتهای خاکی، نامهایی بلند و پرآوازه به یاد میآید. از شهیدانی که در خاک خوزستان، در دل بمبارانها و حملات دشمن، تنها با ایمان و اراده خود ایستادند. هر قدمی که در این راه برداشته میشود، گویی صدای گامهای رزمندگان را میشنویم که در خاکریزهای جنگ، بر سر آرمانهایشان میجنگیدند.
زندگی به سبک رزمندگی چیزی فراتر از یک نبرد فیزیکی است. این سبک زندگی، گویی مجموعهای از امید، شجاعت، و ایمان است که در دل هر سرباز و هر مدافع نهفته است. رزمندگان به خود ایمان داشتند و به سرنوشت خود به عنوان کسانی که در لحظات سرنوشتساز تاریخ ایستاده بودند، افتخار میکردند. آنها در میدان نبرد، از تمام داشتههای خود گذشتند تا سرزمینشان را از دست دشمنان حفظ کنند. این روحیه، که امروز در قالب راهیان نور به نسلهای جدید منتقل میشود، به ما یادآوری میکند که نباید فراموش کنیم که آزادی و استقلال امروز، نتیجه فداکاریهای آنهاست.
گذر از مناطق عملیاتی دفاع مقدس، انسان را به فکر فرو میبرد. جادههای خاکی و بیانتها، کانالهای پر از گل و لای، سنگرهای خالی و یادگاریهای پراکنده از زمان جنگ، همه و همه روایتگر داستانی بزرگ از مقاومت، ایثار و شهادت هستند. در این مناطق، خاک هنوز بوی خون و عرق رزمندگان را به خود گرفته است. در هر سنگر، در هر دیواری که روزگاری بر آن خمپارهها اصابت کرده، هنوز صدای خسته و پر امید رزمندگان را میتوان شنید.
اما در کنار این سختیها، رزمندگان از سر ایمان و عشق به وطن، به سختترین شرایط پا میفشردند. آنها باور داشتند که برای رسیدن به آزادی، باید در برابر هر دشمنی ایستاد و این ایستادگی هیچ گاه بدون قیمت نخواهد بود. در این سفر معنوی که راهیان نور نام دارد، شما خود را در کنار آنها مییابید، در کنار کسانی که بیآنکه از خود نامی بگذارند، تنها برای الله و وطنشان جنگیدند.
امروز، ما در این مسیر، به نشانه احترام و قدردانی، به خاکی که شاهد رشادتها بوده قدم میگذاریم. قلبهایمان پر از احساسات متناقض است؛ از یک سو غم و از سوی دیگر افتخار. از یک سو دلتنگی برای کسانی که دیگر در میان ما نیستند و از سوی دیگر امید و انگیزهای که از یادآوری فداکاریهایشان در دل ما زنده میشود. راهیان نور یک سفر کوتاه یا یک سفر فیزیکی نیست؛ این یک سفر درونگراست، سفری که در آن شما به دنیای خودتان وارد میشوید و به عمق روحیه آن رزمندگان پی میبرید.
لحظاتی که در این سفر سپری میشود، همچون یک پیوند با گذشته است. زمانی که شما در کنار یادبودهای شهدا ایستادهاید، در برابر عکسهای خاکی و قدیمیشان قرار دارید و به عکسهای آنها خیره میشوید، انگار که زمان از حرکت ایستاده است. شما به چیزی بزرگتر از یک مرد یا زن نگاه نمیکنید؛ شما در حال نگاه کردن به یک ملت، به یک سرنوشت مشترک و به یک تاریخ هستید که در آن مقاومت، ایثار، و شجاعت معنا پیدا کرده است.
راهیان نور، نه تنها یک سفر به مناطق جنگی است. بلکه یک بازگشت به خود است؛ به جایی که در آن هر کدام از ما با اندکی تفکر و درک بیشتر، میتوانیم از رزمندگان به عنوان الگوهایی برای ایستادگی در برابر سختیها و دشمنان واقعی زندگیمان بهره بگیریم. این سفر، روحیهای نو به ما میدهد، قدرتی برای مقابله با مشکلات روزمره و انگیزهای برای پیگیری آرمانهای بزرگتر از خود.
به همین دلیل است که زندگی به سبک رزمندگی همیشه یک رویداد ویژه در تاریخ ایران است. چرا که این سبک زندگی به ما میآموزد که در سختترین شرایط نیز میتوان ایستاد، و حتی زمانی که تمامی درها بسته به نظر میرسند، امید و ایمان همچنان به ما نور میبخشند. راهیان نور، در واقع یک سفری است برای درک معنای واقعی زندگی و ایثار. سفری است که هیچگاه از یاد نمیرود.
ابراهیمیان روایتگر در جمع دانشجویان حاضر در اردوی راهیان نور گفت: در عملیاتهایی که امروز در مناطق عملیاتی انجام میدهیم، به یاد دارم که دقیقاً در همان روزها، در اردیبهشت سال ۱۳۶۵، عملیاتی به نام سیدالشهدا در همین منطقه انجام شد. شما دقیقاً همان کاری را دارید تکرار میکنید که آن روزها انجام شد. در این راه، روایتی از حضرت علی علیهالسلام به یاد میآید که میفرمایند: «خدا رحمت کند کسی را که بداند در کجاست و به کجا رهسپار است.»
وی افزود: این جمله به ما یادآوری میکند که یک ملت باید نه تنها گذشتهاش را بشناسد بلکه باید آیندهاش را هم روشن ببیند، همانطور که در تاریخ ایران مشاهده میکنیم. ملتی که الگوهای تاریخی خود را نشناسد، به هیچجا نخواهد رسید. در شاهنامه فردوسی، اولین انسانی که پا به کره زمین میگذارد کیومرث است. کیومرث پسری به نام سیامک داشت که در ادامه فرهنگ ایران را به دست گرفت. این نشان میدهد که برای مقابله با اهریمن و بدیها، باید هم انسانهای باهوش و یک جامعه با فرهنگ داشت.
ابراهیمیان خاطرنشان کرد: در بیانیه گام دوم انقلاب، حضرت آقا سه اصل مهم را مطرح کردند:« خودسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی» این اصول در تاریخ ایران نیز بازتاب دارند. مثلاً پسر هوشنگ، طهمورث به پسر طهمورث، جمشید، رسید که قلمروی وسیعی را تحت حکومت خود داشت. اما جمشید از قدرت خود سوءاستفاده کرد و به ادعای خدایی رسید. در برابر ستمگری، چون ضحاک، که به جباریت رسید، تنها یکی از نشانههای قدرت و ظلم در تاریخ ایران بود.
وی افزود: در داستان شاهنامه، نقش زنان نیز بسیار مهم است. همسر آخرین پادشاه تیموری، شاهرخ، گوهرشاد، اقداماتی بسیار تاثیرگذار انجام داد که از جمله تبدیل شاهنامه به کتاب درسی در مدارس بود. این حرکت فرهنگی منجر به شکوفایی اندیشههای ایرانی و به شکلگیری امپراتوری صفویه در قرنهای بعد شد.
ابراهیمیان گفت: در جنگهای تاریخی ایران، همیشه به یاد داریم که جوانان ایرانی جان خود را فدای سرزمین کردند، مانند آرش کمانگیر که با جانفشانی خود مرزهای ایران را مشخص کرد. این روحیه ایثارگری و میهنپرستی در دوران معاصر نیز وجود دارد. به یاد دارم زمانی که در دوران کرونا به عنوان پرستار در بیمارستان امام خمینی مشغول به کار بودم، پیرمردی را دیدم که در بخش آیسییو از مصرف دارو خودداری میکرد. وقتی از او پرسیدم چرا داروهایش را مصرف نمیکند، گفت که دیگر به سن ۶۵ سالگی رسیده و به اخبار تلویزیون اعتماد کرده است. او گفت که از ۶۲ سال به بالا مرگومیر زیاد است. اما وقتی به او گفتم که بیماران ۹۰ ساله را هم مرخص کردهایم، دلسرد شد و به داروها و درمان خود توجه کرد. این نوع میهنپرستی، نشاندهنده همدلی و عشق به وطن است.
وی افزود: در طول تاریخ، ایران با مشکلات و چالشهای زیادی روبهرو بوده است. از استعمار و جراحتهای ناشی از آن گرفته تا جنگها و بحرانهای اقتصادی. اما همیشه ایرانیان در برابر مشکلات ایستادهاند و این سرزمین را حفظ کردهاند. در جنگها و بحرانها، همانطور که در زمانهای گذشته درختان کهنسال در جنگلها میمانند، ایرانیان نیز در برابر مشکلات سرسختانه مقاومت کردهاند.
ابراهیمیان در پایان خاطر نشان کرد: امروز، همانطور که در تاریخ ایران شاهد بودهایم، این مقاومت باید ادامه یابد. همانطور که در دورانهای مختلف، از زمان کیومرث گرفته تا دوران صفویه، ایرانیان با دشواریها مقابله کردهاند، امروز نیز باید ایستاده و با مشکلات مقابله کنیم. باید همواره به یاد داشته باشیم که ایران تنها یک سرزمین نیست، بلکه یک تاریخ، فرهنگ و هویت است که همیشه باید از آن دفاع کنیم؛ ایران، سرزمین مقدس و باستانی ما، همیشه ایستاده است و ما نیز باید تا آخرین لحظه در کنار این سرزمین باقی بمانیم و از آن دفاع کنیم.
سعید سیاه سرانی کجور در یادمان شهدای اروندرود گفت: به بزرگترین گلزار شهدای آبی جهان خوش آمدید؛ در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۶۴، تعدادی از جوانان از این نقطه عبور کردند، همان مسیری که اکنون شما در آن قدم میزنید. این مسیر، مسیری است که رزمندگان به شهادت رسیدند و جان خود را فدای ما کردند. این شهدا رفتند تا ما بمانیم، تا امروز ما در امنیت و آرامش زندگی کنیم. فراموش نکنید، ما مدیون این عزیزان هستیم.
وی افزود: بچهها، خوش آمدید به خاصترین یادمان کشور. شما هماکنون در مسیر شهدا قرار دارید، همان مسیری که آنها از این نیزارها و چولانها گذشتند، به جایی رسیدند که برای ما امروز این سرزمین را حفظ کردند. یادمان باشد که این شهدا با سختی و مشقت از این آب اروند گذشتند. روزگاری، اگر به یاد دارید، ما با دشواری و به زور از این آب گذشتیم.
سیاه سرانی کجور در ادامه بیان کرد: امروز، مژدهای به شما میدهیم. امروز ما در موقعیتی هستیم که اقیانوسها را دور میزنیم، دنیا را طی میکنیم. روزگاری که شهدا با پل بعثتی، که شاهکار مهندسی رزمی دنیا بود، رفتند، امروز ما در جایی ایستادهایم که اقتدار ما به جایی رسیده که در منطقه، همه به ما احترام میگذارند. هیچ کشوری امنیت و آرامش ما را ندارد. امروز، در قله اقتدار قرار داریم.
وی خاطرنشان کرد: بچهها، ما لباس نوکری به تن کردیم تا برای مردم این سرزمین خدمت کنیم. چشم ما به کسانی است که بخواهند به این سرزمین نگاه چپ کنند. آمادهایم که جواب هر تهدیدی را بدهیم. امروز، با افتخار اعلام میکنیم که ناو رسمی شهید سلیمانی را ساختیم، ناوی که به دست جوانان متخصص کشورمان در نیروی دریایی سپاه ساخته شده است. این ناو، زمانی که وارد خلیج فارس و آبهای آزاد میشود، نام قاسم سلیمانی را بر زبان دشمنان میاندازد و آنها را مجبور میکند که در مقابل ما احترام بگذارند.
این روایتگر بیان کرد: در دوران گذشته، دشمنان ما ایران را تهدید میکردند، اما امروز قدرت و اقتدار ما به جایی رسیده که آنها مجبورند به زبان شیرین فارسی پاسخ بدهند. ما به دشمنان میگوییم که خلیج فارس برای ما پیشانی و ناموس است و برای حفظ آن جان خود را فدای این سرزمین میکنیم. جزایر سهگانهمان را از دشمنان بازپس میگیریم و اجازه نمیدهیم که هیچ دشمنی به خاک ایران چشم طمع داشته باشد.
وی در پایان گفت: در سال ۱۳۹۴، ما ۱۰ تفنگدار آمریکایی را دستگیر کردیم، که در حال گریه و التماس برای آزادی خود بودند. این اتفاق نشانهای از اقتدار و قدرت جمهوری اسلامی ایران است، چرا که هیچ کشوری در دنیا مانند ایران، توانسته است از آمریکا عذرخواهی بگیرد. امروز، استقلال، اقتدار و امنیت کشورمان مال خودمان است و هیچ قدرتی نمیتواند آن را تهدید کند، ما امروز ایستادهایم، مقاومتر از هر زمان دیگری، و با عزت و سربلندی به پیش میرویم. این میراث شهدای عزیز ماست که باید همواره حفظ و ادامه دهیم.
در نهایت، میتوان گفت که راهیان نور تنها یک یادآوری از گذشته نیست، بلکه یک پیام روشن برای زندگی امروز ما است. سبک رزمندگی که در دوران دفاع مقدس تجلی یافت، امروز میتواند به عنوان الگویی برای مقابله با مشکلات و چالشهای روزمره به کار رود. این سفر معنوی و فرهنگی، ما را دعوت میکند تا به یاد فداکاریهای رزمندگان و شهدای عزیز، روحیهای مقاوم و ایثارگر در خود بپرورانیم و در زندگی شخصی، اجتماعی و حرفهایمان از آن بهره ببریم.
سبک رزمندگی در دنیای امروز نیز میتواند به ما کمک کند تا در برابر مشکلات ایستاده و با ایمان و همت، راهی برای پیروزی بیابیم. راهیان نور، نه تنها یک سفر به تاریخ است، بلکه یک سفر به دل خود است؛ سفری که از آن میتوان در مسیر تکامل شخصی و اجتماعی بهره برد.